به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 50
  1. #31
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    مینا جان

    من زن پسر داییم از وضع حمل خیلی می ترسید! به خاطر همین یک روز بهم گفت بهار میشه برام زایمان طبیعی و

    سزارین رو سرچ کنی تا ببینم چطوریه؟

    هر دو رو نشونش دادم! و اون با کمال میل زایمان طبیعی رو انتخاب کرد و چون خیلی مطالعه و ورزش کرده بود زایمان

    خوب رو راحتی داشت!

    میخوام بگم هرچی بیشتر مطالعه کنی و آگاهیت رو بالا ببری می بینی که ترس نداره! توکل کن به خدا و خودت و

    نینی رو به خدا بسپار!

    اون حافظ اون فرشته کوچولوی داخل شکمت و مادرشه!

    میتونی از مانتوهای گشاد و مقنعه های بلند در ماه های آخر استفاده کنی!

    بعد هم باید یک چند ساعتی درد بکشی تا کوچولوت بیاد! فکر کردی به همین راحیته خانوم خانوما؟ :)

    میتونی هفته آخر بارداریت مرخصی بگیری اما یادت باشه حامی و تکیه گاه تو خداست و حفظ آرامش و روحیه خوب

    در زایمان خیلی کمکت می کنه!

    استرس رو کنار بگذار و خوب استراحت کن تا بعدا بچه ات فول استرس یا بیش فعال نباشه!

    هرچی آرامش تو بیشتر یاشه اونم بعد تولد آرامش داره!

    موفق باشی گلم



  2. 5 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (سه شنبه 23 خرداد 91)

  3. #32
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    بچه ها چرا زندگی من این طوری شده؟
    شوهرم یه شب اشکمو درمیاره و روز بعد تمام سعیشو میکنه که جبران کنه واسم.انگاری دست خودش نیست.
    منم جدیدا اصلا نمیتونم جواب بدم فقط گریه میکنم و همه چیو به خدا واگذار میکنم.
    از اینکه این گریه ها و اعصاب خورد کنی ها و به دنبال اون لب به غذا نزدن و هیچی نخوردن روی اون بچه بی گناه اثر بذاره، خیلی میترسم.

    بارها بهش گفتم من تو این دوران فقط محبت و توجه میخوام.لازم نیست خرجای اضافی کنی واسم. فقط خودتو کنترل کن و سرم داد نزن اما نمیتونه.

  4. کاربر روبرو از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده است .

    آفتاب همدرد (یکشنبه 04 تیر 91)

  5. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 15:38]
    تاریخ عضویت
    1389-3-03
    نوشته ها
    309
    امتیاز
    4,602
    سطح
    43
    Points: 4,602, Level: 43
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    953

    تشکرشده 977 در 191 پست

    Rep Power
    48
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    عزیزم آروم باش ...آروم آروم ..به مرورزمان که جنین میره توی ماه چهارو پنج اثر گذاره و روی پدر نی نی هم اثرات مثبت میذاره...میتونم یه سوال بپرسم؟ چند وقته ازدواج کردی؟ و چندماه نی نی خواستی و خبردار شدی که بارداری؟؟راسته میگن اگه چندسال از ازدواج بگذره و نخواین نی نی دار بشین بعدا که خواستین طول میکشه؟ببخش گلم ممنون میشم راهنماییم کنی

  6. کاربر روبرو از پست مفید پریماه تشکرکرده است .

    پریماه (یکشنبه 04 تیر 91)

  7. #34
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه
    میتونم یه سوال بپرسم؟چند وقته ازدواج کردی؟پنج سال ازدواج کردم چهارسالم هست خونه خودمونیم،یک سال تو عقد بودیم
    و چندماه نی نی خواستی و خبردار شدی که بارداری؟راسته میگن اگه چندسال از ازدواج بگذره و نخواین نی نی دار بشین بعدا که خواستین طول میکشه؟نمیدونم،در مورد من نه،این طوری نبود. بلافاصله این اتفاق افتاد.
    ببخش گلم ممنون میشم راهنماییم کنی
    بهار شادی،بچه ها خیلی دلم گرفته. خسته شدم.



  8. کاربر روبرو از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده است .

