ممنونم نازنین.
راستش من تاپیکتو خوندم..یه جورایی تو یه مدل دیگه کاری که اقای sci گفته بود رو انجام میدادم گاهی.مثلا منم یه دفترچه دارم که کاری که میخوام انجام بدم رو توش مینویسم به این شکل:مثلا:اتفاقاتی که میخوام تو هفته اینده رخ بده:افرین به من که صاحب مثلا فلان چیز مورد علاقم شدم.
واقعا این روش هم خیلی برام موثربوده..اما تا حالا نتونستم هر روزه انجامش بدم.

تصمیماتم کلی نیستن..یعنی از اون روش خورد کردن کارا خیلی استفاده میکنم اما مشکل این بوده که تو همون ثبت تو دفترچه تنبلی میکنم.

چون وقتی باید می گی نا خود آگاه ذهنت بهت می گه داری مجبور می شی و بازم ناخود اگاه بهت می گه هیچم مجبور نیستی!!!
درسته ازاین که فکر کنم مجبور به کاری هستم ناراحت میشم.

در مورد معایب که گفتی نمیدونم چرا زیاد برام مهم نیست دیگران چه فکری کنن؟اما با اضطراب موافقم.اتفاقاً با فکر رو این موضوع بهترشدم اما نه کامل..
میخوام برم منابع ارشد بگیرم بخونم نرفتم..هرشب میخوام سر موقع بخوابم صبح سر موقع بیدار شم..کارا رو به بعدا موکول نکنم.و........

موفق باشی