سلام.
ممنونم از همه تون. درست میگید.
درمورد اتوبوس واقعیت داشت. قرار بود با اتوبوس بریم ولی داداشم گفت اذیت میشید و با ماشین ما برید.حدود 3 ساعت قبل از حرکت پیشنهاد داد.
منم این تو ذهنم بود که اینکه ما بهانه ی اتوبوس رو بیاریم درست نیست اما شوهرم با زنگ زدنش و گفتن این حرف اوضاع رو خراب کرد به نظر من.
من نیت داشتم که با یه تیر دو نشون بزنم. جرات مدارانه بگم که : به این دلیل بود که دوست داشتیم سفر 2 نفره بریم . همین. (نه بهانه ی اتوبوس)
هدف 2 ام : اونا عادت کردن خطا کنن و من ببخشم و به روی خودم نیارم. حالا اونا بی دلیل سردی میکنن و داداشش تلفن زده که : ما هم خدایی داریم ...
خواستم بهشون بگم که از این جور حرف زدانشون ناراحت میشم و اونا حق ندارن با ما اینجوری برخورد کنن.
احتمالا فردا شب ببینمشون. نمیدونم چیکار کنم؟
به نظرم این موضوع پیش اومده فرصت خوبیه و باید ازش استفاده کنم اما چه طوری؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)