سلام عزیزم... بیا از من بپرس نتیجه این دوستی چی میشه!! 4 سال پیش با یه اقای متاهل دوست شدم که یه بچه 6 ساله هم داشت.. وقتی باهم دوست شدیم مدام از همسر اولش گله و شکایت میکرد یا اینکه می گفت دوسش نداره یا بخاطر بچه ش 10 سال از عمرش با این خانم تلف کرده ... یه چیز جالب تر/ میگفت: دلم بحالش میسوخت بخاطر همین باش ازدواج کردم!!!!!!!!!
منم عاشق شوهرم بودم دوستام بهم هشدار دادند اما اهمیت ندادم گفتند همین بلایی رو که سر خانمش آورد سر تو هم میاره هااااا... اما مگه حرف تو کله ام میرفت... بالاخره ما با هم ازدواج کردیم(زن اولش طلاق داد) ... بخدا زندگیم شبیه زندگی اون خانم شد..باور میکنید در مدت این چهار سال چند بار عاشق شده(البته بهتره بگم هوس). پیش دوست و آشنا گفته بود دلم بحال نادیا میسوخت وگرنه من کجا و این کجااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!! ! الانم با همسر اولش رفت و آمد داره میگم چرا میگه بخاطر بچه ها... میگم بچه هات که میان خونه ی ما... با کمال گستاخی میگه اصلا به تو چه. مگه چیه رفت و آمد داشته باشم...
البته اینو بگه من خانم ایشونو قبل از ازدواجم دیده بودم از اون زنهایه که تو و بیرون واسشون فرقی نداره ..جیغ میزد فحش میداد بد و بیراه میگفت.
امیدوارم بتونی دل از این آقا بکنی...








علاقه مندی ها (Bookmarks)