به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 66
  1. #31
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عشق به زن شوهر دار

    سلام آقا امید،

    به تالار همدردی خوش آمدید.

    این تاپیک در عرض 1-2 روز به صفحه پنجم رسیده! همانطور که گفته شد ما ظرفیت تاپیک های مشاوره ای رو 50 پست تعیین کردیم تا سرعت پیش رفتن تاپیک اینقدر زیاد نباشد و همینطور مراجع و اعضایی که قصد کمک کردن دارند، روی هر پست خودشون فکر کنند و فقط موقعی پست ارسال کنند که نیاز هست. من مجبور شدم که یک سری از پست های تاپیک رو با هم ادغام کنم، با این حال از دوستان تقاضا دارم که از ارسال باز سرعت بالا و به خصوص از ارسال های چتگونه خودداری کنند. ارسالهای چتگونه طبق قوانین حذف خواهند شد!

    به نظرم روند تاپیک بیشتر اینطور بوده که شما مشکل خود رو مطرح کردید، مشکلی که برای اعضا بحث برانگیز بوده، اعضا به گونه ای شروع کردند به محکوم کردن شما و تصمیم شما و شما هم تمام وقت سعی در دفاع از خود داشتی. البته چند پست خوب هم داشتیم که کاش تمرکز خود رو روی اونها می گذاشتید و تاپیک رو به سمت بهتری هدایت می کردید تا به نتیجه برسید.

    تاپیک مشابه شما در تالار زیاد داشتیم. یکی از اونها رو بهار شادی داد. اگر جستجو کنید باز هم هست.
    کافی است سری به انجمن "تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت" مراجعه کنید. این تاپیک هم به همان انجمن منتقل خواهد شد.



    شما پر از احساسات هستی و هر چی اعضا گفتند رو رد کردی...
    ولی از سوالت و از اینکه به این تالار اومدی مشخص هست که خودت هم در تصمیمت مطمئن نیستی. به نظرت این کار درست نیست. یا اینکه فقط اینجا آمدی تا تایید بگیری؟ مطمئن باش کسی این کار رو تایید نخواهد کرد.


    شما سوالتون این بود:

    حالا از شما دوستان میخوام بهم کمک کنید چیکار کنم یا فراموش کنم یا به اون برسم.
    چرا باید این ازدواج سر بگیرد؟ تنها دلیلی که برای ازدواج با ایشون داری چیست؟ احساسات و هیجانات بسیار زیاد که اسمشون رو "عشق" گذاشتی!
    و اونقدر این احساسات در شما زیاد هستند که عقل و منطق رو از شما گرفتند. و بدتر اینکه به قولی عقلانی سازی می کنید. منظورم این هست که مشکلات سر راه رو نمی بینید و کوچک می شماریدشون و یا حتی دلایل منطقی برای خودتون درست می کنید و به نوعی برای خودتون راه حل می دهید! مثلاً فکر می کنید که همسرتون با این مسئله کاملاً کنار اومده و مشکلی ندارد... یا اینکه می گویید این خانم خوشبخت نیست و با شوهرش مشکل مالی دارد و باید از او جدا شود... یا اینکه می گویید این الآن عشق واقعی هست و من باید حتماً به او برسم و این رو یک کار کاملاً منطقی می دانید...


    واقعاً اگر یک ترازو بگذاریم، و در یک کفه تنها دلیل ازدواج شما با ایشون که احساسات هست رو قرار دهیم، آیا به جز "عشق"، یک دلیل منطقی برای ازدواج با ایشون دارید؟
    به کفه دیگر نگاه کردید؟
    فراموش نکنید که این احساسات همانطور که آمدند، یکروز هم می روند. این هیجانات تمام می شوند... ولی اون موقع که به خودتون بیایید، دیگه خیلی دیر شده... زندگی او رو به هم زدید... یک زن و شوهر رو بدبخت کردید... زندگی بچه هایشون رو نابود کردید... و زندگی خودتون... همسر خودتون که که با هزار امید به خانه بخت شما اومده... عهد و پیمانی که با هم بستید... و فرزندانی که خدا به شما هدیه داده و مسئولیتشون رو گردن شما قرار داده...


