بحث سن جداست. راستش به خودم که باشم هوز فکر میکنم بچه ام. اما خانواده ام خیلی نگرانم هستن. خواهرام همیشه بهم میگن. گرچه باز هم سعی میکنم حرفهاشون رو نشنیده بگیرم، ولی خب نمیشه. مثلا این مورد رو، من واقعا همون زمان هم نمیخواستم دیگه پیشش برم، اما خواهرم اونقدر دلیل تراشید و ازش تعریف کرد ، که گفتم خب ایراد نداره ، اما خیلی روی اعتماد به نفسم تاثیر بدی گذاشته. از طرفی حرفهای بقیه هم هست و خیلی مسائل دیگه و البه نیاز خودم.
حتی اگر در مورد احسام ب دوستام حرف بزنم، یا تماسی داشته باشم، خانواده ام خیلی زوم میکنن و بهم میگن آدم ساده ایم. نمیدونم والا. وقتی هم با خودشون مشورت میکنم و حرف میزنم، به میگن عجولم و ...........![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)