به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 13 از 15 نخستنخست ... 3456789101112131415 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 144
  1. #121
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    دوستان کسی راجع به پست 120 یعنی همین پست قبلی راهنمایی نداره به من بکنه؟
    ممنون.

  2. #122
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 آبان 91 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1390-7-27
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    1,266
    سطح
    19
    Points: 1,266, Level: 19
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    22

    تشکرشده 22 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    شوهر من حتی وقتی منطقی هم باش حرف میزنم. ناراحت میشه و برا اینکه کم نیاره به اشتباهاتی که تو چند ماه پیش و گذشته مرتکب شدم اشاره میکنه. ینی به نقطه ضعف های من اشاره میکنه. در حالی که هیچ ربطی به موضوع نداره. فقط میخات از اشتباهاتش فرار کنه این کارو میکنه. یا مثلا بعدش دنبال این میگرده که یه چیزی پیدا کنه ازم ایراد بگیره.

  3. #123
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    مینوش عزیز ، بدلیل مشغله زیاد چند روزی تالار نبودم الان هم که اومدم مرتب error میده ، بهرحال تا جائیکه بتونم نظرم رو میدم:

    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush
    من کارگاه جراتمندانه رفتار کردنو خوندم. اون مواردی رو خودم توش ضعیفم یا ناتوانم نوشتم و یه تعداد موقعیتی هم که توش زیاد گیر کردم نوشتم که شاید کسی بتونه منو راهنمایی کنه:

    مولفه های رفتار جرات مندانه:
    ابراز عقیده خود - نمی تونم
    تقاضای تغییر رفتارهای نامطلوب دیگران -- اینو که اصلا اصلا نمی تونم
    رد درخواستهای غیر منطقی دیگران + می تونم راحت نه بگم
    ابراز احساسات مثبت و منفی خود -- نمیتونم عقیده و یا احساساتم رو راحت بگم
    آغاز و ادامه تعاملات اجتماعی – در هر دوش مشکل دارم
    پذیرش کاستی های خود+( زیادی به خودم ایراد می گیرم)
    ابراز جملات متعارف در هنگام رویارویی یا جدا شدن از دیگران _+ (تا حدی بلدم)

    مثال: در مهمانی که کسی را در ان نمی شناسم شرکت نمی کنم.

    (تا اینجا راحته. ولی وقتی طرف مقابل هی کش می ده و هی می پرسه و هی اصرار می کنه و اخرش یه توهینی می کنه که تو مثلا بی عرضه ای یا نمی تونی با مردم ارتباط برقرار کنی چی باید گفت؟ اخرش ادم یا مجبور می شه یه چیزی بگه که طرف ناراحت شه و دست از سرش برداره یا اینکه خود ادم ناراحت بشه.
    مثالهای رد جراتمندانه ، مهمانی نرفتن رو دوباره مطالعه کنید در ضمن من بی عرضه و احتماعی نبودن و این چیزا رو از یکی از مثلا اعضای خانوادم زیاد شنیدم و یه جورایی هم واقعا حس می کنم نمی تونم راحت با همه ی ادما روابط و صحبت کردن داشته باشم و با همه نمی تونم گرم بگیرم.)

    اون مواردی رو که نوشتید نمی تونید ، با کارهای کوچیک تمرین کنید ، مثلا در یه جمع کوچیک یا برای دوستتون عقیده خودتون رو راجع به یه موضوع بیان کنید.
    مهم دقت و توجه تون به این موضوعه ، به افرادی که می تونن ابراز عقیده کنن توجه کنید ببینید چه رفتاری دارن، تمرین کنید تا بتونید
    .

