تقصير خودت بود نگين جان
ميگم حالم بده بزار اون مدادتو كنار... سرم درد گرفت
نميخواستم بياما اما با اين حركتت مجبورم كردي
بمون همونجا تا بعدا تكليفتو مشخص كنم...
بقيه هم حساب كار دستشون بياد ها
من الان معلقم بين افسردگي و شيدايي ها..
تشکرشده 1,083 در 257 پست
تقصير خودت بود نگين جان
ميگم حالم بده بزار اون مدادتو كنار... سرم درد گرفت
نميخواستم بياما اما با اين حركتت مجبورم كردي
بمون همونجا تا بعدا تكليفتو مشخص كنم...
بقيه هم حساب كار دستشون بياد ها
من الان معلقم بين افسردگي و شيدايي ها..
naghashi (چهارشنبه 31 خرداد 91)
تشکرشده 522 در 149 پست
وقتی درگیری هات رو برای خودت روشن کردی
و خوب فکرات رو تو تنهایی کردی
برگرد که من تو رو کل کلر قهاری دیدم
JJ1234 (دوشنبه 29 خرداد 91)
تشکرشده 1,083 در 257 پست
برميگردم...
حتما...
تو هم فعلا همونجا بمون
بقيه هم حق نداريد نه غذا بهش بديد نه اب...
ابراز همدردي هم موقوف
نوك مدادش رفته تو كله ام در نمياد, حالم اساسي خراب شده
naghashi (چهارشنبه 31 خرداد 91)
تشکرشده 522 در 149 پست
تو رو خدا پای منو باز نکن اینجا ... اه ولم کن ... کککککممممممممممممکککککککک کک!
بابا اصلا من انگشت کوچیکه شمام نیستم تو این ماجرا ...
هر چی تو بگی اصلا ...
خدایا غلط کردم! دیگه این آخرین پستمه تو جمع این کل کل بازا.
JJ1234 (دوشنبه 29 خرداد 91)
تشکرشده 1,083 در 257 پست
نزاشتي تو حال خودم باشم
دووووووفففففففففففففففش(ب قول مريم)
فعلا زدم به اردكه,
حواست باشه, دفعه بعد شوخي ندارم
رسيدم به فاز مانيايي
دفعه بعد تيرم خطا نميره
من ديكه اخر خطم
با همه تونم
![]()
naghashi (چهارشنبه 31 خرداد 91)
تشکرشده 522 در 149 پست
کشتیش؟ نه جان من، شلیک کردی؟
چه کار کردی نقاشی؟؟
بابا بیا با هم صحبت کنیم ... چرا اینقدر خشن؟!
JJ1234 (چهارشنبه 31 خرداد 91)
تشکرشده 1,083 در 257 پست
كار من نبود
من كه در رفتم...
![]()
naghashi (سه شنبه 30 خرداد 91)
تشکرشده 522 در 149 پست
حالا عیبی نداره فرار نکن!
بیا برو اینجا یک کم قدم بزن و نفس عمیق بکش.
http://images.persianblog.ir/442986_KC5zDfq1.jpg
اون بالا هم که رسیدی یک کم بشین و لذت ببر.
حالا عیبی نداره فرار نکن!
بیا برو اینجا یک کم قدم بزن و نفس عمیق بکش.
اون بالا هم که رسیدی یک کم بشین و لذت ببر.
![]()
JJ1234 (دوشنبه 29 خرداد 91)
تشکرشده 4,547 در 875 پست
به به به نگین سلیمانم که اینجاست .آخ بازم قرصهامو اشتباهی خوردم نگین ایران.
میبینم که پیش نقاشی کم آوردی سرتو میکوبی به دیوار.
این نقاشی رو دست کم نگیر درسته بچه مثبته ولی پاش بیوفته دست به هر کاری میزنه.
نقاشی جان من هر روز میام سر کار تو راه یه صافکاری نقاشی هست بچشمم میخوره یاد تو میوفتم.
یا آموزشگاه نقاشی با آبرنگ وسیاه قلم .نقاشی بارنگ روغنی .واااااااای همه جا چشمم فقط نقاشی میبینه .![]()
پدربزرگ (سه شنبه 30 خرداد 91)
تشکرشده 4,547 در 875 پست
چرا امروز همه کسل هستند .
هواکه خوبه هردم یه بارون میزنه .
بچه ها کجاید خبری نیست اذتون گرفتید خوابیدید .ارباب رجوع پاشنه تالارو کندن .
وای منم دارم امواج منفی میگیرما دارم کسل میشم .
پدر بزرگ ناراحته بد جوری دلم شکست .نه از این که تالار خلوته .یکی از نوه هام داره میره دلمم براش تنگ میشه![]()
پدربزرگ (پنجشنبه 01 تیر 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)