به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 36
  1. #21
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: حسابی گیجم..نمیدونم به چی علاقه دارم.برای همین زندگیم راکد مونده

    من دیگه هیچی نمیگم..بی فایده است..همه مدل حرفی شنیدم..کاملا بی فایده..گمونم من به یه زبون دیگه حرف میزنم..زبونی که هنوز کشف نشده..واقعا دیگه موندم چیکار کنم؟؟؟؟

    اقای مسافر زمان عزیز ازوقت و انرژی که گذاشتین خیلی خیلی خیلی ممنونم.اما ربط حرفاتون رو به تاپیکم نفهمیدم.:(

    خدا بنده‌هاشو خیلی دوست داره. بعضی اوقات که یکمی ازش دور میشیم، میاد یه تلنگر می‌زنه میگه بنده خوبم تو بدون من هیچی نیستی، برگرد طرف خودم. و واقعا هیچ‌کدوممون در مقابلش هیچی نیستیم.
    خوب اینکه واضحه

    چون دیدگاهت اشتباهه. چون می‌خوای بدون داشتن یه منبعِ درست حسابی بیای و با کمک تحلیل و احساساتت یه چیزاییو انتخاب کنی. نمی‌شه خواهر من.
    میشه برام بگین چطور به همچین نتیجه ای رسیدین؟که من همچین دیدگاهی دارم..؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

    اومده بهش گفته که بهار، حتی اهداف مادیتو هم نمی‌تونی بچینی. عجزی که همیشه وجود داشتو این بار، خیلی واضح بهتون چشوند.
    این که من بدون اون هیچم که معلومه..اصلا مگه من از اون جدام؟؟؟وقتی روحی که در من دمیده شده از اونه..همونطور که یه قطره به دنبال دریا و بعد ابره،این روح کوچولو هم به سمت اصل خودش برمیگرده.

    من اصلا بحثم خدا و اینا نیست...بدبختی من این بود اون زمانی که هر کی خودشو اقای مهندس و خانوم دکتر میدید.من به رشته خاصی علاقه نداشتم..الکی رفتم یه رشته ای خوندم..باز همینطوری رفتم دانشگاه..الان برنامه ریزی زندگیمو گم کردم.

    واقعا موندم ربط این بحثا به مشکل من چیه.؟
    مثلا اقای مسافر زمان فرض کن شما برنامه روزانتو گم کردی..داری دنبالش میگردی.من بیام بگم خدا خواسته گم بشه..اونو بی خیال..بیا تا از خدا برات بگم.
    خدا درست..اما مشکل
    چیزدیگه ایه؟؟؟

    ارزوی بهار66::ایخدا یعنی میشه،ممکنه یه روزی برسه من یه تاپیک بزنم بعد این بچه های گل اصل مطلب رو بچسبن؟؟یعنی میشه؟؟

    خدا داره میگه میشه بهار..صبر کن.:)

    اما بازم یه دنیا ممنونم ازتون.خیلی.



  2. 2 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (سه شنبه 23 خرداد 91)

  3. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 12 تیر 97 [ 22:36]
    تاریخ عضویت
    1390-2-15
    نوشته ها
    144
    امتیاز
    7,721
    سطح
    58
    Points: 7,721, Level: 58
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    1,069

    تشکرشده 1,120 در 173 پست

    Rep Power
    32
    Array

    RE: حسابی گیجم..نمیدونم به چی علاقه دارم.برای همین زندگیم راکد مونده

    سلام

    من نظرمو نوشتم بعد اومدم جمله اول پست جدیدتو دیدم می خواستم پاکش کنم برم! والا به خدا! گفتم الان یک مقدار شاکی شدی اگه پست منم بی ربط باشه که دیگه هیچی. یکهو دیدین بهار یک چوب ورداشته افتاده دنبال من!

    من برای تصمیم گیری این مراحل رو پیشنهاد می کنم (خودم البته همه ی اینکارهارو نکردم بعضی هاش تجربه اطرافیانه):


    بچه ها نظرشون رو در مورد فاکتور علاقه گفتن. نمی دونم چجوری توضیح بدم از کجا آدم می فهمه به چیزی علاقه داره.
    کلا بخوام بگم لازم نیست واله و شیدای رشته ات باشی ولی به نظر من مهمه که حداقل اینقدری میل داشته باشی که حاضر باشی وقت صرفش کنی یا واسش زحمت بکشی. دیگه اینجوری نشه سر کلاسا 10 دفعه بخوای ساعتت رو نگاه کنی که کی می شه از شرش خلاص بشی! یا شغلت جوری باشه که به زور انجامش بدی.

    تعیین کردن اینکه از بین چه گزینه هایی امکان انتخاب داری. مثلا من که دیپلم ریاضی داشتم گزینه ادامه تحصیل در رشته دندانپزشکی برام وجود نداشت. نشدنی نبود ولی پیش نیازهاش به حدی بود که به نظر من منطقی نبود. یا مثلا من نمی تونستم بگم می خوام خلبان بشم! چون این تصمیم با فرض امکان یرای یک دختر هزینه بالایی داشت و من کسی نبودم بتونم هزینه شو بدم.

    مورد بعدی کسب اطلاعات بیشتر در مورد گزینه های قابل بررسیه: یعنی ببینی توی رشته x واقعا چیکار می کنن. با وارد شدن به این رشته قراره روزتو چجوری بگذرونی؟ بعضی رشته ها ظاهرشون با باطنشون فرق می کنه. تو ظاهرشو نگاه می کنی جذبش می شی ولی وقتی واردش می شی می خوره توی ذوقت که : من که اینو نمی خواستم!. من برای انتخاب رشته لیسانس 4 تا انتخاب داشتم یکیشو که خیلی خوب می شناختم . برای بقیه گشتم بین دوست و آشنا کسانی که رشته شون این بود رو پیدا کردم بعد زنگ زدم باهاشون مشورت کردم. حالا نه اینکه هر چی اونا گفتن همونه ولی خب اطلاعات خوبی راجع به رشته و آینده شغلیش بهم دادن.

