فائزه جان شما خیلی پخته و با تجربه هستین امیدوارم حرفای من اصلا براتون مفید باشه ولی به هر حال من نظرمو می گم شاید برای تاکید رو چیزایی که خودتون بهتر از من می دونین
دو تا مسئله بود که می خواستم بگم
1- خودتون می دونید که فرید تو این سن ( فکر کنم باید 13-12 ساله باشه) چه قدر حساسه و جابه جایی براش یه ضربه مهلکه برای خودتونم که حل مشکلی نیست پس بهتره به جای اینکه وقت و انرژیتون رو روی این موضوع بزاری اینو کلا از ذهنتون حذف کنین
و رو این فکر کنین که توی شهری که الان هستین چه جوری باید مشکلاتتون رو حل کنین و دنبال راه حل برای اون باشین
2 دومین چیزی که می خواستم بگم و مهمتره اینکه به فرید نگین که اگر کمک پدرش نباشه ما مجبوریم برگردیم ایران درسته که باید با پسرتون صادق باشین ولی توضیح سختی هایی که برای حل کردنش کاری از دست بچه ساخته نیست به اون جز اینکه ذهنش رو درگیر کنه و از مسائل اصلی زندگی خودش تو این سن بازش کنه چیزی نداره.
شما نظرش راجع به بازگشتتون به ایران پرسیدین و می دونین پس دیگه ذهنش رو در گیر نکنین و توضیح ندین که ما نمی تونیم بمونیم ناچاریم برگردیم ایران یا اگر پدرت نباشه ما می ریم ایران و اینجوری بهتره چون اون ایران رفتن رو دوست نداره و ذهنش بی جهت به سمت پدرش میره گذشته از این ذهنش درگیر مشکلات میشه بدون اینکه کاری از دستش بربیاد و این خیلی عذابش می ده
اگر راجع به ویزا بهش چیزی رو توضیح دادین بهتره دیگه ادامش ندین و فقط بگین دارم حلش می کنم و سعی کنین ذهنش رو از این چیزا آزاد کنین به نظر من حداکثر چیزی که می تونین بگین و برای رشد ذهنش هم مفیده اینه که پسرم ما باید برای ساختن زندگیمون تلاش کنیم ( ببینین می گم ساختن زندگیمون نه حل مشکلاتمون)
تو این راه ممکنه که موفقتا مجبور شیم بعضی چیزایی که دوست داریم رو در حد کاملش نداشته باشیم این قانون زندگیه اگر بخوای همیشه تو رفاه و راحتی باشه هیچوقت تو رفاه وآسایش نخواهی بود ما باید یه دوره ای تلاش کنیم از بعضی چیزایی که خیلی دوست داریم بگذریم تا به چیزایی که می خوایم برسیم
خودتونم سعی کنین بیشتر وقتتون رو با اون بگذرونین به هر حال فرید باشما بزرگ شده شما بهتر می دونین اون چی دوست داره چی دوست نداره پس بیشتر از پدرش می تونین شادش کنین و بدون اینکه از پدرش هم بدگویی کنین به سمت خودتون جذبش کنین چون مطمئنا با روحیه ای که پدرش داره موندن فرید کنار شما براش آرامش بیشتری هم داره
راستی یه چیزی، یادمه همسرتون این سایتو بلد بود فکر نمی کنین با مطرح کردن مسائلتون اینجا و احتمالا خوندن اون شاید اون در جریان همه چیز قرار بگیره و براتون خوب نباشه؟
برای شما و پسرتون آرزوی خوشبختی دارم








علاقه مندی ها (Bookmarks)