من که هر روز یه خاطره خوب با عشقم دارم. دیشب قرار بود با دوستش و خانومش بریم بیرون شام.این ماه یه مشکلی داشتیم و تمام حقوق نفسم رفت واسه اون کار و فقط ته حسابمون 25 تومن پول بود که اونم گذاشتم تا سی ام واسه این امتحان مخابرات لعنتی ثبت نام کنم. و اون هم 7 تومن تو جیبش بود همین
گفت با این پول چی میشه خورد امشب؟ گفتم عیبی نداره میریم یه ساندویچی ارزون.خلاصه رفتیم بیرون عشقم با دوستش رفت تو یه مغازه تا اون بوز بخره منم یه عابر بانک دیدم به فکرم افتاد حالا برم 10 تومن از حساب بردارم تا سی ام خدا بزرگه.بعد اونا اومدن و رفتیم تو ماشیم بحث شام بود که خانوم دوستش یه جایی رو پیشنهاد داد با غذاهای بالای 10 تومن.!!ماهمچیزی نگفتیم خلاصه اونا از ماشین پیاده شدن تا برن شام بگیرن و من هم اصلا حواسم به جیب شوشوی بیچاره نبود. یه هو بعد چن ثانیه که رفتن عشقم برگشت اروم منو صدا کرد گفت حدیث پول ندارم چی کنم.الهی فداش شم کلی سرخ شده بود و من که 10 تومن از عابر گرفته بودمسریع بهش دادم گفتم از کارت گرفتم گفت پس ثبت نامت چی گفتم خدا بزرگه .پولوکه داشتم میدادم خوانوم دوستش دید عشقم خندید گفت حسابدار من خانوممه یادم رفت پول ببرم .قربونش برم الهی یه عالمه دوسش دارم.
من که هر روز یه خاطره خوب با عشقم دارم. دیشب قرار بود با دوستش و خانومش بریم بیرون شام.این ماه یه مشکلی داشتیم و تمام حقوق نفسم رفت واسه اون کار و فقط ته حسابمون 25 تومن پول بود که اونم گذاشتم تا سی ام واسه این امتحان مخابرات لعنتی ثبت نام کنم. و اون هم 7 تومن تو جیبش بود همین
گفت با این پول چی میشه خورد امشب؟ گفتم عیبی نداره میریم یه ساندویچی ارزون.خلاصه رفتیم بیرون عشقم با دوستش رفت تو یه مغازه تا اون بوز بخره منم یه عابر بانک دیدم به فکرم افتاد حالا برم 10 تومن از حساب بردارم تا سی ام خدا بزرگه.بعد اونا اومدن و رفتیم تو ماشیم بحث شام بود که خانوم دوستش یه جایی رو پی










پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)