    آفتاب همدرد (یکشنبه 04 تیر 91)

  9. #35
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    سلام عزیز دلم

    چرا دل مامان مینای من گرفته؟

    عزیزم افسردگی دوران بارداری طبیعیه...با این آقای همسر هم یکمی صحبت کن!

    بهش بگو اگه آرامش نداشته باشی ممکنه یک بچه با استرس به دنیا بیاری و حتی بیش فعال!

    بهش با ملایمت و عشقولانه بگو بیا سعی کنیم در این دوران از تنش و موقعیت های تنش زا دوری کنیم...

    نگفتی سر چی یک روز بد میشه رفتارش یک روز خوب؟

    به خاطر مسائل کاری اعصابش ریخته بهم یا با هم حرفتون شده؟ آیا تو جرقه دعوا رو میزنی؟

    بگو ببینم چی شده؟



  10. کاربر روبرو از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده است .

    bahar.shadi (یکشنبه 04 تیر 91)

  11. #36
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    سلام مینا جان
    نبینم غمگینی دختر..........
    ببین مینا جان مگه نه اینکه همه میگن تو این دوران خانومها زود رنج می شن
    ببین تو هم زود رنج شدی و تمرکز کردی روی رفتارهای آقای همسرت وگرنه همسرت همونه ولی از نوع نگرانش
    آخه همسرتم که تا حالا تو این شرایط نبوده تا بتونه درک کن

    یادته صحرا هم چهقدر این مشکلات رو داشت و همش شکایت می کرد و اقای sci همش می گفت طبیعیه

    سعی کن خودتو تا می تونی بزنی به بیخیالی و به خودت برسی تا یه نی نیه خوب و سرحال مامانی عین مینا به دنیا بیاری
    هر چی که پیش می اد اصلا فکر کن پیش نیومده می دونم سخته ولی بیخیال باش


    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  12. 2 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    eghlima (یکشنبه 04 تیر 91)

  13. #37
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    بهارشادی جون به خدا همه این حرفا رو بهش گفتم.
    حتی التماسش کردم
    بهش گفتم ازت هیچی نمیخوام جز آرامش.
    توروخدا سرم داد نزن.من به جهنم اون بیچاره چه گناهی کرده؟عصبی بشه اولین نفری که ضرر کنه ،ما دو نفریم.
    توروخدا بهش رحم کن.من نه سرو صدا و گیر دادناتو میخوام نه منت کشیاتو.عادی باش.اصلا کاری بهم نداشته باش.
    اما مثل اینکه نمیتونه
    مثلا سر اینکه رفتیم تو یه مغازه بعد از اینکه یه ساعت با فروشنده خودش حرف میزده،من حیوونی در مورد قیمت یه چیزی ازش سوال کردم،یهویی از مغازه میزنه بیرون،منم از فروشنده معذرت خواهی کردم رفتم ،ده ثانیه طول نکشید .هزار تا توهین و تهمت بهم زد.حالا منم میشناسه هاچطور ادمی هستم.

    خودش پرندشو برده گذاشته بیرون،من خواب بودم.تا بعدازظهر یادش رفته برش داره،اومده سر من داد میزنه چرا این حیوون تو افتاب بوده من یادم رفته تو برش نداشتی؟!!!!!!! و خلاصه هرشب یه ماجرای تازه.

    وقتی حسابی منو اشکمو درمیاره.میره واسم یه عالمه خرید میکنه،میره تو انباری ابمیوه میگیره من صدای آبمیوه گیریو نشنوم،معذرت خواهی میکنه و ..............
    دیگه حالم از معذرت خواهیاش به هم میخوره.ازش متنفر شدم.

    حال خودم به اندازه کافی بده،با رفتاراش باعث میشه بدتر شم.به خدا معدم دیگه شدید درد میکنه بس که گشنه بودم.
    مرسی اقلیماجان.باشه چشم سعیمو میکنم.

    از اینکه بچه نرمالی نباشه چه جسمی و چه روحی خیلی میترسم.حتی خوابشو میبینم!

  14. کاربر روبرو از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده است .

    آفتاب همدرد (یکشنبه 04 تیر 91)

  15. #38
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    بهارشادی جون،پاییزانجون رفتین؟نیستید؟

  16. کاربر روبرو از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده است .

