برادر خوبم.
با خوندن مشکل شما یاد داداش خودم افتادم. اون هم دختری رو می خواست انتخاب کنه که توی خانوادش سابقه اعتیاد بود و خود دختر هم چندان با اصول اخلاقی و شرعی ما همراه نبود. یادمه که چقدر خودمو به آب و آتیش زدم تا اینکارو نکنه آخه نمی خواستم بچه داداشم دایی معتاد داشته باشه، نمی خواستم وقتی داداشم می ره خونه خانواده خانمش مامانم فکرش هزار راه بره .... خلاصه که با هزار دردسر و به قیمت درگیر شدنش با خودم منصرفش کردم الان ازدواج کرده با یه دختر خوب و متین از یه خانواده خوب و تحصیلکرده و اصیل ... خیلی راضی هستیم که با خانواده خانمش رفت و آمد می کنه خیلی به خودش و خانمش افتخار می کنیم ... خدا رو شکر خیلی با هم خوشبختن..... اینه که می دونم توی دل خانوادتون چی می گذره.
آخه چرا بعضی از آقا پسرا درگیر احساسات می شن و به تذکرات خانواده گوش نمی کنن.
برادر معتاد اون قراره دایی بچه شما بشه..... می شه ازش فرار کرد؟
فکر کردید چرا شوهر خواهرش هم معتاد بوده یا شده؟
نمی خوام پالس منفی بدم ولی این ازدواج همه چیزش مشکله ... مشکلش فقط روابط قبل از ازدواج خانم شما نیست.
سعی کن به خودت فرصت بدی ... مهرش رو از دلت کاملا بیرون کن .... بعد ببین می تونی با همچین شخصی زندگی کنی یا نه. انگار که همین الان می خوای به خواستگاری چنین دختری بری.... اگه تونستی که برو و ادامه بده و این مسائل رو برای خودت کم رنگ و شاید بی رنگ کن و اگه نتونستی جدا ادامه نده و با آینده خودت، بچه های احتمالیت و حتی اون دختر بازی نکن ...
داداشم نترس... هیچ اتفاقی نیافتاده یه عقد سه هفته ای هست شما خیلی راه برای ادامه دادن دارید.... این رو هم یه مقطع بحرانی از زندگیت بدون .... اگه درست مدیریتش کنی فراموش میشه بهت قول می دم.
فقط اصلا اصلا اصلا احساساتی نشو








علاقه مندی ها (Bookmarks)