به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 66
  1. #41
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 تیر 91 [ 17:34]
    تاریخ عضویت
    1391-1-19
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    1,367
    سطح
    20
    Points: 1,367, Level: 20
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    151

    تشکرشده 151 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنفر شدید از همسرم

    میدونی چیه راضیه جان؟

    تو حتما هی از خونوادت می گی پیش شوهرت؟

    یا مثلا اون مهمونی خواهرتو می گی که نمی دونم رفتی یا شوهرت اومد یا نه

    این نظر شخصی منه

    یه مدت اسم خانوادتو پیش شوهرت نیار

    ما می گیم بغلش کن بهش محبت کن تو میری یه بار محبت می کنی و همون دفعه اول می خوای نتیجه بگیری

    بهتره با زبون خوش و در ارامش به شوهرت بگی من تو رو بیشتر از همه دوست دارم و خانوادم نمی تونن هیچ دخالتی تو زندگی ما داشته باشن

    بهش بگو اول تو بعد خانوادم

    تو مدتی چون شوهرتو تنها گذاشتی و رفتی پیش خانوادت موندی اون حساس شده و هیچ موقع هم بروز نمی ده چون مرد و مغرور

    انتظار نداشته باش همه چیز زود تموم بشه و شوهرت بشه اونی که تو می خوای یه کم حوصله به خرج بده و از تلاشت دست نکش تا موفق بشی




  2. کاربر روبرو از پست مفید گل یاس تشکرکرده است .

    گل یاس (یکشنبه 18 تیر 91)

  3. #42
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 شهریور 91 [ 21:59]
    تاریخ عضویت
    1391-4-03
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    598
    سطح
    11
    Points: 598, Level: 11
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    23

    تشکرشده 24 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنفر شدید از همسرم

    سلام راضیه خانم .خسته نباشین از کار روزانه خانمی .عزیزم الان که شما تازه برگشتین منزل کوچکترین چیزی باعث دعوا می شه .وقتی ایشون می گه خواهرت پرت می کنه سکوت کن.و اصلا عکس العمل نشون نده .بزار تخلیه بشن الان داغن .محبتت رو خیلی کم کم شروع کن خیلی بتدریج.بعد که کمی آروم شدن بگو که زندگی خودتون رو دوست داری بگو راضی به جدایی نیستی مگر اینکه خودش بخواد.نکنه یک بار بگی ازش متنفری اگه هم تا الان گفتی از این به بعد نگو.بهش بگو وقتی که خونه هست خونه یک رنگ و بوی دیگری داره.سخته ولی بگو.الان نگو بزار کمی آروم بشن بعد .
    حرف خانواده شوهر رو نزن .یادت نره خانم.همه زندگیها از این مشکلات داره ولی باید کمش کنی و نزاری ریشه دار بشه ریشه مشکلاتت رو خشک کن که لازمش تغییر روشه.بعد که زندگیت آروم شد مثلا برای رفت و آمد بیشتر بگو :
    اگه موافقی هفته آینده خانوادت رو دعوت کنیم.2یا 3 هفته بعد بگو اگه امکانش هست مامانم اینا رو دعوت کنم .اگه گفت نه بگو اشکالی نداره و اصلا تغییر رفتار نده .و محبتت رو ادامه بده. کافی 2 یا 3 ماه به حرف شوهرت گوش کنی و خانواده شوهرت رو تحویل بگیری .صبور باش درست می شه.همه چیز درست می شه .

    طوری رفتار کن که حتی 1 ساعت شوهرت جای خالیت رو توی خونه نتونه تحمل کنه.

  4. #43
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 18 شهریور 91 [ 12:41]
    تاریخ عضویت
    1391-4-07
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    698
    سطح
    13
    Points: 698, Level: 13
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 18 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنفر شدید از همسرم

