bahar shadi مهربانم...
اول بگم از اين كه با اين شرايط وبا يك دست برام تايپ كردي بسيار بسيار ممنونم.واز اتفاقي هم كه افتاده وموجب آسيب به دست تو دوست نازنينم شده واقعا متاسفم!اميدوارم هر چه زودتر حالت خوب خوب بشه وبياي و دو دستي برامون تايپ كني.به جاي منم يه امضاي خوشگل روي گج دستت بزن
اما اين كه:حقيقتا من دنبال تغيير در همسرم نيستم. اتفاقا اونو نميگم صد در صد ولي خيلي بيش از چيزي كه در اغلب زوجها ميبينم پذيرفتم.بحث روي مسائلي مهمتر از مثالهاي ساده ايه كه قبلا زدم،بحث اينه كه اونم منو بپذيره.هميني كه هستم رو!
نميگم من آدم فوق العاده اي هستم وتواناييهاي خيلي خاصي دارم!ولي در نوع خودم تواناييهايي دارم ودلم ميخاد همسرمم اينها رو ببينه واز همه مهمتر باور كنه!
يه جورايي دلم ميخاد توي يه كارهايي روي من حساب باز كنه.
البته بگم كه نسبت به اوايل ازدواجمون خيلي پيشرفت كرديم وحتي نسبت به يك سال پيش كه من بايك عالمه مشكل اومدم توي اين سايت!
و چون دلم ميخاداين پيشرفت سير صعودي داشته باشه اين تاپيك رو باز كردم.
دارم از راهنماييهاي چشمك عزيز هم استفاده ميكنم والبته حساسيتم رو هم كم وكمتر ميكنم.
از راهنماييهاي شما هم ممنونم
بي نهايت عزيز...
دقيقا منظور من هم همينه!احترامي كه فكر ميكنم لايقش هستم رو در برخي موارد براي من قائل نميشه.
البته من از وقتي كه با مشكلاتي كه در زندگي مشتركم بود بيشتر اشنا شدم رفتاري مبني بر فخر فروشي انجام ندادم،پيش از اون هم انجام نميدادم مگر نا خود آگاه.
در برخي مسائل من از همسرم واغلب خانمهاي فاميلشون بالاترم،البته انتظار ندارم كه به خاطر موهبتهايي كه به لطف خدا ويا تلاش خودم يا شرايط خانواده ام نصيبم شده مرتب مورد تعريف وتمجيد باشم،اما دلم ميخاد كه همسرم بپذيره كه اين منم!نه كم ونه بيش.
نميدونم درست تونستم منظورمو بگم يا نه!
راستي بي نهايت جان تبريكات صميمانه يمن رو هم پذيرا باشيد...









پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)