    ضمن اینکه از شما تقاضا دارم سرعت تاپیک رو پایین بیاورید و به خودتون فرصت فکر کردن بدهید،
    یک سوال هم دارم. خودتون هم در تصمیمتون مطمئن نیستید. به نظر شما این ازدواج چه معایبی دارد؟ اگر عیبی ندارد، پس چرا مطمئن نیستید؟

    موفق باشید.

  2. 8 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (شنبه 24 تیر 91)

  3. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 شهریور 92 [ 11:36]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    236
    امتیاز
    1,733
    سطح
    24
    Points: 1,733, Level: 24
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    662

    تشکرشده 659 در 208 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عشق به زن شوهر دار

    سلام

    من شما رو درک میکنم

    عشق درست یا نادرست نمیشناسه و میاد توی قلب آدم میشنه

    فقط وقتی این عشق باعث از هم پاشیدن خانواده ها و هتک حرمت بقیه اطرافیان میشه باید در قلب مون مدفونش

    کنیم، همه عاشق ها که به عشق شون نمی رسند آیا می رسند؟؟

    یه چیزی هم توی همه این نوع عشق ها هست و اون تنفر و ابراز پشیمونی یکی از طرفین بعد از رسیدن به وصال

    هست چون شما قبلا متعلق به یک زندگی دیگه بودین و خواه ناخواه وقتی احساست و هیجانات آتشین اولیه

    فروکش کنه اونموقع صدای وجدان بصدا در میاد و یا اینکه شروع به مقایسه با همسر قبلی تون میکنید!

    این احساس عشق رو در قلب تون مدفون کنید هم بخاطر خودتون و هم عشق تون.

    در آینده هر دوتون مدیون این درایت شما می شوید شک نکنید.


  4. 3 کاربر از پست مفید سارا@ تشکرکرده اند .

    سارا@ (شنبه 24 تیر 91)

  5. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 شهریور 91 [ 21:59]
    تاریخ عضویت
    1391-4-03
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    598
    سطح
    11
    Points: 598, Level: 11
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    23

    تشکرشده 24 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عشق به زن شوهر دار

    [b]سلام آقای محترم که تلاش می کنید تا تصمیم درستی بگیرین
    بیایید یک قدم جلوتر بریم. زمانی که که اون خانوم از همسرش جدا بشن ودر حالت خیلی ایده ال همسر دوم شما بشن و ...بعد چند روز یا چند هفته دلشون فرزندشون رو می خواد و گله از شما که چرا از بچه اش جدا کردین .من خودم یک زن شوهر دارم از دید یک زن دارم این مساله رو بررسی می کنم .شما مرد مهربان در معنای واقعی به دنبال هوس نیستین چون اگر ایتطور بود با 2 یا 3 بار رابطه قیدش رو می زنید ولی بدونید که وصال مدفن عشقه .من با شوهرم با عشق ازدواج کردم به خاطر شوهرم حتی از خانوادم دور شدم شوهرم از 13 سالگی من بهم علاقه داشت اونقدر که حتی من نمی دونستم .آخراش می دونستم بهم علاقه داره ولی به رووم نمی آوردم .تا اینکه بعد 12 سال عاشقی وقتی 25 ساله بودم در حالیکه به خانوادش گفته بود یا سلاله یا هیچکس با هم ازدواج کردیم .فکر می کنین الان رابطمون چطوره ؟می دونید توی همون 6 ماه اول من چند بار فحش و کتک خوردم .مردی که واسه اینکه به من برسه یواشکی ماهی یک بار می آومد دم در دانشگاه که من رو ببینه و خودش رو نشون نمی داد بعد با نشونه های که یادداشت کرده بود همه چیز رو بهم ثابت کرد .کارهایی که کمتر پسری انجام می ده رو همسرم قبل از ازدواج واسم انجام داد ولی الان چی شد؟نمی گم زندگیم بده ولی معمولیه.شاید در حد زندگی شما با همسرتون هم نیست.شما بچه داری ولی من حتی جرات بچه دار شدن رو بعد 6 سال زندگی ندارم .
    من فکر می کنم شما چون فکر می کنین عاشق همسرتون نیستین باید یکی باشه که عاشقش باشین ولی به نظر من زن و شوهر کافی همدیگرو دوست داشته باشند .عاشق بودن فقط واسه مادراست و بس .من ایمان دارم که شما عاشق شدید ولی عشق فانی و فقط یک دوست داشتن واقعی پایدارمی مونه .شما مرد خوبی هستین چون همسرتون رو راضی نگه می دارین این رضایت رو ابدیش کنید .