    سلام دوستان خوبم
    راهنمایی هایی که میکند در ظاهر قشنگن ولی وقتی فکر می کنم واقعا این کارهارو من انجام دادم . اوایل ازدواج به هیچ کس حق دخالت نمی دادم و دائم بهش میگفتم که تو با همه فرق میکنی . یک شب یادمه که مریض بود انقدر براش گریه کردم و تا صبح ازش پرستاری کردم که خدا می دنه اما الان اصلا اگه بدترین بیماری رو هم بگیره برام مهم نیست. تمام تعطیلات در خدمت خودش و خانوادش بودم اما چه فایده ....؟؟؟؟ شاید باورتون نشه ولی وقتی ما رفتیم ماه عسل و برگشتیم هیچ کس از خانوادش با ما حرف نمیزدن و میگفتن چرا ما رو با خودتون نبردین؟؟؟؟؟
    حالا یک فاجعه غیر قابل تحمل دیگه ، تورو خدا کمک
    دیشب که سرم تو لاک خودم بود و اون می خواست بره عروسی دوستش .داشتیم باهم در مورد مشکلات حرف میزدیم که خیلی راحت دستش رو برد بالا و یکی زد توی صورتم . فقط خدا میدونه که چقدر بدنم می لرزید از ناراحتی تا شب با صدای بلند گریه کردم . اومد معذرت خواهی کرد و گفت ببخشید ولی واقعا نمی تونم ببخشمش . چون فایده نداره ؟؟؟؟؟ هر چی بهش محبت می کنم میگه وظیفته .
    به خدا توی این مدت که با هم بودیم بهترین غذاها رو براش درست کردم و مرتب ترین و قشنگ ترین خونه فامیلشون مال ما بوده . همیشه مرتب و تمیز هستم و به اندازه کافی به خودم میرسم . دیگه نمی تونم از این بیشتر مگه اون چکار در حق من میکنه ؟ چه لطفی ؟ چه محبتی؟ دیگه تصمیم گرفتم بی محلش کنم .
    دلیلم برای ادامه زندگی فقط یک چیزه "مادرم "! اگه من طلاق بگیرم مادرم سکته میکنه !!!
    نمیدونم تا کی میتونم تحمل کنم
    گاهی فکر میکنم اگه بابام زنده بود این به خودش اجازه نمی داد با من اینطور برخورد کنه ! و بابام حقش رو میذاشت کف دستش
    از همه چیز دلم گرفته از خدا ! از شوهرم ! از زندگی و...

  5. کاربر روبرو از پست مفید راضیه 63 تشکرکرده است .

    راضیه 63 (دوشنبه 19 تیر 91)

  6. #44
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 شهریور 92 [ 11:36]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    236
    امتیاز
    1,733
    سطح
    24
    Points: 1,733, Level: 24
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    662

    تشکرشده 659 در 208 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنفر شدید از همسرم

    راضیه جان شوهرت اصلا حق نداشت دست روت بلند کنه واقعا" متأسفم

    شاید هم به قول خودت فعلا بی محلی رو در پیش بگیری بهتر باشه منتها به خودت و کارهای خونه برس ولی دیگه پا

    پیچ شوهرت نشو و اونو به حال خودش بذار بهش بی احترامی نکن تا بهونه دستش بدی اینجوری بیشتر هم بهش بر

    میخوره و احساس تنهایی میکنه

    وقتی سرش به سنگ خورد و اومد برای حرف زدن و به اصطلاح آشتی تو هم حرفای دلت رو آروم و با ملاحظه بهش بگو

    غصه نخور عزیزم انشالله که شما هر چه زودتر روی خوش زندگیت رو می بینی.

  7. کاربر روبرو از پست مفید سارا@ تشکرکرده است .

    سارا@ (دوشنبه 19 تیر 91)

  8. #45
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: تنفر شدید از همسرم

    راضیه جان

    عزیز دلم آروم باش...یک مدت رهاش کن. وظایف زناشوییت و زندگیت رو به نحو احسن انجام بده اما بگذار به حال

    خودش باشه. باهاش قهر نباش اصلا اما یک مدت برو توی لاک خودت و به هیچ عنوان کاری به کارش نداشته باش

    تا متوجه ناراحتی شما بشه. یک مدت برای خودت زندگی کن! فقط به احساسات خودت برس. اگر ناراحتی و دلخوری

    داری ازش همه افکار منفیت رو روی کاغذ بیار تا سبک شی اما کاری نکن بفهمه و یا متوجه نوشته های شما بشه.

    این راه بهترین راه برای تخلیه احساسات منفیه.

    یک مدت به ذهنت ، روحت و خودت استراحت بده تا ببینی به تکاپو برای درآوردن شما از این حالت میافته یا نه.

    تو این مدت محبت کردن رو به اندازه انجام بده نه زیاد. چون خوبی که از حد بگذره افراد دچار توهم وظیفه میشن.