    قدم بعدی رو بهش می گن تحلیل هزینه-فایده. می خوایم ببینیم اگه بریم دنبال رشته x چیزی که در آخر بدست میاریم به زحمتش می ارزه یا نه. در واقع یک برآورد هزینه می کنی ببینی انجام این کار چقدر منطقیه. این هزینه ممکنه صرف وقت, پول – قبولی در یک امتحان خاص – گذراندن چند واحد پیش نیاز - تقویت زبان یا .... باشه.
    دیگه خودت باید ببینی با شرایط تو کدوم واست بهتره.

    در آخر به نظر من قبل از هر چیز یک دور بشین روی یک برگه بنویس بهار چرا می خواد فوق بگیره ؟ یکی یکی شماره بزن دلائلت رو بنویس.
    گرفتن فوق از هر جایی هم که باشه بالاخره یک حداقل زحمت رو داره. بنابراین انجامش انرژی می خواد. اینکه اصلا انگیزه ات از انجام این کار چیه تاثیر مستقیم داره.

    امیدوارم هر تصمیمی می گیری موفق باشی


  4. 4 کاربر از پست مفید hadieh تشکرکرده اند .

    hadieh (سه شنبه 23 خرداد 91)

  5. #23
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-12-11
    نوشته ها
    396
    امتیاز
    15,136
    سطح
    79
    Points: 15,136, Level: 79
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 214
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,467

    تشکرشده 2,190 در 377 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حسابی گیجم..نمیدونم به چی علاقه دارم.برای همین زندگیم راکد مونده

    من دیگه هیچی نمیگم..بی فایده است..همه مدل حرفی شنیدم..کاملا بی فایده..گمونم من به یه زبون دیگه حرف میزنم..زبونی که هنوز کشف نشده..واقعا دیگه موندم چیکار کنم؟؟؟؟
    بهار خانوم، ببخشید اگه حرف بی‌ربطی بهتون زدم. فکر می‌کردم ( و البته می‌کنم ) که مشکل شما تا حدی شبیه مشکل گذشته منه.
    اگر نیست، بگذارید به حساب درک پایین بنده.
    میشه برام بگین چطور به همچین نتیجه ای رسیدین؟که من همچین دیدگاهی دارم..؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
    با اجازتون حرفاتونو نقل قول می‌کنم و پایینش نظرمو می‌گم:
    از درس خوندن بدم میاد اما نمیتونم ببینم کسایی که ازم پایینتر بودن به مدرک بالاتر و کار بهتر و درامد بهتر رسیدن..
    چیزی که من فهمیدم اینه: شما هر لحظه خودتونو با دیگران مقایسه می‌کنین و دوست دارین از همشون بهتر باشین. چون هوش و استعداد بیشتری دارین. اگه این دیدگاهو داشته باشین پس کی وقت به زندگی کردن می‌رسه؟‌ کی وقت به آرامش داشتن می‌رسه؟ به نظر من این چیزی شبیه چشم و هم‌چشمی هستش.
    مثلا فرض کن چند سال دیگه بچه دار بشم..اونوقت بهش بگن مامنت مدرکش چیه؟؟بگه لیسانس..
    مشابه بالا. با این تغییر که این دلیل هیچ‌ربطی به دلایل قبلی نداره. افتخار کردن کودک خیلی خوبه. باعث آرامش روانیش میشه. اما آیا این تنها راه افزایش آرامش روانی کودکه؟
    اما واسه اینکه رشته لیسانسم با فوق فرق داره نمیتونم برم دکترا.(قانون جدید)
    شما از الان این همه‌ برای رشته‌ی خودتون عزا گرفتین. چندین بار گفتین از درس متنفرین و ... حالا در مورد خوندن یه رشته‌ی دیگه صحبت می‌کنید ( با سختی‌های زیادی که داره ) و تازه بحث دکترارو هم پیش می‌کشین. ->‌ کمال‌گرایی

    برام پول خیلی مهمه و اینکه کاری که انجام میدم سطح بالایی داشته باشه.. // (کار) خیلی برام مهمه..برای شخص خودم
    همون‌طور که گفتین نشون‌دهنده‌ی اینه که کار براتون خیلی مهمه. اونقدر که حاضرین سختی‌های زیادی برای داشتن یه کار خوب و پردرامد بکشین. این‌جاش بد نیست. این قسمت مهمه:
    دید من برای ازدواج با بقیه چیزا زمین تا اسمون فرق داره
    پس یعنی ازدواج خیلی خیلی مهم‌تر از کاره. درسته؟
    وقتی برای داشتن کار مورد علاقتون این همه زحمت می‌کشین پس حتما می‌خواین برای داشتن زندگی مشترک آرام و خوب، زحمت بسیار بسیار بیشتری بکشین.
    در مورد فرزند هم که با توجه به اون حرفی که زدین به نظر می‌رسه براتون خیلی مهمه که درست تربیت بشه و ...
    چقدر وقت دارین برای این کارا؟ به نظرتون کاری که این همه براش زحمت کشیدین و تا این حد براتون مهمه چقدر در روز وقت شما رو می‌گیره؟ من که فکر نمی‌کنم کم باشه. خوب حالا خانواده هم که مهمتره. حتما می‌خواین جوی آروم ایجاد کنین و یه زندگی خیلی زیبا داشته باشین. به نظرتون یه آدم که هر روز زمان زیادی صرف کار می‌کنه توانایی این کارهارو داره؟ برای بچه که این همه براش اهمیت قائلین چطور؟‌ چطور می‌تونین خودتونو قانع کنین که براش کم نذاشتین؟ (با توجه به اهمیت زیادی که برای کار هم قائلین)

    مسلما من همیشه با اونی که از نظر کار و درامد و تحصیلات ازم بالاتره ازدواج میکنم..و صد البته اخلاقش..تو نمیدونی..طرفمو بیچاره میکنم..
    ماشاالله خودتون که تا حد زیادی می‌خواین پیش‌رفت کنین. با این انتظاراتی که این‌جا گفتین و البته با انتظاراتی که از تاپیک قبلیتون یادم میاد ( علاقتون به یه تیپ آدما ) چقدر فکر می‌کنین که چنین فردیو پیدا کنین؟
    اگه یکی از این مشخصاتش اینی نباشه که شما این‌جا گفتی چی میشه؟ ( روش فکر کنین حتما )

    اگه از همسرتون به خاطر یکی از نداشته‌هاش دلخور بشین هم که آرامش مد نظرتون از بین میره. و مهمترین موضوع زندگیتون ( ازدواج ) به اون حدی که می‌خواستین نمی‌رسه!

