darya.f عزيز...
پستهاي تاپيكتون رو هميشه ميخونم...چيزهايي هم كه الان ميگم كاملا نظر شخصيمه ...(اصراري هم ندارم كه درست هست يا غلط.)
من اين دست روي دست گذاشتن شما رو هم نميپسندم.درسته همسرتون دنبالتون نمياد،جواب تلفن نميده،اما از طرف ديگه شما هم عملا كار خاصي انجام نميديد وفراتر از اون تصميتون رو هم نميدونيد!
ميفهمم در زندگي به نوعي به يك در بسته خورديد اما انگار منتظر نشستيد تا اون در رو همسرتون باز كنه!حق هم داريد...اما به شخصه در اين شرايط من از موضع انفعال وصبر در ميومدم وحركتي انجام ميدادم،حركتي فراتر از تلفن زدن!البته قبلش تصميم قطعيمو ميگرفتم،به قول معروف سنگهامو با خودم وا ميكندم...
اين زندگي اسمش زندگي مشتركه!يعني علاوه بر سختيها وخوشيهاي مشترك تلاشهاي مشترك هم ميطلبه.فارق از اين كه نتيجه چي ميشه بايد تلاش كرد...
فكر ميكنيد همه ي تلاشتونو به حرج داديد؟(براي حواب به اين سوال بايد واقعا سنگهاتون با خودتون وا بكنيد،بايد تصميم بگيريد،وبايد نسبت به نتيجه ي تصميمتون واقع بينانه فكر كنيد)
موفق باشيد








علاقه مندی ها (Bookmarks)