من خودمو دوست داشتم و اعتماد بنفسم خوب بود اما وقتی این سالها همش دیدم که چقدر به اون دختر محبت میکنه و من تا یک کلمه صحبت میکردم منو حتی ادم هم حساب نمیکرد کم کم اینطور شد .حالا هم واقعا بعد از توهیناش دل انقد میشکنه که انگار آسمون روی سرم خراب میشه ولی دو روز بعدش یاد خوبیهاش میفتم و بدیهاش برام هیچی میشه نمیدونم چی بگم .
حرفای شما درسته راستش دارم برا ارشد شرو میکنم به خوندن رشتم خوبه اما دلم خوشحال نیستم همش میگم دل من مرده این همه زحمت درس خوندن و ارشد ودکتر بشم ولی یه کم حس خوشحالی ندارم دلم مرده انگار







علاقه مندی ها (Bookmarks)