سلام دوستای خوبم ممنون که به نوشته هام توجه می کنید. احساس میکنم خداوند شما رو سر راهم قرار داده که به من کمک کنید. ندیا جان من چند بار پیش مشاور رفتم ولی اون باهام نیومد یعنی هر دو مشاوری که مراجعه کردم بهم گفتن شما باید همسرت رو بیاری در صورتی که ایشون اصلا قبول نمیکنه که با من بیاد خیلی اصرار و خواهش کردم کاملا بی فایده است. در مورد فرد دوم هم چند بار خواهر شورهرم خواست پا در میونی کنه اما جواب نداد و فایده نداشت چون کاملا من رو متهم می کرد و جلوی چشم شوهرم میگفت تو باید مطیع همسرت باشی . در صورتی که خودش این طوری نیست.
اما بهار جان تصمیم دارم نامه رو بنویسم پیشنهاد خوبیه .ممنون
در مورد صحبت کردن و مهارت های گفتگو کردن مطلب زیاد خوندم اما باور کن بهار جان وقتی باهاش حرف می زنم گاهی عصبانی میشه و گاهی میگه حق با توئه و تو خواسته های زیادی نداری اما وقتی پای عمل می رسه انگار که اون نبوده این همه قول و قرار با من گذاشته . در این حالت واقعا چکار کنم . از طرفی وفتی بابت یک مسئله زیاد جلسه می ذاری و زیاد حرف می زنی دیگه جریان لوس میشه . چکار کنم که به حرف هاش عمل کنه و قولش قول باشه ؟؟؟
ممنون عزیزای دلم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)