    مثال: اینکه مثلا همسر یا یکی از اعضای خانواده یه سری کارها رو باید انجام می داده اما انجام نداده. می گیم من خسته ام اما با این وجود می تونم بهت کمک کنم تا کاراتو تموم کنی. اگه طرف مقابل اینو به معنی این بذاره که ادم داره می گه چرا کاراتو نکردی چی؟ بعدش یه رفتاری می کنه که یعنی ناراحت شده. اونوقت من چه رفتاری باید بکنم؟ وقتی که اصلا پشیمون شدم از اینکه درباره کارهای نکرده صحبت کردم؟

    ویژگی افراد منفعل:
    نظر و حرف مردم برایشان مهم است و در رودروایسی گیر می کنن. + (زیاد اینطوریم)
    توانایی نه گفتن ندارن. (دارم)
    به راحتی اجازه دخالت در زندگی خود به دیگران می دن. (تا جایی که می دونم اجازه نمی دم ولی نمی دونم چرا دخالت می کنن!)
    اعتماد به نفس پایین و مسولیت پذیری کم به علت احساس ناتوانی+ (همین طوری ام)
    به خاطر عدم بروز درونیات خود همواره اضطراب دارن. + (بیشتر حرص می خورم و به خودم بد و بی راه می گم. واسه این اضطراب نمی گیرم)

    هدف: راضی نگه داشتن دیگران و اضطراب از کشمکش به هر قیمت ممکن (دقیقا همینم)

    صدای ارام (همینم و خیلی هم مردم پررو می شن. یعنی همه یادشون می یفته که این امکانو دارن که زور بگن. صدام ارومه و اگه بخوام بلندش کنم دیگه محکم نمی شه می شه جیغ! )
    صریح هم نیستم. خیلی همه چی رو هزار دفعه فکر فکر می کنم اخرش می زنم چشم بازارو در میارم!
    ایجاد احساس گناه و رنجش در دیگران (نمی دونم چرا ولی فکر می کنم اینطوری هستم. با وجودی که نمی خوام)

    مثال: در مورد اینکه پول اضافه کاری ندن. بعد که از رییس می پرسی چرا ندادن اگه درست جواب نده یا اهمیت نده یا بگه الان کار دارم و هر دفعه که بخوای باهاش راجع به این موضوع حرف بزنی بره سر کار دیگه ای و اصلا نذاره حرفتو تا اخر بزنی چی؟ یعنی هی با ندیده گرفته شدن ادم تحقیر بشه. این موقعیت را باید چه کار کرد؟

    خیلی محکم و صریح ، بهشون بگید چند دقیقه میخوام وققتتون رو بمن بدید
    عجله نکنید بگذارید وقتی رو ایشون تعیین کنند، زمانی که ایشون وقت دادن دیگه نمی تونن بیان کنن که الان وقت ندارم.
    اگه درحین صحبت بره سرکار دیگه ای ، محترمانه بهشون بگید که انتظار نداشتم بعد از این همه مدت که وقت دادید ، نتونیم مذاکره مون رو به سرانجام برسونیم.
    یا لطفا به صحبتام گوش بدید خیلی وقتتون رو نمی گیرم. فکر کنم این حق من باشه که بعد از این چند ماه 5 دقیقه از وقت مدیرم رو داشته باشم و...

    پرخاشگرانه:
    طعنه و نیش زبان زدن (زیاد باهام اینطور رفتار شده) نمی دونم به جز طعنه زدن و نیش زدن به طور مقابل کار دیگه ای هم می شه کرد در جواب؟
    تحقیر (زیاد اینطوری باهام رفتار شده و نمی دونم چه کار باید کرد)

    مثال: وقتی یکی با حرفاش کلی نیش زده بهت و اخرش جای خدافظی می خواد بیاد بوست هم بکنه چه کار ادم می تونه بکنه؟؟ یا وقتی یکی کلی رنجت داده اخرش هم میاد بغلت می کنه در حالی که می خوای سر به تنش نباشه؟؟ اصلا هم حالت معذرت خواهی نیست حالت زورگویی برای کامل کردن زورگوییای قبلی!

    جراتمندانه یعنی جرات بکنی قسط بانک عقب بیفته و ... . من کلا خیلی خیلی محتاط و تقریبا ترسو هستم! اصلا نمی تونم هی جرات بکنم! یعنی باید یاد بگیرم که تصمیم بگیرم و جرات کنم که عواقب و مسوولیت ان را بپذیرم. اما وقتی نتیجه اش اشتباه می شه هی به خودم بد می گم.

