روی مامانش همونجور که گفتم خیلی حساسه و می دونم چیز دیگه ای بگم فورا جبهه می گیره که تو نمی تونی تحمل کنی برای مامانم کادوی گرون بگیرم.
خودش هم دیروز نشست و دید که قیمت طلا چقدر گرونه. اونم با این اوضاع ما که هنوز اجاره نشینیم.
چی بگم. امروز میرم می پرسم ببینم نظرش عوض شده یا نه.
فعلا اونقد مشکلات دیگه داریم که نمی تونم از این جور چیزا هم یه مشکل جدید درست کنم، یعنی واقعیتشو بخواید دیگه انرژی شو ندارم. روی مشکل خودمون دارم تمرکز می کنم و تلاش می کنم بر خلاف ناراحتیم، خوب و سرزنده برخورد کنم تو خونه.
یه مشاور بهم معرفی کردن، باید برم ببینم چطوره.
ممنونم ازتون.








علاقه مندی ها (Bookmarks)