    با تمام وجودم آرزو می کنم بهترین تصمیم رو بگیرید که بعد سالها که به پشت سرتون نگاه می کنین بگین من در تمام طول عمرم عاقلانه زندگی کردم .مثل الان که توی زندگیتون راضی هستین .
    کامیاب باشید

  6. 2 کاربر از پست مفید سلاله1360 تشکرکرده اند .

    سلاله1360 (شنبه 24 تیر 91)

  7. #34
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array

    RE: عشق به زن شوهر دار

    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush
    عزیز چند تا سوال دارم:
    - شما و اون خانم اعتقادات مذهبی هم دارین؟ مثلا ایشون حجاب رو رعایت می کنن و شما شخصی هستین که به نامحرم و محرم اعتقاد داشته باشین و اینکه حتی توی روی خانم نامحرم زیاد نگاه نکنین و حرف نزنین؟
    - چه تفاوتی بین این خانم و همسر شما هست؟ در واقع ویژگی هایی که شما رو مجذوب خودش کرده در مورد هر دو خانم چی هستند؟ لطف کنید توضیح بدین.
    - شما و همسرتون همدیگه رو دوست داشتین و ازدواج کردین یا اول ازدواج کردین و بعد منتظر ایجاد محبت بینتون شدین؟
    جوابی به من ندادین. خودم کامل می کنم این پستمو.
    - اگر شما شخصی هستین مذهبی مثلا درحدی که با خانم ها خیلی صحبت نمی کنین یا نگاه نمی کنین به صورتشون به نظر من این عشق نیست. یه جور بیداری احساساته بعد محدودیت. فراموش کنین این احساساتتونو.
    اما اگر شخصی هستین که همیشه روابط راحتی (راحت. نه ولنگاری) با جنس مخالف داشتین می تونستین راحت با هر زن و هر مردی بگین بخندین و توی موقعیت هایی که پیش میاد همونطوری که با یه همجنس رفتار می کنین با یه غیر همنجنس هم رفتار کنین این ممکنه یه عشق واقعی باشه. شخصی که نه سنت نه مذهب دست و پاشو نبسته ولی همیشه اصول اخلاقی و انسانی را مد نظر داره. فکر نمی کنم همچین کسی باشین چون تعداد این افراد کمه و اگر بودین فکر همسر دوم نمی کردین و باهمسر اولتون هم در یه رابطه ی سالم اشنا می شدین و الان هم عاشق همسر اصلی تون بودین. اما به فرض که باشین بازم دلیلی برای به هم ریختن زندگیتون نیست.
    - این تفاوتها و شباهت های بین این دو خانم رو برای خودتون بنویسین و روی هرکدومشون فکر کنین.
    - نحوه ی اشنایی با همسرتون هم مهمه. اینکه ایشونو خانوادتون براتون انتخاب کردن یا اینکه به ایشون علاقه ای داشتین؟ بعضی از اقایون دوست دارن خودشون همسرشونو با عشق انتخاب کنن و این احساسشون بعد از ازدواج بیدار می شه و می گردن دنبال یکی که خودشون می خوان. در مجموع هم فکر نمی کنم به نتایج خوبی هم برسن.

    دوست عزیزی پستی برای شما گذاشته بود درباره ی اینکه شما ممکنه از دسته افرادی باشید که دوست دارن تکیه گاه شخص دیگری باشن. به اون پست هم توجه بکنید.
    موفق باشید.