    من هر چی پول بیشتر داشته باشم..ارومترم..هر چی کیفم پرتر باشه خوشحالترم.
    خوب به نظرتون چقدر برای این هدف باید تلاش کنین ؟ اگه پول‌دار باشین هوستون نمی‌کنه یکمی دیگه سرمایتونو زیاد کنین؟ این آرامش نهایی که هدف هممونه کی حاصل میشه؟ این‌جوری که شما نوشتین فکر کنم هیچ‌وقت
    دیگه این موضوعو کم نشنیدیم که یه سری آدما به خاطر اضافه کردن به سرمایشون چقدر به زندگیشون (شخصی و خانوادگی) ضرر زدن.

    مثلا اقای مسافر زمان فرض کن شما برنامه روزانتو گم کردی..داری دنبالش میگردی.من بیام بگم خدا خواسته گم بشه..اونو بی خیال..بیا تا از خدا برات بگم.
    خدا درست..اما مشکل چیز دیگه ایه؟؟؟
    این مثالی که زدین یه اختلافی داره. من و شما مسلمونیم. اعتقاد داریم که خدا دینو هم برای اون دنیا و هم برای این دنیا برای ما فرستاده. تا اینجاش مشکلی که نیست؟
    و اعتقاد داریم که تمام راه‌های دیگه به اشتباه می‌ره ( هر راهی که مخالف دین عمل کنه ) چه تو اون دنیا و چه تو این دنیا. اینجاش مشکلی هست؟
    خوب اگه مثال شما هم مثل این باشه حتما و حتما از شما خواهم خواست که از طرف خدا برنامه‌ی روزانمو برای من بگیرین.

    توجه به این مسائل دلیل بر حیوانی نگری نیست و اون چیزی که غلطه تک بعدی نگری هست چه درباره مسائل مادی و چه معنوی.
    بسیار بسیار عالی.
    بهار خانوم، حرف ما هم همینه. امام حسن می‌گه: در دنیا چنان زندگی کن که گوئی همیشه در دنیا خواهی بود و چنان آماده سفر آخرت باش که گوئی فردا مرگت فرا می‌رسد!
    یعنی چی؟ یعنی برای دنیات همه کار بکن. ولی کاری نکن که اون دنیا بگن چرا به خاطر دنیا از فلان چیز مهم زدی. الان شما در مورد همه‌ی موارد ( کار، پول، همسرداری و بچه‌داری ) با یه دید کمال‌گرایانه نگاه می‌کنی. همه‌اش را با هم و به بهترین شکل می‌خوای. اگه همینجوری ادامه بدی اولا ممکنه تو قسمت‌های مهم‌تر که اون دنیا در موردش ازت توضیح می‌خوان ( همسر‌داری، بچه‌داری ) نتونی کاملا موفق باشی. دوما که خیلی بدتر از اولیه. ممکنه به خاطر توقع زیادی که در هر مورد از خودت داری، فشار زیادی تحمل کنی. و در نتیجه شاید هیچ‌کدومشونو نتونی درست انجام بدی و آرامشتو که مهمترین موضوعه از دست بدی.

    دین اینجا می‌گه خیرالامور اوسطها. بهترین امور معتدل ترین آنها است. وقتی دیدگاه شما نسبت به کار، پول، مشخصات همسر و ... معتدل‌ بشه اولا آرامش خیلی بیشتری دارین. دوما خیلی راحت‌تر می‌تونین میزان تفاوت این موضوعاتو درک کنین و برای زندگیتون ( که مخلوطی از این‌ها و چیزهای دیگه هستش ) برنامه‌ی بهتری بچینین. -> هدف‌هاتون مشخص میشه.
    و باور کنین اگه به خدا نزدیک بشین، این نتیجه‌هارو می‌بینین.

    ببخشید اگه این پست اشتباه جمله‌بندی داره. چون فرصت مطالعه قبل از فرستادنشو ندارم.


  6. کاربر روبرو از پست مفید مسافر زمان تشکرکرده است .

    مسافر زمان (سه شنبه 23 خرداد 91)

  7. #24
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: حسابی گیجم..نمیدونم به چی علاقه دارم.برای همین زندگیم راکد مونده

    [quote=مسافر زمان]
    میشه برام بگین چطور به همچین نتیجه ای رسیدین؟که من همچین دیدگاهی دارم..؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
    با اجازتون حرفاتونو نقل قول می‌کنم و پایینش نظرمو می‌گم:
    از درس خوندن بدم میاد اما نمیتونم ببینم کسایی که ازم پایینتر بودن به مدرک بالاتر و کار بهتر و درامد بهتر رسیدن..
    چیزی که من فهمیدم اینه: شما هر لحظه خودتونو با دیگران مقایسه می‌کنین و دوست دارین از همشون بهتر باشین. چون هوش و استعداد بیشتری دارین. اگه این دیدگاهو داشته باشین پس کی وقت به زندگی کردن می‌رسه؟‌ کی وقت به آرامش داشتن می‌رسه؟ به نظر من این چیزی شبیه چشم و هم‌چشمی هستش.

