به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 77

Threaded View

  1. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 25 آذر 91 [ 13:39]
    تاریخ عضویت
    1391-2-21
    نوشته ها
    162
    امتیاز
    1,111
    سطح
    18
    Points: 1,111, Level: 18
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    502

    تشکرشده 522 در 149 پست

    Rep Power
    31
    Array

    RE: اشتباهش رو بخشیدم ولی رفته و برنمی گرده

    آقا آرش من ناراحت نشدم. فقط حس کردم کلا جوابهایی که من به نظرم میاد برای سوال های شما نیست. برداشت من از هدف شما در اینجا اشتباه بوده. ضمن اینکه شما هنوز تکلیفتون با خودتون روشن نیست. یک بار می گید که من باعث شدم که زنم که از هر نظر نمونه بود ترکم کنه، میگید 12 سال باهاش بودم و ... نمیتونم ولش کنم. احساس مسؤولیت میکنم که به نظر من همه اینا نشونه علاقه است. یک بار هم میگید دیگه علاقه ای بهش ندارم و به خاطر بچه میخوام برگرده و امیدوارم این خانم سرش به سنگ بخوره و ... .
    گویی موضوع خیانت خیلی آزارتون میده و فکر میکنم هر قدم مثبتی هم بخواید بردارید این موضوع میاد جلوی چشمتون. شاید بهتره همون طور که زن امیدوار گفت اول از همه این مساله رو با یک مشاور برای خودتون حل کنید. اول به دل غمدیده خودتون برسید و یک کم آرومش کنید بعد به فکر برگردوندن سامان به زندگیتون باشید. ای کاش می تونستید در مورد خیلی احساسهای مربوط به این موضوع با همسرتون صحبت کنید. مثلا ازش بپرسید تو که از این حرفهای زیبا بلد بودی چرا تو این 12 سال به من نگفتی؟ ای کاش هر دوتاتون می تونستید بدور از عصبانیت از احساسهای بدتون با هم حرف بزنید. بدون متهم کردن همدیگه... بدون توجیه کارهاتون. فقط بشنوید حرف هم رو.


    شاید در مورد تعیین نکردن روز اشتباه کردم و باید خودم تکلیف رو روشن می کردم این حرف رو قبول دارم، به محض اینکه اس ام اسش رو خوندم و دیدم خیلی ملایمتر و آشتی جویانه تر از قبلی ها هستش خواستم سریع جواب بدم که فکر نکنه دارم کلاس می ذارم، قبول دارم که اینجا هم زیادی بهش باج دادم.
    البته دارم سعی می کنم که این مشکل خودم رو حل کنم که سریع مهربونیم گل میکنه و دلم می سوزه
    چون گفتید که حرفتون رو قبول دارم ... خواستم بگم من نگفتم که شما بهش باج دادین و سریع مهربونیتون گل کرد ...
    اتفاقا فکر میکنم که اگر روز رو تعیین میکردین خانمتون خوشحال میشد و این رو به حساب این می گذاشت که شما هم یک قدم آمدید جلو. رو حرف آنی بیشتر فکر کنید که دید تجاری پیدا کردید به مسأله.

    چرا گل رو بردین نمایشگاه؟ چطوری توی نمایشگاه ازش خواستین برگرده؟ اونجا که سرت خانمتون حتما خیلی شلوغ بوده؟ چرا یک قرار خصوصی نگذاشتید که فقط شما باشید و خانمتون؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید JJ1234 تشکرکرده است .

    JJ1234 (جمعه 23 تیر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.