    مثال: می ری یه کلاسی پول می دی ثبت نام می کنی بعدش می بینی یه ادم داغون و بی سواد و بی انگیزه هست جای معلم. مسوول اونجا اصلا اهمیتی نمی ده به اعتراضت و می گه همینه که هست. پولو هم نمی تونی پس بگیری. چه رفتاری می شه کرد؟؟؟؟

    پرخاشگری+ انفعالی. کسانی که خشم رو تجربه می کنن اما ابزارهای ابرازشو ندارن و به شکل غیر مستقیم یه جای دیگه خالی می کنن. (من اغلب افکارم پرخاشگرانه می شه وقتی که عصبانی می شم یا بهم توهین می شه اما ابراز نمی کنم. باعث می شه بیشتر و بیشتر از مردم و ادما دوری کنم یعنی اون حد و مرزی که برای نزدیکی ادمای دیگه می گذارم هی بزرگ و بزرگتر می شه)

    شناخت حقوق خود (در این مورد خیلی مشکل دارم)

    وقتی صبر می کنم دارم تمرین می کنم که جلوی عصبانیتم رو بگیرم و مراقبم که رفتار پرخاشگرانه بروز ندم. (دقیقا)
    اصولا چون قدرت خاصی ندارم اغلب کوتاه اومدنام از سر انفعاله. مثلا وانمود می کنم که چیزی نشده ولی می خوام سر به تن طرف نباشه!

    روش های مختلف نه گفتن:
    بهانه آوردن – بلد نیستم
    دلیل اوردن (مخصوصا به دروغ که می شه همون بهانه اوردن) – اصلا بلد نیستم
    عوض کردن موضوع – یه جورایی زشته! شبیه اینه که طرف مقابلو ادم احمق فرض کنه و به نظرم این می شه پرخاشگری. حرفه ایشو بلد نیستم.
    رو کم کنی – بلد نیستم
    اجتناب از موقعیت – درک نمی کنم که قراره در چه موقعیتی باشم که بخوام ازش اجتناب کنم. از کجا بفهمم.

    وقتی این نوشته هات رو خوندم ، شک کردم به مطالبی که در اون تاپیک اوردم ، رفتم مرورشون کردم ، کاملا به این حرف معتقدم که برای رسیدن به هدف (ولو هدف متعالی) نباید از مسیر اشتباه (گناه) رفت. دقت داشته ام که هیچگاه توصیه به فعل و رفتار ناپسند ندهم.
    مثلا
    – دليل آوردن:
    رفتن به خانه اي كه نمي شناسم را اصلاً درست نمي دانم.
    دليلي ندارد به جايي بروم كه راضي نيستم.
    روحيه ام در اين جور ميهماني ها ضعيف مي شود.

    هیچگاه صحبت از دروغ گفتن مطرح نبوده ، اصلا دروغ که اوج انفعاله ، افراد جاتمند اصلا نیازی به دروغ گفتن ندارند ،
    ریشه انفعال ترسه ، برای فرار از ترس لازم میاد که فرد دروغ بگه ،



    مورد دیگه ای که مشکل منه. یکی که ظاهرا به ادم نزدیکه (مثل یکی از اعضای خانواده- این شخص اصلاح پذیر نیست و لطفا راهنماییهاتونو روی خود من متمرکز کنین) با حرف ها و گفتارش و رعایت نکردن ادب و حریم و احترام من به یکی که غریبه تره مثل همسایه در عمل اجازه اظهار نظر و دخالت راجع به زندگی شخصی من می ده. یعنی من خودم کاری نکردم که مثلا همسایه بیاد جرات کنه و هر چی می خواد بگه یا هر دخالتی که می خواد بکنه. مجوزش رو یکی دیگه (اغلب بدون حضور خود من) داده. در این حالت من چه کار می تونم بکنم و به جز پرخاش چطوری می تونم از خودم دفاع کنم؟ منظورم گیر کردن در موقعیت هاییه که خودم پیش نیاوردم. یکی دیگه (که اونو هیچ کاریش نمی تونم بکنم) دست منو کرده تو پوست گردو! در این موقعیت ها چطور باید از خودم دفاع کنم؟

    بیان جراتمندانه ،
    لطفا وقتی ازتون اظهار نظری نخواستم ، در زندگی خصوصی من دخالت نکنید.