    دارین اشتباه میکنید..اولا من نه هوش و استعداد بهتری دارم و منظور از پایینتر همون دانشگاه و مدرکه..که معیار درستی نیست ولی کاری نمیشه کرد فعلا همینه.
    منم نمیخوام از همه بهتر باشم..اصلا بهتر باشم چه ایرادی داره؟اما اینکه خیال میکنید بهتر بودن رو فقط تو درس و پول میبینم اشتباه میکنید..اما دلم میخواد تو کار و درس و پول به میزان دلخواهم برسم.گمون نمیکنم ایراد داشته باشه..


    مثلا فرض کن چند سال دیگه بچه دار بشم..اونوقت بهش بگن مامنت مدرکش چیه؟؟بگه لیسانس..
    مشابه بالا. با این تغییر که این دلیل هیچ‌ربطی به دلایل قبلی نداره. افتخار کردن کودک خیلی خوبه. باعث آرامش روانیش میشه. اما آیا این تنها راه افزایش آرامش روانی کودکه؟

    من گفتم این تنها راهه؟؟؟؟؟
    ولی فعلا شرایط جامعه ما همینه..خوب یا بد همینه..تو نمیتونی بگی من مدرکم لیسانسه اما فلانم..فعلا اینجا به مدرک بها میدن

    اما واسه اینکه رشته لیسانسم با فوق فرق داره نمیتونم برم دکترا.(قانون جدید)
    شما از الان این همه‌ برای رشته‌ی خودتون عزا گرفتین. چندین بار گفتین از درس متنفرین و ... حالا در مورد خوندن یه رشته‌ی دیگه صحبت می‌کنید ( با سختی‌های زیادی که داره ) و تازه بحث دکترارو هم پیش می‌کشین. ->‌ کمال‌گرایی

    چون درباره رشته دیگه پرس و جو کردم و بهم گفتن سخته اما شدنیه و البته برای دکترا پذیرش ندارن.قانون جدیده.

    برام پول خیلی مهمه و اینکه کاری که انجام میدم سطح بالایی داشته باشه.. // (کار) خیلی برام مهمه..برای شخص خودم
    همون‌طور که گفتین نشون‌دهنده‌ی اینه که کار براتون خیلی مهمه. اونقدر که حاضرین سختی‌های زیادی برای داشتن یه کار خوب و پردرامد بکشین. این‌جاش بد نیست.
    این قسمت مهمه:
    دید من برای ازدواج با بقیه چیزا زمین تا اسمون فرق داره
    پس یعنی ازدواج خیلی خیلی مهم‌تر از کاره. درسته؟

    مسلمه برام مهمتره..اما جنس موضوع کار و ازدواج برام فرق دارن..خارپشت گفت ممکنه علاقت به کار زیاد به ازدواج هم مربوط باشه من خواستم توضیح بدم که اینطور نیست و اینا از هم مجزان..و همسر ایندم فقط میتونه رو شخصیتم حساب باز کنه.

    وقتی برای داشتن کار مورد علاقتون این همه زحمت می‌کشین پس حتما می‌خواین برای داشتن زندگی مشترک آرام و خوب، زحمت بسیار بسیار بیشتری بکشین.

    حالا کو زحمت؟؟؟من فعلا دارم میگردم..

    در مورد فرزند هم که با توجه به اون حرفی که زدین به نظر می‌رسه براتون خیلی مهمه که درست تربیت بشه و ...

    این یکی بی اندازه برام مهمه..

    چقدر وقت دارین برای این کارا؟ به نظرتون کاری که این همه براش زحمت کشیدین و تا این حد براتون مهمه چقدر در روز وقت شما رو می‌گیره؟ من که فکر نمی‌کنم کم باشه. خوب حالا خانواده هم که مهمتره. حتما می‌خواین جوی آروم ایجاد کنین و یه زندگی خیلی زیبا داشته باشین. به نظرتون یه آدم که هر روز زمان زیادی صرف کار می‌کنه توانایی این کارهارو داره؟ برای بچه که این همه براش اهمیت قائلین چطور؟‌ چطور می‌تونین خودتونو قانع کنین که براش کم نذاشتین؟ (با توجه به اهمیت زیادی که برای کار هم قائلین)

    چکار کنم؟؟؟ازسر و تهشون بزنم..نمیتونم
    برام رنج اوره پول نداشته باشم یا بدتر بچم درست تربیت نشه.


    مسلما من همیشه با اونی که از نظر کار و درامد و تحصیلات ازم بالاتره ازدواج میکنم..و صد البته اخلاقش..تو نمیدونی..طرفمو بیچاره میکنم..
    ماشاالله خودتون که تا حد زیادی می‌خواین پیش‌رفت کنین. با این انتظاراتی که این‌جا گفتین و البته با انتظاراتی که از تاپیک قبلیتون یادم میاد ( علاقتون به یه تیپ آدما ) چقدر فکر می‌کنین که چنین فردیو پیدا کنین؟

    اون معیارا و تیپ رو تغییر دادم با صرف انرژی فراوون.
    جوینده یابنده است..یه سری معیارا برام اولویتن و بعضیاشون قابل چشم پوشی


    اگه یکی از این مشخصاتش اینی نباشه که شما این‌جا گفتی چی میشه؟ ( روش فکر کنین حتما )

    گفتم که من برایند رو در نظر میگیرم..نه جز به جز

    اگه از همسرتون به خاطر یکی از نداشته‌هاش دلخور بشین هم که آرامش مد نظرتون از بین میره. و مهمترین موضوع زندگیتون ( ازدواج ) به اون حدی که می‌خواستین نمی‌رسه!

