عزیزم سلام
مشکلت رو خوندم .شما باید بتونی بین خانوادت وزندگی زناشوییت حد و فاصله قائل بشی.شما باید بتونی این دو موضوع رو کاملا از هم جدا نگه داری .هرکس جایگاه خودش رو داره.خانواده جای خودش.همسر وزندگی زناشویی هم جای خودش.خب ادمای دور و بر شما همینن که میبینی.پدرت مادرت و حتی همسرت.تو که نمیتونی تک تک اونا رو عوض کنی میتونی؟از این وضع هم که دیگه خودت کلافه شدی.پس کاری کن که تعادل برقرار بشه.ببین شما ازدواج کردی زندگی مستقل خودت رو داری.شما قرار نیست نظر همه رو تامین کنی.شما الان باید بیشتر از همه مراقب آرامش زندگی خودت باشی.خودت و همسرت.شما الان یک زندگی مستقل داری و در قبال اون مسئولی .نکنه میخوای اینده زندگی شما همه مثل پدر مادرت بشه.طلاق بگیری که چی بشه.فکر کردی چی عوض میشه؟میخوای بازم برگردی به اون خونه سرد؟خونه ای که همش توش دعواست؟اینو میخوای؟انقدر ایده ال گرا نباش.هیچ کس کامل نیست.حتی خود شما.به خودت بقبولون ادمای دور و برت همینن و اصلا قرار نیست عوض شن.پس کاری کن که به آرامش برسی به خدا هیچی تو زندگی به قد آرامش ارزش نداره.صفر یا صد نباش.میانه باش.نه با خانوادت قطع رابطه کن نه بهشون اجازه بده پشت سر همسرت بدگویی کنند نه با همسرت بد باش و نه به اون اجازه بده به خانوادت توهین کنه.خودت تنها با خانوادت رفت و امد کن بذار یه مدت حساسیت ها بخوابه.با دل خوش برو با دل خوش بیا.اولویت زندگی خودته.نذار حرمت زندگیت از بین بره.نذار ارامش زندگیت از بین بره.شما خودت بهتر از هرکسی میتونی این وضع رو مدیریت کنی.موفق باشی عزیزم








علاقه مندی ها (Bookmarks)