    خیلی ممنون.
    در نهایت پس از شناسائی موارد (که خوب عمل کردید) توصیه کلی اینه، تمرین ، تمرین تمرین

  4. 6 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (شنبه 03 تیر 91), barani (چهارشنبه 07 فروردین 92)

  5. #124
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    baby عزیز خیلی ممنون از پاسختون.
    و ممنون از تذکر به جاتون. فکر می کردم باید توی جواب دادنا یه جورایی هم دروغ گفت که بهش می گن سیاست داشتن! این واسه من سخته. ممنون از یاد اوریتون که نیازی به دروغ گفتن نیست واسه جراتمندی.

  6. #125
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 شهریور 91 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1391-5-13
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    655
    سطح
    13
    Points: 655, Level: 13
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 31 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    سلام میخواستم نظر دوستان رو بدونم که تو این موقعیت بهتره چطور جواب داد.
    چون این جور موقعیتا زیاد پیش میاد واسم.

    یکی از دوستای من هست که یهویی شروع می کنه و خیلی تند راجع به کاری که میکنم یا
    نظری که دارم انتقاد میکنه.

    نه که فقط با من اینجوری باشه کلا هست اینطوری ولی خب شاید بشه گفت مواردی که نظر من
    با اون فرق کنه زیاده یا انگار بقیه مثل من رو رفتارش حساس نیستن.

    کلا اخلاقش اینه که میره بالا منبر و صداشم بالا میبره. میگه اصلا خوشم نمیاد آدم فلان جور باشه
    و یجور بدی حرف میزنه طوری که به آدم برمیخوره..

    گاهی با خودم همون موقع که اون حرفو میزنم بحث میکنه که آخه این چجور کاریه؟
    گاهی هم سخنرانی هایی میکنه تو جمع!! که مصداق حرفی که میزنه ممکنه شخص خاصی باشه

    من نمیدونم باید باهاش وارد بحث شم راجع به همون موضوع و منم بگم به فلان دلیل این کارو میکنم
    یا اصلا محل نذارم؟ (اگه محل نذارم تو دلم میمونه البته)
    منم باید لحنمو تند کنم و باش تند حرف بزنم؟

    مثلا همین چندوقت پیش راجع به یه موضوعی خیلی فکر کرده بودیم با همسرم و هر راه حلی که واسه
    اون مسئله وجود داشتو بررسی کرده بودیم. هر راهی یه خوبی هایی و یه بدی هایی داره. خب راهی که
    در آخر انتخاب کردیم به نظرمون سودش بیشتر از ضررش بود.

    وقتی پرسید که آخر چه تصمیمی گرفتین و گفتم (چند تا از دوستای دیگه هم بودن.)
    بازم با صدای بلند! شروع کرد که آخه اینطوری هم که فلان مشکل هست و بهمان مشکل هست و ...
    یه طوری برخورد کرد که آخه این چه تصمیمی بود و ...
    منم گفتم خب آره دیگه معلومه که هست. ما هم میدونیم. ولی بهترین کاری که به نظر ما اومد این بود.

    راستش این تصمیمی که گرفتیم هم مربوط به این قضیه میشد که با همسرم قصد داریم بریم خارج از کشور.
    بعد که من از اتاق بیرون اومدم شنیدم که (فکر میکردن صدا نمیاد) بلافاصله شروع کردن و گفتن که اصلا
    چرا ادم بخواد بره خارج که فلان مشکل ایجاد شه و ... واسه خودشون اظهارنظر میکردن و میخندیدن
    در واقع تصمیمات و کارای منو مسخره میکردن
    هم از اون ناراحت شدم و هم از دوستای دیگه.
    بهم برخورد. چون احساس میکردم بهم توهین شده. یعنی که انگار من عقل و شعور کافی ندارم و تصمیمام
    عاقلانه نیست.
    نباید برام مهم میبود که اونا نظرشون چیه؟
    به نظر شما باید چطوری جواب میدادم که الان تو دلم نمونده بود.