    همسرم با کسی که میخوام باش ازدواج کنم فرق داره..اگه همسرم شکست بخوره دستشو میگیرم

    من هر چی پول بیشتر داشته باشم..ارومترم..هر چی کیفم پرتر باشه خوشحالترم.
    خوب به نظرتون چقدر برای این هدف باید تلاش کنین ؟ اگه پول‌دار باشین هوستون نمی‌کنه یکمی دیگه سرمایتونو زیاد کنین؟ این آرامش نهایی که هدف هممونه کی حاصل میشه؟

    ازالان نمیتونم براش رقم و عدد تعیین کنم..و یا مرزی بگم.

    این‌جوری که شما نوشتین فکر کنم هیچ‌وقت
    دیگه این موضوعو کم نشنیدیم که یه سری آدما به خاطر اضافه کردن به سرمایشون چقدر به زندگیشون (شخصی و خانوادگی) ضرر زدن.

    لا اله الا الله...یه جوری میگی انگار من سرمایه دار وکارخونه دارم..همش سرم تو حساب کتابامه..وقت رسیدن به خونواده ندارم


    مثلا اقای مسافر زمان فرض کن شما برنامه روزانتو گم کردی..داری دنبالش میگردی.من بیام بگم خدا خواسته گم بشه..اونو بی خیال..بیا تا از خدا برات بگم.
    خدا درست..اما مشکل چیز دیگه ایه؟؟؟
    این مثالی که زدین یه اختلافی داره. من و شما مسلمونیم. اعتقاد داریم که خدا دینو هم برای اون دنیا و هم برای این دنیا برای ما فرستاده. تا اینجاش مشکلی که نیست؟
    و اعتقاد داریم که تمام راه‌های دیگه به اشتباه می‌ره ( هر راهی که مخالف دین عمل کنه ) چه تو اون دنیا و چه تو این دنیا. اینجاش مشکلی هست؟
    خوب اگه مثال شما هم مثل این باشه حتما و حتما از شما خواهم خواست که از طرف خدا برنامه‌ی روزانمو برای من بگیرین.

    و خدا خواهد گفت وقتی تو داری میگردی تا برنامت رو پیدا کنی هم باز من بهت دادمش..چون همشون مخلوق منن..مثل شفایی که از دکتر میگیری و در طول اراده خداست

    توجه به این مسائل دلیل بر حیوانی نگری نیست و اون چیزی که غلطه تک بعدی نگری هست چه درباره مسائل مادی و چه معنوی.
    بسیار بسیار عالی.
    بهار خانوم، حرف ما هم همینه. امام حسن می‌گه: در دنیا چنان زندگی کن که گوئی همیشه در دنیا خواهی بود و چنان آماده سفر آخرت باش که گوئی فردا مرگت فرا می‌رسد!
    یعنی چی؟ یعنی برای دنیات همه کار بکن. ولی کاری نکن که اون دنیا بگن چرا به خاطر دنیا از فلان چیز مهم زدی. الان شما در مورد همه‌ی موارد ( کار، پول، همسرداری و بچه‌داری ) با یه دید کمال‌گرایانه نگاه می‌کنی.

    همچینم کمال گرایانه نیست..همین که تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم؟؟؟چیزی که الان ریخته ارشد هست..دیگه هر ساختمونی رو میکنن دانشگاه و مدرک میدن

    همه‌اش را با هم و به بهترین شکل می‌خوای. اگه همینجوری ادامه بدی اولا ممکنه تو قسمت‌های مهم‌تر که اون دنیا در موردش ازت توضیح می‌خوان ( همسر‌داری، بچه‌داری ) نتونی کاملا موفق باشی. دوما که خیلی بدتر از اولیه. ممکنه به خاطر توقع زیادی که در هر مورد از خودت داری، فشار زیادی تحمل کنی. و در نتیجه شاید هیچ‌کدومشونو نتونی درست انجام بدی و آرامشتو که مهمترین موضوعه از دست بدی.

    دین اینجا می‌گه خیرالامور اوسطها. بهترین امور معتدل ترین آنها است. وقتی دیدگاه شما نسبت به کار، پول، مشخصات همسر و ... معتدل‌ بشه اولا آرامش خیلی بیشتری دارین. دوما خیلی راحت‌تر می‌تونین میزان تفاوت این موضوعاتو درک کنین و برای زندگیتون ( که مخلوطی از این‌ها و چیزهای دیگه هستش ) برنامه‌ی بهتری بچینین. -> هدف‌هاتون مشخص میشه.
    و باور کنین اگه به خدا نزدیک بشین، این نتیجه‌هارو می‌بینین.

    لابد شما تونستی اندازه بگیری فاصله من با خدا چقدره؟؟؟؟
    برای من خیلی عجیبه که ما چرا اینطوریم؟؟دنبال پولیم و اونو بد میدونیم..گاهی براش همه کار میکنیم اما ازش بد میگیم..یه کم صادق باشیم..کسی برای علاقه به پول سرزنشمون نمیکنه..پول بده..اه اه..پیف پیف..اما واسه یه قرون دوزار قسم خدا و پیغمبر و جان مادر و بچه و ..رو میخوریم و بچمونو صدبار کفن میکنیم تا جنس بنجلمونو به جای اصل قالب کنیم...
    من نه اونقدا پولدارم..نه چیزی..واهمه ای هم ندارم بگم که بهش علاقه دارم


    ببخشید اگه این پست اشتباه جمله‌بندی داره. چون فرصت مطالعه قبل از فرستادنشو ندارم.


    خواهشم میکنم و ممنونم

  8. کاربر روبرو از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده است .

