بهار جان
منظور من فقط معذرت خواهی نیست.اون باید ثابت میکرد این عکس العمل شما اون رو در تصمیم به ازدواج مصمم تر کرده.
اینکه خاطراتش شما رو عذاب میده خیلی طبیعیه و اگر مدتی صبر و تحمل داشته باشی تمام میشه!
من راستش خودم با دوستی هایی که با انگیزه ازدواج توام نباشه و بخواد طولانی هم باشه اصلا موافق نیستم.
دوستی یعنی آسیب به احساس و روح شما بدون اینکه طرف مقابل تعهدی نسبت به شما داشته باشه.
راستش دوستی هایی رو دیدم که در اون پسری به دختری بگه قصدم فقط دوستی هست و فعلا قصد ازدواج ندارم و تقریبا هیچوقت ندیدم به ازدواج ختم بشه. پس چه سودی برای دختر داره.فقط تنهایی و اوقات فراغت یک پسر رو پر کرده.
با خدا راز و نیاز کن.ازش بخواه در فراموش کردن این فرد بهت صبر بده و همینطور ازش بخواه فرد مناسب و ایده آلی رو سر راهت قرار بده...
راستی شما چرا خودت رو حقیر میبینی؟توی زندگی شکستی رو تجربه کردی؟تا الان موفقیت خاصی رو در هیچ زمینه ای داشتی؟
به جای احساس حقارت یک تصمیم مهم بگیر و اون اینکه ببینی در چه زمینه ای استعداد و علاقه داری و نهایت تلاشت رو بکن که توی اون مسیر موفق باشی.حتی در صورتی که با فرد مناسبی ازدواج کنی بازهم نیاز ذاری برنامه های فردی خودت رو دنبال کنی همه هدف و زندگی آدم نمیتونه ازدواج و خانه داری باشه.
راستی حواست رو جمع کن اون این جمله هات "نه به این خاطر که معتقد باشم دو تا دوست نباید این جوری به هم نزدیک بشن" نگران کننده است.مواظب باش قبل از ازدواج این جور روابط رو تجربه نکنی سایه اش رو زندگیت می مونه.
کتاب اعتماد به نفس در 10 روز از دکتر حورایی رو بخون. کوتاه و مفیده.اگر کل کتابهاش رو هم بخونی خیلی عالیه.
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)