شرایط روحی بدی دارم اما از این پست به بعد سعی میکنم تمرکز کنم و پستهارو بخونم،حتا الان هر. چی فکر میکنم نمیفهمم بقیه چی نوشته بودند اما پست شما وفرشته مهربان کمی ارومم کرده،امشب وفردارو بخودم استراحت میدم،سردردهای شدیدی دارم وتنهام اما به گفته شما یک کار کردم،قرصهارو تو سینک خالی کردم و هرچی قرص تو خونه بود دورریختم،تا چهارشنبه،امشب دلم میخوادتاصبح گریه کنم،تنهام نزارید،یکروزی میرم بلکه اروم بشم،حالم بده امشب،لیلای بیچاره فردا میمیره،کلی فکرکردم واسه این کلمات،فعلا منوببخشید،قلبم داره آتیش میگیره،بهتر که شدم میام و حرفتونو اجرامیکنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)