    بهار.زندگی (سه شنبه 23 خرداد 91)

  9. #25
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: حسابی گیجم..نمیدونم به چی علاقه دارم.برای همین زندگیم راکد مونده


    خوب یا بد، درست یا غلط، همه ما دچار مقایسه وضعیت مالی و کاری و درسی و اجتماعی و . . . خودمون با هم قطارهامون هستیم :)
    هم کلاسی، همکار، دوست، حتی خواهر و برادر خودمون
    این بد نیست، اگر منجر به حسادت و حریص شدن در امور مادی نشه

    بهار هم درگیر این موضوع هست، اما نمی دونه در کدوم زمینه رقابتی استعداد بیشتری برای رشد داره
    سوال بهار اینه : من بدون شک می خوام ارشد بخونم، حالا چی بخونم که هم اینده شغلی و مالی من رو تضمین کنه و هم بهش بی علاقه نباشم؟
    اگر سوالت این هست، بنظرم سوالت به این فروم ربطی نداره، شروع کن به مطالعه در مورد رشته های مختلف
    یه تحقیقات میدانی ساده

    اما چرا بهار فکر میکنه حتما باید ارشد بگیره؟
    احتمالا چون اطرافیانش اینطور بهش القا کردن که مدرک تحصیلی معیارداوری در مورد ادم هاست، این درحالیه که باید معیارهای دیگه رو هم بررسی کرد، منظورم فقط معیارهای مادیه

    بیاین کاملا مادی، زمینی، ظاهری و عقلانی در مورد مشکل بهار صحبت کنیم
    چون من از حرفای بهار اصلا حس نکردم که ایشون دغدغه ماورایی داشته باشه
    ولی اینقدر با اب و تاب از احساسش مینویسه و ابراز سردرگمی میکنه، این حس رو در ما به وجود اورده که ایشون شیدای و واله شده و از درد فراق می خواد سربه بیابون بذاره:)


    ================================================== ====

    یه نکته فوق العاده بی ربط
    مشکل بهار، پول دوستی نیست، چون اگر این باشه راه های بهتر و سریع تر و منطقی تری برای رسیدن بهش هست، یه همسر پولدار!!، یکی از معیارها باید این باشه، وضع مالی خیلی خوب!!

    مشکل بهار اونجایی هست، که فکر میکنه درامد بیشتر شخص بهار به عنوان یه دختر، منجر به استقلال بیشتر، احترام بیشتر وشاید ارامش بیشتره
    من حس میکنم نقطه اصلی دردناک همین جاست، هرکس هم در این مورد چیزی میگه، صدای بهار درمیاد!!
    اگر میخوای راجع به این موضوع صحبت کنیم، بازش کن، در غیر اینصورت کولی بازی درنیار، راجع بهش حرف نمی زنیم

  10. کاربر روبرو از پست مفید meysamm تشکرکرده است .

    meysamm (سه شنبه 23 خرداد 91)

  11. #26
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array

    RE: حسابی گیجم..نمیدونم به چی علاقه دارم.برای همین زندگیم راکد مونده

    خجالت داره خارپشت..چطور میتونی به این احساسات لطیف من بگی کولی بازی؟؟؟:P

    اول بگم.اقای مسافر زمان اگه لحنم تند بود واقعا عذر میخوام.فقط میخواستم موضوع رو شفاف کنم.میدونم از روی تجربه تون گفتین و چقد اینکارتون برام ارزشمنده..اما شاید تجربه شما با اونچه که منظور منه متفاوت باشه و من چون باید تاپیکمو کنترل کنم تا به نتیجه دلخواه برسم مجبور شدم رک صحبت کنم.لطفا بیایید بگید نرنجیدید.چون عذاب وجدان گرفتم.


    اگر منجر به حسادت و حریص شدن در امور مادی نشه
    من نمیدونم حسادت یعنی چی؟اگه حسادت یعنی چرا فلانی فلان چیزو داره و من ندارم.ای کاش نداشت..نه حسود نیستم

    چه معنی داره.وقتی اون شخص تونسته صاحب اون مورد بشه یعنی کائنات توان داره بهترش رو هم به من بده..پس تمرکز روی خواستن خودمه نه داشتن دیگران.

    سوال بهار اینه : من بدون شک می خوام ارشد بخونم، حالا چی بخونم که هم اینده شغلی و مالی من رو تضمین کنه و هم بهش بی علاقه نباشم؟
    تقریبا..سوال من که چندبار هم صریحا گفتم این بود..من چرا به هیچ رشته ای علاقه خاصی ندارم؟؟شما چطوری علاقتونو کشف کردین..من که بی علاقم چیکار کنم؟تنفرم ازدرس خوندن رو هم اضافه کنید..یادگیری خوبه اما شب امتحان حال بهم زنه.

    یه تحقیقات میدانی ساده
    همچینم ساده نیست..ازچه طریق؟

    اما چرا بهار فکر میکنه حتما باید ارشد بگیره؟
    احتمالا چون اطرافیانش اینطور بهش القا کردن که مدرک تحصیلی معیارداوری در مورد ادم هاست، این درحالیه که باید معیارهای دیگه رو هم بررسی کرد، منظورم فقط معیارهای مادیه
    یکی از معیارها و احتمالا راه رسیدن به کار و شغل و ...بصورت ثابت یا پا برجا

    چون اگر این باشه راه های بهتر و سریع تر و منطقی تری برای رسیدن بهش هست، یه همسر پولدار!!، یکی از معیارها باید این باشه، وضع مالی خیلی خوب!!
    اگه جیغ نمیزنید باید بگم درامد خوب همسر برام خیلی مهمه..خوب چه اشکالی داره؟؟؟واقعا بده؟؟

    مشکل بهار اونجایی هست، که فکر میکنه درامد بیشتر شخص بهار به عنوان یه دختر، منجر به استقلال بیشتر، احترام بیشتر وشاید ارامش بیشتره
    استقلال بله
    احترام ای بگی نگی
    ارامش بله
    [/color]

  12. 2 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    بهار.زندگی (سه شنبه 23 خرداد 91)

  13. #27
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 آذر 96 [ 10:48]
    تاریخ عضویت
    1389-5-14
    نوشته ها
    376
    امتیاز
    8,441
    سطح
    61
    Points: 8,441, Level: 61
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,178

    تشکرشده 1,175 در 313 پست

    Rep Power
    53
    Array

    RE: حسابی گیجم..نمیدونم به چی علاقه دارم.برای همین زندگیم راکد مونده

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار66
    سلام بچه ها
    من یه سوال دارم.
    شما چیکار کردین که فهمیدین به چه رشته های علاقه دارین؟؟
    سلام

    والا ما اول دبیرستان رو تموم کردیم، بمون گفتن باید انتخاب رشته کنید. ماهم دیدم دبیرستان نزدیکمون نیست و کلی باید پوله کرایه بدیم (اون زمان روزی 50 تومن می شد)و نمی صرفه!!!! یه هنرستان نزدیک خونمون بود و رفتیم توش و همون روز رشتمون رو انتخاب کردیم!