  8. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    meinoush (شنبه 24 تیر 91)

  9. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 دی 92 [ 09:56]
    تاریخ عضویت
    1389-1-24
    نوشته ها
    191
    امتیاز
    3,121
    سطح
    34
    Points: 3,121, Level: 34
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    445

    تشکرشده 379 در 146 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عشق به زن شوهر دار

    سلام
    جوابم اصلا از روی گارد و احساسی نیست از روی منطق هست
    شما خیلی خودخواهانه زندگی می کنید جملات شما :
    من عاشق شدم.............. من بهش اجبارش نکردم اختیار دادم که بمونه ........... اولا من به اون هیچ شکی نخواهم داشت و دوما تمام تلاش خودم را انجام میدم که اونو اونجوری که خودم میخوام اصلاح کنم......................خانوم من اجباری نداره که قبول کنه اصلا به خاطر خودش گفتم..............من دوستش دارم چون ارزش دوست داشتن رو داره و قلب من اونو به هر ترتیب انتخاب کرد................به نظر من برای داشتن یک عشق لازم نیست حتما دلیل داشته باشی و قتی قلب تو مملو بشه از زیبایی های طرف مقابل دیگه مالکیت قلبت ماله اون میشه...................من راضی نیستم که خانومم عاشق کسی دیگه بشه.................من هیچ دلیلی برا گول زدن خودم ندارم.................من برای زندگی هیچی کم نمیزارم از هر چیزی که شما به ذهنت بیاد و خودم را تو این راه موفق میبینم........من خودم هیچ وقت به خودم اجازه ندادم پا پیش بزارم و اولین چیزی که این رابطه را از درون قلب به زبان کشاند خود اون خانوم بود............اگر قانع شدم فراموشی را برنامه خودم قرار میدم و گرنه شاید تلاش برای جدایی اونها.............حتی حاضرم بچمونو هم بهش بدم اگه خواست طلاق بگیره


    آقای محترم اون خانم مال کسی دیگه هست و شما با کمال خودخواهی می خواهید مال خودتون کنید و با کمال خودخواهی خانمتون شرایط رو بپذیره اگه دوست داشت بمونه با این همه مصیبت و بدبختی با یه هوو و ... و اگه خواست بره با کمال خودخواهی بچه خودتون رو بدهید ببره یعنی محبت پدری و عشق پدر و فرزندی و ..................... کشک
    چون شما عاشق هستید !!!!
    نخیر داداش اون عشقی که توی کتاب حافظ خوندید اون عشق الهی هست عشقهایی قلبی که هیچ وقت آسیبی به کسی نمیزنه نه مادر از بچه جدا می کنه و نه پدر از فرزند و نه زن رو از شوهر پس این عشقی که شما ازش حرف می زنید عشق نیست یه هوش باطل هست که داره دو تا زندگی رو از هم می پاشه و بچه های معصوم هم که ......... واقعا متاسفم
    اتفاقا اینقدر هم که فکر می کنید عاقل نیستید یعنی خودتون خیلی فکر میکنید عاقلید ؟
    اما از بیرون که ماها باشیم داریم زندگیتون رو نگاه می کنیم بیچاره اون زنی که توی خانه شما هست و بیچاره اون بچه ای که پدرش شما هستید چطور در آینده از معرفت و انسانیت و ایمان پدرش توی جامعه حرف بزنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    شما ایمانتون رو تقویت کنید. کمی قرآن بخونید تا عشق رو بفهمید یعنی چی


  10. کاربر روبرو از پست مفید mamosh تشکرکرده است .

    mamosh (شنبه 24 تیر 91)

  11. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 14 مهر 91 [ 13:28]
    تاریخ عضویت
    1391-4-18
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    544
    سطح
    10
    Points: 544, Level: 10
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 6
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    34

    تشکرشده 35 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عشق به زن شوهر دار

