سرکار خانم دانه؛بهتر نیست بگویید:همسر مناسب از دیدگاه من یا از دیدگاه عقیده ای ویژه؛زیرا مثلا اینکه زن خودش را به قول شما در برابر نامحرمان بپوشاند،بسیاری چنین نکرده و بسیار هم افراد مناسبی هستند.
لذا شما نمی توانید لفظ شایسته را به طور کلی و مطلق درباره افرادی بگویید که دقیقاً صفات مورد نظرتان را دارند.بسیاری از شرایط و ویژگیهایی را که برشمردید،به هیچوجه نه شرط لازم و نه کافی هستند.
تنها برای نمونه این را بگویم که:خانواده یک کارگر ساختمانی آیا فاقد اصالت هستند؟یا دختری و پسری که پدرشان معتاد بوده یا هست یا اصلاً اعدام شده است،اصالت ندارند!!!!؟؟؟شاید من یا شما نخواهیم با آنها بنا بر همرنگی با عوام یا حرف مردم یا اصلاً سلیقه خودمان ازدواج نماییم،اما آیا این دلیلی بر عدم اصالت،خوبی و نجیب بودن آنهاست؟؟؟؟؟
یک پرسش ریشه ای تر نمود می یابد که:آیا اصلاً این انسانها که خود هیچ دخالتی در بوجود آمدن موقعیتی که در آن هستند،نداشته اند و قربانی هم بوده اند،باید چکار کنند؟؟؟اصالت یعنی چه؟؟یعنی مثلاً طرف تا هفت پشتش پول دار باشند!!!!یا شجره نامه تا چهل پشتش داشته باشد؟؟؟
.
.
.
.
.
برای تک تک صفاتی را که شما شرط شایسته بودن یک شوهر یا همسر می دانید،می توان براحتی مثالهایی مغایر آنها آورد؛البته من به سخن و رای سرکار احترام کامل می گذارم،اما بنده یک نظری دارم و آن این است که:
باید در برخورد با افراد بدون توجه به این مفاهیم جعلی و مورد پسند عوام،تنها و تنها انسان بودن آنها را در نظر داشت.هر کسی دو گوش،چشم،دست و پا دارد و یک بینی و دهان!!همین؛چرا این اندازه برای خود فیلترهای الکی ذهنی قرار می دهید؟؟؟چرا شایستگی را تنها بر اساس باوری خاص خودمان برحق می دانیم؟؟؟؟؟؟؟
من البته به اینکه طرف ما باید با ما شباهتهاپیی داشته باشد و اینکه از همدیگر شناخت نسبی داشته باشیم،کاملاً عقیده دارم؛اما نباید مفهوم شایستگی را مصادره به نفع عقایدمان بکنیم و ریشه ای تر از آن اینکه:**درباره دیگران داوری کنیم.**







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)