سلام داود
فکر کنم ایشون منظورشون اطلاعات پیدا کردن از طریق نت بود. وگر نه اگه قرار باشه هر کس با این روابط کثیف بخواد تو دنیای واقعی اطلاعاتشو زیاد کنه که دیگه ....
خوانواده مذهبی دارند ولی پدر خوانواده تفکر قدیمی و خیلی سنتی داره و میخواد همه همونطور که اون میگن رفتار کنه. متاسفانه روشهای درست تربیتی نداشته و اینطور که خود این خانوم میگه فشارهای روحی توی خونه باعث شده بیرون دنیال یه راه فرار باشه و متاسفانه گیر گرگهایی افتاده که توی پوست آدمند. جالبه بدونید تو این ادما یه آدم مذهبی بوده که مداحی میکرده و یه سری هم تحصیلات بالا داشتند. و از سادگی این دختر سو استفاده میکردند.رفام تلخه ولی واقعیته ....
این دختر محصول خانواده ای هست با یک پسر معتاد، یک دختر طلاق گرفته و یک داماد معتاد و قسمت شما هم یکی از اعضای همین خانواده شده.... معلومه کلا هیچ نظارتی روی اونها نبوده و شاید هم این موارد براشون زیاد مهم نبوده ... اگر شما هم در خانواده ای مشابه خانواده این دختر خانم تربیت شده بودید اینقدر عذاب نمی کشیدید......
منطقی باشید....... احساس رو بریزید دور
حالم از هرچی آدم خر مذهبو هرچی درسه بهم می خوره. خدا خودش تاوان دل سوخته منو ازون گرگها بگیره. خدا میگه ببخش تا بخشیده شی ولی من هیچوقت نمی بخشمشون حتی اگه به قیمت بخشیده نشدن خودم تموم شه
من میخوام منطقی باشم. ولی منطقی بودن چه نتایجی رو برای من خواهد داشت و به چی می رسم:
اینکه من شاید نتونم هیچوقت این فکرها رو فراموش کنم و درنتیجه نمی تونم این زندگی رو ادامه بدم و باید جدا شم. به خونواده خودم پدر و مادر و خواهر برادرم که حتی حرف این قضیه هم براشون قبیحه ضربه می خوره و هیچوقت فراموشش نمی کنن. به خونواده و خواهرای اون دختر همینطور و فقط ساید یه راه حل کوتاه مدت و فوری باشه واسه فرار ازین موقعیت و باعث بشه من یکی دوسال دیگه فراموش کنم و زندگی عادی داشته باشم.
ولی اینا مسایل گذراست، مهمترین مشکلی که منو ازین کار میترسونه اینه که اگر این دختر واقعا بخواد خوب زندگی کنه و به کمک من نیاز داشته باشه این دور از انسانیته که من رهاش کنم. اگر واقعا بخواد خوب زندگی کنه و اینکار من باعث بشه اون ازین راه منحرف بشه چی؟! گرچه اگر بخواد تنهایی هم میتونه خوب و سالم زندگی کنه. ولی من جواب وجدان و خدای خودم رو چی بدم؟! می ترشم ازینکه پیش خدای خودم روسیاه بشم.
واسه همین می خوام بیشتر فکر کنم و بیشتر مشاوره بگیرم شاید راه بهتری پیدا کنم.
به هر دری دارم میزنم تا یه راه مناسب پیدا کنم. شدم مثل یه آدمی که تو یه کویر برهوت و تاریک گیر افتادم و دارم به هر طرف می رم تا یه نشونی از راه درست پیدا کنم.
برام دعا کنید خدا یه راه درست جلوی پام بگذاره
![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)