    نه سالم می گذره، تا حالا فکرم نکردیم بهش علاقه داریم یا نه! چرا که نه وقت این ناز و عشوه ها رو داریم، نه کسی هست که خریدارش باشه! :cool:

    دیپلم رو گرفتیم و فوق دیپلمم پشتش و بعدم کارشناسی و بعدم ارشد و فعلاً هم که هستیم!

    الآن که فک می کنم، می بینم که اگه می خواستم به این چیزا فک کنم، الآن کلام پسه معرکه بود و این شعر که کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش یادم می یاد!


    فقط این رو بگم که زیاد به این حس ها بها نده!
    یه خط رو بگیر، تا آخرش برو!

    برا من که تا دست به هر کاری می زنم، علاقه بوجود می یاد! مثلاً من یادمه از خیاطی خوشم نمی یومد و همش خواهرم این جور کارام رو انجام می داد! چند بار که وردستش نشستم، همچین علاقمند شدم که تصمیم قطعی گرفتم برم کلاس خیاطی!

    خلاصه که بها دادن به این حس ها، جلو خیلی پیشرفتا رو می گیره!

    (شاید حرفام تکراری باشه و دوستان گفته باشن، ببخشید دیگه من وقت نکردم بقیه پست ها رو بخونم و فقط جواب این سوال رو دادم.)



  14. 3 کاربر از پست مفید ایوب تشکرکرده اند .

    ایوب (چهارشنبه 24 خرداد 91)

  15. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آذر 91 [ 14:54]
    تاریخ عضویت
    1390-10-19
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    1,391
    سطح
    20
    Points: 1,391, Level: 20
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    611

    تشکرشده 614 در 130 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حسابی گیجم..نمیدونم به چی علاقه دارم.برای همین زندگیم راکد مونده

    بهار،
    من یه مدت دچار وسواس فکری شده بودم.
    از خونه که میومدم بیرون، یه ربع دم در وایمیستادم و فکر می کردم که از کدوم راه برم، که زودتر برسم.
    بعد هی مسیرهای مختلف رو میسنجیدم از 1000 بعد.
    احتمال ترافیک، تعداد چراغ قرمز، وجود مغازه و پاساژ، با حالی مسیر، مسافت و . . .
    و تقریبا آخرش گیج گیج میشدم.
    در حالی که اگه همون اول یه مسیر رو (حتی تصادفی) انتخاب می کردم و راه میافتادم، زودتر به مقصد میرسیدم.
    می خوام بگم یه وقتایی (دقت کن، یه وقتایی، نه همیشه!) اتخاذ تصمیم و شروع به حرکت، مهمتر از خود تصمیم گیریه است.
    اما من واقعا گیج موندم..تصورم فقط کار خوب و پوله...و به هیچ رشته ای علاقه خاصی ندارم.
    اگه واقعا تصورت فقط کار خوب و پوله معطل چی هستی؟ علاقه چی میگه این وسط؟
    سریع یه سرچ کن، ببین پول توی چه کاری (و به تناسبش چه رشته ایه) و شروع کن.

  16. 3 کاربر از پست مفید hamdardi1390 تشکرکرده اند .

    hamdardi1390 (چهارشنبه 24 خرداد 91)

  17. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 08 دی 91 [ 23:03]
    تاریخ عضویت
    1390-10-10
    نوشته ها
    115
    امتیاز
    1,252
    سطح
    19
    Points: 1,252, Level: 19
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    457

    تشکرشده 463 در 95 پست

    Rep Power
    26
    Array

    RE: حسابی گیجم..نمیدونم به چی علاقه دارم.برای همین زندگیم راکد مونده

    بچه ها سلام .
    انصافا بهار تو همه تاپيك ها كلي نظر توپ ميده اما بنده خدا تا خودش تاپيك ميزنه به طرز عجيبي معجون غليظي از فلسفه و عرفان و ماهيت دين و دنيا ميشه بهار رو فراري ميديم .

    بيايد يه جور ديگه نگاه كنيم . اين خانوم يه مراجع جديده ، به من هم ربطي نداره با خودش درگيره ، با من درگيره ، مشكل داره ، مشكل نداره ، دين داره ، دين نداره ، وسواس داره يا نه .
    يه آدم جديد اومده ميگه ميخوام برم ارشد بخونم ( تصميم به ارشد خوندن داره ، حالا دليلش به من ربطي نداره . تصميم رو گرفته . ديگه رو اين موضوع مانور نديم ) ميخواد ببينه چي كار كنه يه رشته پيدا كنه كه بهش علاقه داشته باشه .

    حالا اينكه رفتن بهار به سمت ارشد به آمار مدرك گرايي مملكت اضافه ميكنه يا سودي براي قحطي زده هاي سومالي نداره به خدا جاش اينجا نيست . ما بيشتر از بهار متهم به كمالگرايي هستيم . چون بهار راهش ارشد هست و كمك ميخواد اما ما سعي داريم بهار رو به اون سمتي كه فكر ميكنيم درسته هدايت كنيم .

    بهار جان برات آرزوي موفقيت دارم .




  18. کاربر روبرو از پست مفید بهار رهنورد تشکرکرده است .