    یه مورد دیگه هم اینکه بعضی وقتا بعضی از اطرافیان من رو تو یه مواردی بالاتر از خودشون میدونن
    (البته این فقط دیدگاه خودشونه نه من)
    اونوقت هروقت که به یه طریقی به اون موضوع که توش من ازشون بالاترم اشاره ای میکنم اونا برچسب اینکه من
    دارم فخر میفروشم یا پز میدم رو بهم میزنن.

    یه مثال میزنم.. که البته در مورد خودم نیست ولی دیدم موردشو!
    مثلا فرضا یه نفر رشته پزشکی میخونه.
    اونوقت مثلا به عنوان یه اتفاق روزانه که بخواد تعریف کرده باشه میگه ما امروز جنازه تشریح کردیم.
    اطرافیان یطوری برخورد میکنن که تو میخوای پز بدی که پزشکی میخونی!
    در حالی که اصلا همچین قصدی نداشته.
    این شخص باید چطوری جواب بده که هم اونا این رفتارو تکرار نکنن هم اینکه
    تو دل خودش نمونه که بهش توهین شده.

  7. کاربر روبرو از پست مفید |سایه| تشکرکرده است .

    |سایه| (پنجشنبه 19 مرداد 91)

  8. #126
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    سایه عزیز

    برای خودت تاپیک مستقلی باز کن تا در آنجا به بحث بنشینیم .

  9. 2 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (جمعه 20 مرداد 91), barani (چهارشنبه 07 فروردین 92)

  10. #127
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 شهریور 91 [ 09:48]
    تاریخ عضویت
    1391-5-13
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    655
    سطح
    13
    Points: 655, Level: 13
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 31 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چگونه منفعل نباشيم ؟

    سلام آنی عزیز

    راستش توی تایپک چطوری نظر بقیه برام مهم نباشه؟ هم گفتم موضوع اول رو
    اما جواب خاصی دریافت نشد.

    الان یه تایپک جدید هم باز کردم
    ممنون میشم راهنمایی کنین

    اسمش اینه:
    تو این موقعیتا چطوری جواب بدم؟

  11. #128
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 14 اردیبهشت 92 [ 13:28]
    تاریخ عضویت
    1391-8-21
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    557
    سطح
    11
    Points: 557, Level: 11
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 34 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    کل تاپیک رو خوندم و کلی رفتار جراتمندانه یاد گرفتم
    امشب اولیشو انجام دادم :

    چند روز پیش خواهر شوهرمو به صورت ناخواسته و تصادفی رنجونده بودم که اونم پیش همسرم گلایه کرده بود ... همسرم هم با من بطور وحشتناک دعوا به پا کرد طوری که برای اولین بار به مدت چند روز با هم صحبت نمیکنیم ...

    حالا نوبت منه که از خواهرش ناراحت باشم چرا که دوست داشتم با خودم در میون میذاشت و من شخصا از دلش در میاوردم و این ناراحتی ها بین منو همسرم بوجود نمی آمد

    خلاصه امشب همسرم پا شد با همون حالت قهری که 3 روز به خودش گرفته به من گفت من دارم میرم خونه خواهرم میای یا نه
    گفتم نه
    از در رفت بیرون و چند لحظه بعد برگشت و تهدید کرد تو هم حق نداری دیگه خونه بابات بری

    من هیچ پاسخی ندادم
    نیم ساعت بعد (با رعایت زمان مناسب که عصبانی نباشه) رفتم روبروش نشستم و با ملایمت گفتم :
    عزیزم میفهمم که حس خوبی نداری این احساس رو تجربه کردم
    ولی منم به دلیل دلخوری از فلانی آمادگی روبرو شدن باهاش رو ندارم. اگه بیام حالم بدتر میشه
    اجازه بده فردا خونه بابات ببینمش
    تو اگه دوست داری برو و از طرف من معذرت بخواه که حالش خوب نبود و استراحت میکرد
    مطمئن باش ازت ناراحت نمیشم...

