بهار،
من یه مدت دچار وسواس فکری شده بودم.
از خونه که میومدم بیرون، یه ربع دم در وایمیستادم و فکر می کردم که از کدوم راه برم، که زودتر برسم.
بعد هی مسیرهای مختلف رو میسنجیدم از 1000 بعد.
احتمال ترافیک، تعداد چراغ قرمز، وجود مغازه و پاساژ، با حالی مسیر، مسافت و . . .
و تقریبا آخرش گیج گیج میشدم.
در حالی که اگه همون اول یه مسیر رو (حتی تصادفی) انتخاب می کردم و راه میافتادم، زودتر به مقصد میرسیدم.
می خوام بگم یه وقتایی (دقت کن، یه وقتایی، نه همیشه!) اتخاذ تصمیم و شروع به حرکت، مهمتر از خود تصمیم گیریه است.
اگه واقعا تصورت فقط کار خوب و پوله معطل چی هستی؟ علاقه چی میگه این وسط؟اما من واقعا گیج موندم..تصورم فقط کار خوب و پوله...و به هیچ رشته ای علاقه خاصی ندارم.
سریع یه سرچ کن، ببین پول توی چه کاری (و به تناسبش چه رشته ایه) و شروع کن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)