    آفتاب همدرد (یکشنبه 04 تیر 91)

  17. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 اسفند 93 [ 14:00]
    تاریخ عضویت
    1390-5-11
    نوشته ها
    588
    امتیاز
    7,524
    سطح
    57
    Points: 7,524, Level: 57
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    4,002

    تشکرشده 4,006 در 737 پست

    Rep Power
    73
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    سلام مینا جان
    عزیز دلم حالا که شوهرتون وضعیتتو فراموش میکنه، خودت به خودت کمک کن خیلی به مسئله های که پیش میاد فکر نکن سعی کن یه کم بی خیال تر بشی . از تکنیک توقف فکر کمک بگیر .فکر کن که اگه بخوای مسئله و رنجشی که صبح بوده رو تا آخر روز هی تو ذهنت تکرار کنی چقدر داغون و افسرده میشی. سعی کن به چیزای خوب و مثبت فکر کنی بقول شاعر دلخوشی ها کم نیست!
    راستی یه فکر. بهتره یه کتاب از رشد کودک در 9 ماهه بارداری تهیه کنی و هر صبح اونو بخونی و با ذوق به شوهرتون منتقل کنید .مثلا خصوصیات جنین در هفته 15 بارداری اینه:جنین شروع به حرکت کردن می کند، اما احساس آن برای شما زود است.بچه شما در حدود 50 گرم وزن دارد و حدود 11 سانتی‌متر طول دارد. دد. همزمان ابروهای او نیز شروع به پر شدن می کنند. بچۀ شما در این زمان سکسکه نیز می کند اما بدلیل وجود مایعات در گلوی او، صدایی نخواهد داشت در این زمان امعاء و احشای او به تکمیل شدن مشغول هستند.

    شاید اینجوری حس مسئولیت و پدری شوهرتون بیشتر بشه و مواظب آرامش روحی شما هم باشند



    نقل قول نوشته اصلی توسط آفتاب همدرد
    ...
    وقتی حسابی منو اشکمو درمیاره.میره واسم یه عالمه خرید میکنه،میره تو انباری ابمیوه میگیره من صدای آبمیوه گیریو نشنوم،معذرت خواهی میکنه و ..............

    فدات شم این بنده خدا هم خیلی از کارش پشیمون میشه .فقط مشکلش اینه که سر مسئله های جزیی زیادی جوش میاره . به نظر من این جور مواقع دلیل ناراحتیشو بپرس .اینجوری بهتر میشناسیش و میتونی از بوجود اومدن چیزایی که باعث جنجال میشه جلوگیری کنی. مثلا دلیل ناراحتیش تو مغازه چی بوده؟
    دیگه حالم از معذرت خواهیاش به هم میخوره.ازش متنفر شدم.

    نه خانومی دیگه اصلا این حرفو نزن .تو شوهرتو دوست داری فقط از دستش ناراحت میشی این تنفر نیست


    حال خودم به اندازه کافی بده،با رفتاراش باعث میشه بدتر شم.به خدا معدم دیگه شدید درد میکنه بس که گشنه بودم.

    [color=#800000]چرا گرسنگی ؟ به خاطر حالت تهوع چیزی نمیخوری یا قهر کردی؟

    اگه به خاطر ترس از حالت تهوع است که گرسنگی در یه خانوم باردار خودش باعث بوجود
    آمدن این حالت است .اصلا نباید بزاری خیلی گرسنه شی.حتی پزشکان توصیه کردن که همیشه کنار تخت خواب هم مقداری بسکویت بزارید.[
    /color]

    مرسی اقلیماجان.باشه چشم سعیمو میکنم.
    از اینکه بچه نرمالی نباشه چه جسمی و چه روحی خیلی میترسم.حتی خوابشو میبینم!


    مینا جان این فکر ها تو ذهن همه مادرای که بارداری اولشون هست میاد .خود من همیشه از
    این موضوع میترسیدم . به خدا توکل کن .بعد از پایان 9 ماه خداوند نی نی کوچولوی سالم و نازت رو میزاره تو دستات ، تا از هدیه بزرگش مراقبت کنی.
    الحمدلله که به کمک علم پزشکی هر ماه صدای قلب نی نی رو میشه گوش داد و با سونوگرافی هم خیال ادم راحت میشه.


  18. 3 کاربر از پست مفید پاییزان تشکرکرده اند .