    از کنارش اومدم و خیلی هم حالم خوبه همسرم لباس راحتی پوشید (یعنی بی خیال رفتن شد) و داره تلویزیون میبینه
    نمیدونمم چرا احساس میکنم دیگه با هم آشتی شدیم
    تمرینمو درست انجام دادم؟؟؟؟؟؟؟؟

  12. 2 کاربر از پست مفید *گل یخ* تشکرکرده اند .

    barani (سه شنبه 20 فروردین 92), sci (دوشنبه 19 فروردین 92)

  13. #129
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array
    معیار درستی کار شما نتیجه مثبتی است که می گیرید
    بسیار عالی توانستید خشمتون رو کنترل کنید و عقیده تون رو ابراز کنید بدون اینکه بی احترامی کنید و حقوق فردی طرف مقابل را در نظر گرفتید
    همواره از" پیغامهای من " استفاده کنید
    تمرین کنید تمرین کنید تمرین کنید
    به یاد داشته باشید شما قرار نیست مسئول شادمانی دیگران باشید و شاید افرادی از ابراز عقیده شما ناراحت نیز بشوند
    به هیچ وجه با کسی چه خواهر ایشون و چه خودشون قهر نکنید، قهر تجلی رفتار منفعلانه است اگر خواهرشون رو دیدید قهر نکنید و در نهایت احترام و استفاده از الگوی xyz ابراز عقیده نمایید
    هرگز نگذارید بحثی بین شما و هر شخص دیگری به مرحله تشدید برسد و در این شرایط فورا اعتبار سازی کنید
    تبریک می گم
    تمرین کنید موفق باشید

  14. 6 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    *گل یخ* (دوشنبه 19 فروردین 92), barani (سه شنبه 20 فروردین 92), ویدا@ (دوشنبه 19 فروردین 92), نگاه (جمعه 29 شهریور 92), هلیا66 (سه شنبه 03 اردیبهشت 92), باران بهاری11 (سه شنبه 20 فروردین 92)

  15. #130
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 مرداد 93 [ 08:34]
    تاریخ عضویت
    1391-10-18
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    1,347
    سطح
    20
    Points: 1,347, Level: 20
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 53
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,236

    تشکرشده 119 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    جناب آقای sci من دارم این تایپک رو به دقت میخونم
    البته من از همسرم جدا شدم ولی میخوام تغییر کنم و دیگه منفعل نباشم. همونطور که شما گفتید این چرخه با قطع ارتباط قطع نمیشه و در محیط دیگه ادامه داره.
    یه سئوال داشتم
    شما تو نوشته هاتون به این نکته اشاره کردین که شخصی که عزت نفس و اعتماد به نفس کافی نداره نمی تونه جرات مند باشه
    من اعتماد به نفسم کمه از انجام خیلی از کارها بیخودی میترسم نمونه اش ادامه زندگی مشترک تا 6 سال و همون چرخه معیوب که من جرات طلاق رو نداشتم
    لطفا اگه منبعی یا تاپیکی واسه بالا بردن اعتماد به نفس دارید ممنون میشم بهم معرفی کنید



    زندگی ،خاطره آمدن و رفتن ماست
    لحظه آمدن و رفتن ما ،تنهائی ست



    - - - Updated - - -

    ببخشید یه نکته رو فراموش کردم من خودم رو دوست ندارم و هیچ چیز خاصی در وجود خودم نمیبینم که بخوام بهش افتخار کنم

    ممنون میشم راهنماییم کنید

  16. 2 کاربر از پست مفید barani تشکرکرده اند .

    sci (چهارشنبه 21 فروردین 92), تسلیم خدا (سه شنبه 20 فروردین 92)


 
صفحه 13 از 15 نخستنخست ... 3456789101112131415 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.