    بهار رهنورد (چهارشنبه 24 خرداد 91)

  19. #30
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: حسابی گیجم..نمیدونم به چی علاقه دارم.برای همین زندگیم راکد مونده

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهار66
    [color=#0000CD][font=Tahoma]خوب بهار شادی خانوم من ذهنم پیچیده است..کمالگرا هم هستم..دیگه چی؟؟؟!:)حالا دیگه دوست جونتو به خارپشت میفروشی:P:)

    بهار شادی بیا یه کاری کنیم..یه دقیقه تعارفات و کلیشه و ها و منم منم ها رو بذاریم کنار..قبوله؟؟؟؟

    فرض کن تو جای من باشی...بعد تو بگی وای نمیدونم چیکار کنم..میخوام برم سراغ کار و درس و

    پیشرفت و یه خط مستقیم از الان تا اخر زندگیم فرض کنم . ...

    من بگم..وای نه بهارشادی..برو به درونت..ببین روحت چی میخواد.

    واقعا ازاین همه ...عصبی میشم.
    یاد اون دختر و پسره میفتم که میگفتن عروسی میکنیم چون عاشقیم..باباش گفت پس پول خونه کار ..گفتن ما عاشقیم..باباهه گفت لابد میخواید عشق هم بخورید و عشق هم بپوشید.

    حالا شده حکایت من و شما.
    واقعا در مورد من چی فکر میکنید؟؟
    سلام بهار جان

    باز که شمشیرت رو از رو بستی دختر :)

    کی گفته من گفتم فقط به روحت برس؟

    انگار یادت رفته که من همیشه می گم اهداف منابع نور هستند در زندگی ما! اگر این منابع نور نباشن

    ما حیرون میشیم بهار!

    من فقط در پاسخ به سوال تو که پرسیدی زندگی جز اینه اون حرف ها رو گفتم!

    کی گفته پول مهم نیست؟ خیلی هم مهمه! اصلا ما سفارش شدیم به تلاش و کار کردن!

    "لیس للانسان الی ما سعی..."

    در کنار اینکه باید تلاش کنیم و ثروت و علم و اعتبار کسب کنیم باید به روحمون هم برسیم منظور من اینه

    خانوم عجول :)

    فقر و نداری نکبت میاری و ثروت رفاه! تو باید دنبال بینهایت باشی برای دارایی تو ذهنت! بعد درست

    خرجش کنی! این خیلی هم خوبه!

    پس من در مورد شما اشتباه فکر نکردم عزیزم...شما زود قضاوت کردی :)

    حالا می گی خودت رو بگذار جای بهار می گم باشه! ضمنا اون کلاسها مثال بود نه اینکه واقعا بری تو کار

    شبکه!

    =========================

    خوب من بهار 66 هستم و قراره جای بهار عمل کنم! (البته چون خودت گفتی اینکار رو کردم )

    بهار دنبال هدفه! تا جیبم پر پول نباشه فکرم راحت نیست پس باید پول دربیارم تا بتونم دستم تو جیب

    خودم باشه! چون آدمی که بی ول باشه دیگه فکر روحش نیست! چون روح متعالی در جسم و فکر سالمه

    -اینو بهار شادی همش می گه و هی میاد روضه می خونه واسم :) -

    خوب من باید اول کار پیدا کنم! شده یک کار ساده ولی باید پیداش کنم برای امرار معاش و کسب در آمد!

    شاید توی کار کار بهتری پیدا کردم بعدا! (بهار برنامه پیدا کردن کار واسه خودش می ریزه)

    - حالا که دارم پول در میارم ببینم با چه مدرک و رشته ای میشه خوب کسب درآمد کرد؟

    1- گرفتن فوق لیسانس تو یک رشته یکی از راه هاشه!

    خوب چه هزینه ای باید بدم برای کسبش؟

    - باید 1 ماه کامل راجع به رشته های مختلف تحقیق کنم!

    - باید 6 ماه درس بخونم

    - باید کنکور بدم (ممکنه قبول بشم یا نشم!)

    - اگر قبول شدم که میرم واسه درس و سختی هاش و پایان نامه و گرفتن مدرک

    - بعد هم همزمان دنبال کار مرنبط با رشته فوقم می گردم!

    2- رفتن به دوره های آزاد تو یک رشته و گرفتن مدارک بین المللی یا عملی و معتبر

    - برای اینکار باید هزبنه بدم و باید بابتش پول خرج کنم اما شدنیه!

    و در قدم بعد میرم برای اهداف دیگم!


    ===========================

    خوب بهار خودم رو گذاشتم جای تو! یک سره داشتم با برنامه میرفتم جلو! کسی نمیتونه بهت بگه بهار

    تو به چی علاقه داری! اما یک روش رسیدن به علاقه مندیها "مطالعات میدانی یا همون بنچ مارکه"!

    شیوه بعد امتحان چیزهای مختلف و استفاده از اطلاعات و تجربیات دیگرانه تا به کاری که میخوای برسی

    پس دست به کار شو!

    اول جیب هات رو با پیدا کردن یک کار موقتی پر از پول کن تا اعصابت راحت باشه!

    دوم شروع کن به تحقیق و بررسی و صحبت با آدمهای مختلف!

    بعد دامه انتخاباتت رو محدود کن تا بتونی روی 1 مورد سوییچ کنی! اگر دوست نداشتی کار بعدی تا

    هدفت رو پیدا کنی!

    بعد رویاهات رو بررسی کن و بنویس و ببین چطوری میتونی بهشون برسی!

    یادمه تو تاپیک آقای gham یک همچین پستی گذاشته بودم برو بخونش (راه های هدف گذاری و رسیدن

    به اهداف)

    چارچوب که در بیاد هر معادله ای توش جواب میده حتی چند مجهولی

    اگه ابهامی هست بگو تا توضیح بدم

    امیدوارم از حرف های من نرنجیده باشی










  20. 2 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (چهارشنبه 24 خرداد 91)


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.