اخه قربونت برم نادیا جان اگه به تاریخ هایی که من نوشتم دقت کنی متوجه میشی که ما یک ماه نامزد بودیم

ببین من 91/01/15 رفتم خاستگاری ایشون

و ایشون 91/01/18 به من جواب مثبت داد

و ما 91/02/15 جشن عقد گرفتیم و عقد کردیم و صیغه محرمیت بینمون خونده شد

و من گفتم که میخوام یه چمد ماهی را باهات برم و بیام تا همدیگه را بهتر بشناسیم - و ایشون هم قبول کرد

و دقیقا حدود بیست و چهار- پنج روز از این یک ماه را ما هر شب با هم بیرون بودیم .....

ولی این نامرد توی همین یک ماه هم این مورد را از من پنهان کرد و الا من صد سال تن به چنین ازدواجی نمیدادم ....

================================================== ============
حالا هم راه میذاره جلوب پای من ---- خانم پیشنهاد میده .....

میگه مگه نمیگی من باید با خودم کنار بیام ----- بهش میگم خوب اره

میگه باشه = بیا با هم عروسی کنیم من جهازم را بخرم و بیارم توی خونه ای که تو میگی و بعدش اگه

نتونستی با خودت کنار بیای از هم جدا میشیم ....
===============================================
یه جورایی بدجور اویزون من شده و هیچ جوری عقب نشینی نمیکنه

میگه من میمرم برات - من اگه تو نباشی خودم را میکشم - من خیلی تو را دوست دارم

تورا خدا از من بگذر - میگه اصلا فرض که همه چیز بین ما بوده - تو بگذر - تو گذشت کن .....

************************************************** ********************
منم بهش میگم که اگه بخام بگذرم و گذشت کنم به زن اولم میرسه که اونا به خاطر چندتا اس ام اس

با یه بچه طلاقش را دادم ....
========================================
میگه ببین اون موقعه ای که توی زندگی بوده به تو خیانت کرده ....

ولی من قبل از ازدواج با این بودم .....
*********************************************
گفتم اون شرف داره به تو --- لااقل اون دیگه صیغه یه مرد 52 ساله نبوده

یه اشتباهی کرد و گول یه نامردی را خورد ولی من با یه بچه شش ساله طلاقش را دادم
************************************************** *********
نمیدونم هدفش از این پافشاری برای اینکه عروسی کنیم چیه ؟؟؟؟؟

البته من که این کارا نمیکنم ولی خوب اون خیلی پر رو هست و پافشاری میکنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!