    آقای محترم،شما مشکل داری!!!
    اونم اینه ک تصمیمتو گرفتی،و تصمیمت همونیه ک خودت میدونی،الانم دنبال راهکار نیستی،دنبال یه دستگیره ای،یه بهونه واسه عملی کردن تصمیمت،که خودتو قانع کنی که همه کاری کردی
    اگه واقعا قصدت مشاورست،همین الان،دیگه اینجا ننویس،چون ب اندازه کافی گفتیو شنیدی،یه خودکار و چند تا برگه بردار،از ارسال اول تا آخر اینارو بنویس:
    مشکلت
    قبول داری مشکل هست،یعنی یک نوع هنجار شکنی هست یا نه؟
    چرا اینطوری شد؟
    نکات منفی
    نکات مثبت(که نداره،کسی هم تاحالا به این کار تشویقت نکرده)
    راهکارهایی ک بهت پیشنهاد شده

    اوکی؟
    و اینم در نظر بگیر،هر کــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـی نظر و راهنمایی داده،شما بعدش یجوری نادیدش گرفتی،چون هنوزم قبول نکردی واسه چی اینجایی وگرنه تو این وضعیت بغرنجت از کنار کوچکترین راهنماییا هم نباید ساده رد شی!
    ودر نهایت،هرچه زودتر به یک مشاور خانواده مراجعه کن تا ایشون تمام این مسائلو با ریزه کاریاش و جزئیاتش مستقیم بهت بگه،البته اگه تصمیمتو نگرفتی!
    (امیدوارم مدیران محترم از من ناراحت نشده باشند)

  12. #37
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: عشق به زن شوهر دار

    سلام
    واقعا کاری که شما می کنید......
    خوهش می کنم کمی فکر کنید
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  13. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 خرداد 92 [ 22:54]
    تاریخ عضویت
    1390-4-19
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    1,523
    سطح
    22
    Points: 1,523, Level: 22
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    88

    تشکرشده 90 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عشق به زن شوهر دار

    با سلام خدمت همگي دوستان تالار همدردي
    واقعا خوشحالم كه ميبينم دوستان اينجوري وقت ميزارن براي تاپيك ها.دوستان بهترين ها رو گفتن.ديگه مونده خودتون پند بگيرين يا ملال.
    ببين برادر من يكم فكر كن اگه اومدي تائيد بشي كه محاله اينجا كسي بگه برو ادامه بده كارتون درسته.صد تا تاپيكم باز كني اينو كسي بهت نميگه.
    اينجا همه جوابها خوب بودن ولي بعضي هاشون واقعا برات راهگشاست مگه اينكه خودت نخواي يه تامل اساسي روشون داشته باشي.
    به نظر من اون نفرت اوليه شما به ايشون و ايشون به شما به اينجا منجر شده.چون در خلال اون حس اوليه ،شما دنبال دليل براي اون حس بودين كه خوب پيدا نكردين بعدش كم كم دچار اين به اصطلاح عشق شدين.

    واقعا به دور از احساسات به اين قضيه نگاه كنين به قول يكي از كارشناساي تالار سر دوربين رو به سمت خودتون بگيرين.
    خيلي جالبه شما هيچ كمبودي تو زندگيتون ندارين ولي باز هم دوس دارين به اين رابطه ادامه بدين.يه لحظه به عكس اين قضيه فكر كردين؟
    واقعا به عنوان يه انسان جز خودخواهي چيزي تو اين رابطه هست؟
    شما وقتي ازدواج كردين يعني به يه نفر متعهد شدين ديگه مال خودتون نيستين.حالا اگه مراقب چشماتون نبودين و شيطان هم كه داره به خوبي همراهيتون ميكنه كه همش توجيه عقلاني براتون مياره.آيا نبايد به عواقب كارتون فكر كنين؟
    واقعا من خانومتون رو تحسين ميكنم كه گذاشته به عهده خودتون و هيچ دخالتي نكرده تا از اين وضعيت بيرون بياين هيچ زني نمي تونه بپذيره اينو مخصوصا توي روابط فاميلي. تا حالا آبروي هر دوتون مي تونست ببره ولي بازم خيلي خانومي كرده.
    امثال تاپيك شما همنطور كه آقاي حامد گفتن زياده بريد بخونيد نتيجه ها رو هم ببينيد و بدونيد هميشه نبايد آدم خودش يه چيزو تجربه كنه چون عمر آدم كفاف نميده، زندگي آدما براي ما بايد آينه باشه.
    به امروز فكر نكنين، به روزي فكر كنين كه احساساتتون فروكش كرده ولي زندگي چند تا آدمو خراب كردين و زندگي بچه هاتون رو هم.بايد جواب همه اينا رو در آينده بهشون بدين.

