اخي , نازي , پست اقاي حامدو الان ديدم ياد يه چيزي افتادم دلم گرفت
اون قبلا قبلنا كه خونه داشتيم و هنوز نيومده بوديم تو اپارتمان يه تك درخت انجير داشتيم كه يه روز يه ياكريم اومد روش نشست و تخم هم گذاشت و ني ني دار هم شد(يعني ني ني ها تو تخمش بودن)
ما هم خيلي هواشو داشتيم و واسش غذا ميزاشتيم و كلا سلف سرويس بود واسش
خيلي ناز بود, خيلي,خييييييييلي
نميدونم چرا رفت, يادم نيست اخه. گربه اومد و بردش يا تخماش شكست يا ... يادم نيست فقط يادمه خيلي غصه خورديم
ناراحت شدم اينم عكساش, هر روز كلي عكس ازش ميگرفتيم همين چند تا مونده...
خوب واسه چي اينجا خونه ساخت, اي بابا چرا اين يا كريما اينقدر اي كيوشون پايينه, تو خيابونم تا با ماشين نرسي يك ميليمتريشون و صد تا بوق نزني نميرن كنار
كجايي ياكريمالان داري دوباره پرميگيري يا بازم رفتي يه جاي تابلو تخم گذاشتي پيشيه ردتو زده
اقاي حامد ببين ياكريم گذاشتم حالا بياو بگو اين vizhe چيه؟بابا مغزم شد اندازه مغز ياكريم . ميرم تاپيك ميزنم واسه سوالات فلسفيم هاااااا










پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)