سایرکس گرامی .خیلی هم کمک کردید و من از شما ممنونم .
فربد اسیر رفاه نیست اونم مثل من الان راحته و اگه علی اجازه بده توی عالم بچه گانش از همه چی لذت می بره .حتی اون این ماشین کوچولو رو بیشتر دوست داره میگه این مال منه چون کوچولویه ...این بچست خودشو با همه چی وفق میده .اگه بخواد به این چیزام گیر بده که صاف میدمش تحویل پدرش..
شک من و تمایل فربد فقط در مورد مدرسه اش و خرجی ماهانش هست.اونم در سطح عادی و معقول اگه هزینه های فربد رو پدرش بده من هم کار کنم زندگیمون می چرخه .برای من کار زیاده ..ولی حقوقش خرج این مدرسه و بقیه هزینه های فربد رو نمیده ..فقط به خورد و خوراکمون می رسه. ..فربداینجا رو دوست داره و از ایرانم اصلا خاطرات خوبی نداره ..تو ذهنش همش دادگاه و زندان و پلیس و اضطراب میاد..
ما اگه بیایم تهران از اینجا صد برابر غریب تریم .
من مشکلم همینه که باید از علی بخوام خرج فربد رو بده یا اصلا به فربد اجازه ندم به پدرش فکر کنه..
علی اینبار به عنوان همسر من توی زندگی ما نیست .اون فقط پدر و کفیل فربده چه من بخوام و چه نخوام..واگه نخوام تنها راهش روبرو شدن با فربد هست ..متاسفانه.









علاقه مندی ها (Bookmarks)