    خیلی سرسنگین و موقر باش اما حالتت قهر نباشه. با زیرکی زیر نظر بگیرش اما برای خودت یک مدت زندگی کن و

    راحتش بگذار. گریه و قهر حرمت ها رو می شکنه. پس دیگه نه قهر کن ، نه بحث و دعوا کن و نه گریه! اصلا دیگه

    نقطه ضعف نشون نده! بگذار بفهمه که کار بدی کرده. با سر سنگینی تو. باید تنبیه بشه تا متوجه شه که کار بدی

    کرده. زیاد در دسترسش نباش یک مدت. اگر خواست پا پیش بگذاره براش ناز کن و بعد که دیدی واقعا پشیمانه

    ازش بخواه برای بهبود زندگیتون و دوری از بحث و دعوا با هم برین پیش مشاور. و بعد کم کم کنار هم سعی کنین

    که بهبود بدین زندگیتون رو. لطفا انقدر فکر طلاق رو توی ذهنت نچرخون و بگذارش کنار فعلا!

    هنوز خیلی راه ها هست که تو نرفتی و باید امتحانشون کنی خانوم گل

    بهت قول میدم درست میشه. فقط کاری نکن حرمتت رو بشکنه!

    برات دعا می کنم گلم...خوب درکت می کنم اما صبور باش.









  9. 4 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (جمعه 10 شهریور 91)

  10. #46
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 18 شهریور 91 [ 12:41]
    تاریخ عضویت
    1391-4-07
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    698
    سطح
    13
    Points: 698, Level: 13
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 18 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنفر شدید از همسرم

    سلام بهار جان
    باورت میشه اون با من قهره . مثلا پیش من نمی خوابه ، جواب سلام و خداحافظ نمی ده ، غذا نمی خوره ، از این دست کارها . واقعا پر رویی می خواد!!!!
    حالا شما میگی وظایف !!!
    نظرت چیه یه مدت تا غروب خونه نرم و وقتی غروب شد برم خونه فقط برای شام و خواب . چون باور کن خیلی تنهام و توی خونه احساس میکنم توی یک قبر دراز کشیدم ؟؟؟؟

  11. #47
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 تیر 91 [ 17:34]
    تاریخ عضویت
    1391-1-19
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    1,367
    سطح
    20
    Points: 1,367, Level: 20
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    151

    تشکرشده 151 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنفر شدید از همسرم

    راضیه جان اگه شوهرت بدونه هیچ مشکل و دعوایی یکی زد تو صورتت این نشون میده شوهرت واقعا مشکل داره
    واقعا برات متاسفم
    امیدوارم مشکلت حل بشه
    به خدا همیشه تاپیک تو رو دنبال می کنم
    الان که سیلی رو خوندم واقعا متاسف شدم
    از نظر من نرو همون تو خونه خودت بمون و با چیزای دیگه سرتو گرم کن
    می دونم سخته ولی شوهرت به تنها موندن عادت می کنه و بهتره پیشش باشی ولی محلش نذاری
    چهار قل و بخون با ایه الکرسی
    هر روز بعد از بیدار شدن اینارو بخون باور کن نتیجه شو می بینی
    تنها کمکم همین سوره ها بود و برات دعا می کنم

    راستی زیاد به تنفر فکر نکن
    این کلمه رو از ذهنت پاک کن


  12. #48
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 مرداد 92 [ 14:21]
    تاریخ عضویت
    1391-3-22
    نوشته ها
    109
    امتیاز
    1,076
    سطح
    17
    Points: 1,076, Level: 17
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    451

    تشکرشده 462 در 107 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تنفر شدید از همسرم

    سلام راضيه جان
    تايپكتو خوندم واقعا ناراحت شدم برات، انصافا بچه ها خوب دارن راهنماييت ميكنند. عزيزم ما همه ميدونيم وقتي آدم در اوج ناراحتي و عصبانيته (و به قول خودت متنفري ازش) نميتونه همه چيز و نديد بگيره و منطقي باشه چه برسه به محبت زوركي كردن!
    ولي!!!
    همسر شما طبق تايپيك 16خودت خصوصيات مثبت زيادي داره كه بخاطرش ميتوني بهش افتخار كني، خوب در كنار اينها يه نكته ضعف داره، خانوادش. عزيزم چرا سعي نميكني نيمه پر ليوان رو ببيني؟
    منم حرف بچه ها رو تاييد ميكنم با خانوادش مدارا كن، معمولا تو خانوادهاي ايراني اين جور جنگ و دعوا ها هست و مادرشوهرها از ترس اينكه مبادا عرسشون پسرشون رو تصاحب كنه راهنمايي و در حقيقت دخالت بيجا ميكنند و سعي در خراب كردن چهره خانواده عروسشون دارند تا كمتر طرف اونها بره چون فكر ميكنند در غير اين صورت پسرشون از دستشون ميره،با حرف اون دوستون كه گفت خانوادش پرش ميكنند موافقم پس در مورد خانوادش كلكل نكن باهاش.
    عزيزم من نه در مقام قضاوتم نه در معيت مشاور، براساس ديده ها و شنيده هاي خودم ميگم
    عزيز دلم اصلا قضيه ي مادرت رو بزار كنار گيريم كه زبونم لال طلاق هم گرفتي بعدش چي؟‌ ميخواي تنها بموني!؟ (خودت هم ميدوني كه چقدر سخته)،يا يكي ديگه رو انتخاب كني كه اونم انسانه و باز ممكنه كاستيهايي داشته باشه.
    عزيزم انشالله مشكلت هر چه زودتر حل بشه، الهي آمين