  14. 2 کاربر از پست مفید setareh soheil تشکرکرده اند .

    setareh soheil (شنبه 24 تیر 91)

  15. #39
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 آبان 91 [ 01:07]
    تاریخ عضویت
    1391-4-23
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    695
    سطح
    13
    Points: 695, Level: 13
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 9 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عشق به زن شوهر دار

    دلیل اینکه من اینجام صرفا این هست که بهترین تصمیم را بگیرم و تصمیم به اینکه من باید به او برسم را را من نگرفتم اگه غیر از این بود من الان اینجا نبودم
    دلیل اینکه بعضی پاسخ ها را جواب دادم چون کاملا احساسی پست داده بودند
    خیلی از راهنمایی های دوستان به من آرامش داد و از اون حرارتی که در وجود من بود کمتر شد.

    بیشتر از همه این آیه عسی أن تحبوا شی ءً و هو شرّ لکم
    و بعضی دیگر از پست ها که من تشکر هم کردم
    من در حال حاضر تصمیمم این هست که بهش زنگ نزنم پیام نفرستم و تا جایی که ممکنه اونو حتی نبینم

  16. 5 کاربر از پست مفید OM.ID تشکرکرده اند .

    OM.ID (شنبه 24 تیر 91)

  17. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 آبان 91 [ 01:07]
    تاریخ عضویت
    1391-4-23
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    695
    سطح
    13
    Points: 695, Level: 13
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 9 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: عشق به زن شوهر دار

    سلام مجدد به همه شما خوبان
    متاسفانه بعضی ارسال های پایانی حذف شدند به خاطر انتقال و این حرفا

    دوستان من چون تصمیم گرفته بودم فراموش کنم این عشق ممنوعه رو پس تمام تلاش خودم را به خرج دادم و الان هم دارم انجام میدم

    اما یه نکته مهم اینه که من ناچارا با این خانواده ارتباط رفت و آمدی دارم
    اما خب دیگه دنبال این نیستم که بخوام اونو بدست بیارم یا خدای ناکرده ازش بخوام که طلاق بگیره
    از طرفی اون ته ته ته قلبم دفنش کردم که بیشتر نگران همینم
    من امروز باهاش تماس گرفتم و گفتم که اونو نمیخوام و اصلا بهت دروغ گفتم اما واقعیتش اینه که من هیچ وقت بهش دروغ نگفتم اینو به خاطر این بهش گفتم که به زندگیش بچسبه و البته اون هم قبلا تصمیم گرفته بود که دیگه به زندگیش ادامه بده و با تمام سختیهاش ادامه بده
    من اما امروز بهش پیشنهاد دادم که بهش کمک میکنم که خلا عاطفی ایجاد شده در زندگیش را جبران و پر کنه و من هم چند تا راهکار بهش دادم
    اصلا نمیدونم دارم درست رفتار میکنم یا نه
    کلا یه کم گیج شدم
    از طرفی قصد دارم فراموشش کنم
    از طرفی دیگر ناچارا با هم رفت و آمد داریم
    بهش گفتم هر چی بهت گفتم را دروغ فرض کن اما واقعا دروغ نبود
    الان هم دارم کمکش میکنم که زندگی خوبی با شوهرش داشته باشه البته بدون محبت من
    دوستان لطفا راهنمایی کنن تا بهترین تصمیم را بگیرم
    باز هم ممنون از توجهات شما عزیزان

  18. 2 کاربر از پست مفید OM.ID تشکرکرده اند .

    OM.ID (سه شنبه 03 مرداد 91)


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.