  13. کاربر روبرو از پست مفید صنا تشکرکرده است .

    صنا (سه شنبه 20 تیر 91)

  14. #49
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: تنفر شدید از همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط راضیه 63
    سلام بهار جان
    باورت میشه اون با من قهره . مثلا پیش من نمی خوابه ، جواب سلام و خداحافظ نمی ده ، غذا نمی خوره ، از این دست کارها . واقعا پر رویی می خواد!!!!
    حالا شما میگی وظایف !!!
    نظرت چیه یه مدت تا غروب خونه نرم و وقتی غروب شد برم خونه فقط برای شام و خواب . چون باور کن خیلی تنهام و توی خونه احساس میکنم توی یک قبر دراز کشیدم ؟؟؟؟
    راضیه جان

    لجبازی همه چیز رو بدتر می کنه و روابطتون رو سردتر. پس این کار رو نکن.

    قرار بود که شما نه قهر کنی نه لجبازی. ازش پرسیدی چرا دست روت بلند کرده؟

    یک مدت برای خودت زندگی کن. برای خودت شادی کن. تفریح کن و به خودت برس.

    بگذار یکم اوضاع آروم شه. خیلی معمولی باش. نه خیلی محبت کن که پر توقع شه نه خیلی

    سرد باش که فکر کنه قهری. معمولی باش و به خودت توجه کن.

    اگر خواست سر صحبت رو باز کنه بشین و بهش بگو تو مرد عاقلی هستی و بهتره مثل 2 تا

    آدم بالغ با هم صحبت کنیم.

    واسه اینکه از این حالت درش بیاری تا میتونی لطیف باش و واسش دلبری کن اما تو

    دسترسش نباش. خودش خسته میشه و میاد طرفت. تو این مدت به جای حرص خوردن و

    اون سیلی توی ذهنت ، برای شادی خودت برنامه تفریحی و شاد بچین و خودت رو سرگرم

    کن. راستی همسرت آدم کینه ای هست یا زود آشتی می کنه؟




  15. کاربر روبرو از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده است .

    bahar.shadi (سه شنبه 20 تیر 91)

  16. #50
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array

    RE: تنفر شدید از همسرم

    راضیه عزیز

    دوستان راهنمایی های خیلی خوبی کردند که امیدوارم بکار ببندی و. موفق بشی.

    ولی نکته ای که به ذهن من رسید اینه که چرا شما اینقدر روی رفتارهای همسرت

    و خانواده اش زوم می کنی؟؟ بهتر نیست کمی بی تفاوت باشی؟

    آیا دنبال یک کار - درس - ورزش یا هنری بودی که هم سرگرم کننده برات باشه - هم کمک کنه

    اعتماد به نفس و عزت نفس بیشتری داشته باشی و هم در آمد زایی داشته باشه که مستقل تر

    باشی و اگر زمانی خدای ناکرده نخواهی روی در آمد شوهرت و یا خانواده ات حساب کنی

    پشتیبان خوبی برات باشه؟

    به نظر من با لجبازی و اینکه بری خانه مادرت و غروب بیای نه تنها هیچی درست نمیشه که

    اوضاع بدتر هم می شود؟ سعی کن حتما کار یا هنری را بصورت فشرده دنبال کنی. مطمئن

    باش اینطوری هم توجه شوهرت و خانواده اش را کسب می کنی و هم اعصابت کمتر خورد می شود.

    موفق باشی.




  17. کاربر روبرو از پست مفید sanjab تشکرکرده است .

    sanjab (چهارشنبه 21 تیر 91)


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.