    پاییزان (یکشنبه 11 تیر 91)

  19. #40
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: خیلی زودرنجم؟!

    سلام مینا جان

    با پاییزان بیسار بسیار موافقم. مگه قرار نشد شما سعی کنی زود بهت برنخوره...گاهی بی تفاوت باشی و گاهی

    سکوت کنی؟ عزیزم تو الان باید به فکر تو راهیت باشی. فرضا که همسرت موقعیتت رو درک نکنه! تو چرا مثل بچه ها لج

    می کنی و غذا نمی خوری؟ با فرزندت که نباید لج کنی! تنها نیستی که تصمیم میگیری غذا نخوری یا گریه کنی!

    ببین مینا میخوام باهات چند کلمه جدی صحبت کنم!

    تو الان می دونی راه حساسیت زدایی ، کسب آرامش و مدیریت صحیح زندگی چیه و این تو هستی که باید خودت و

    وضعیتت رو درک کنی و به خودت کمک کنی! اگر تو به خودت محبت نکنی و شرایط خودت رو درک نکنی و مثلا با غذا

    نخوردن با خودت لج کنی ، چه توقع هست که دیگران درکت کنن؟


    آرامش رو هرگز ، هرگز و هرگز از بیرون طلب نکن! آرامش رو خودت باید در درونت بوجود بیاری و اون رو به دیگران هم

    منتقل کنی. ما در مقابل دانسته هامون و اطلاعاتی که کسب می کنیم مسئولیم! اگر قراره همون ادم قبلی باشیم

    و از راهکار ها استفاده نکنیم پس فایده نظر دادن دیگران برای ما چیه؟

    در مورد این مسولیت در برابر دانسته هامون بگذار برات یک مثال بزنم.

    من یکی از نزدیکانم خیلی آدم تند مزاجی و عصبی ایه!

    من همیشه به دلیل تند مزاجی ایشون و عدم صحیح انجام امور با ایشون بحث می کردم! ایشون عوض نمی شدن و

    دوباره همون آش بود و همون کاسه و فقط من وقتم ، عمرم و انرژیمو الکی هدر می کردم! تا 2 روز پیش که این حرف

    فرشته مهربان رو تو صندلی داغ خوندم که ما در برابر دانسته هامون مسئولیم!

    همون موقع با خودم گفتم بهار...بیا یک کاری کن! بیا و خودت عملا آرامش و خونسردی و محبت دادن و ایراد نگرفتن و

    پذیرفتن این آدم رو شروع کن...بگذار حالا که حرفات اثر نداره رفتارت اثر بگذاره. میدونی حاصلش چی شده تا الان؟

    اینکه من دارم حس می کنم چقدر سخته کنترل نفس و تغییر و از طرفی می بینیم دیگه مشاجره نمی کنم و خودم

    آرامش دارم و کم کم دارم می بینم که رفتار من داره روی اون هم تاثیر مثبت میگذاره و لا اقل دیگه موقعیت تنش زا

    پیش نمیاد و اگه هم بیاد چون من آرومم و بی توجه به تندی رفتارش هستم اون بنده خدا هم سریع آروم میشه.

    همه این حرفها رو بهت گفتم که خودت به فکر خودت باشی و خودت به خودت آرامش بدی!

    تمرین کن برای کاهش حساسیت هات تا ببینی چقدر تغییر سخته و همسرت که تند مزاجه چقدر باید روی خودش

    کار کنه. اما اون نمیخواد و تو میخوای! پس تو روی خودت کار کن. رفتارت روی رفتار اون تاثیر میگذاره.

    من تازه فهمیدم اگر بخوایم کسی رو عوض کنیم اول باید خودمون تغییر کنیم و با رفتار عملی مثبت اون فرد رو به راه

    بیاریم.
    ضمنا به جای فکر و خیال هم توکل کن و نتیجه رو به خدا بسپار...انشالا که با حفظ آرامشت و تغذیه مناسبت

    یک نی نی سالم به دنیا میاد...ضمنا ذکر هم زیاد بگو در موقعیت های تنش زا و عصبی! زود آرومت می کنه!

    موفق باشی عزیزم










  20. 2 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (دوشنبه 05 تیر 91)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 28 اردیبهشت 93, 11:43
  2. اهای جماعت من زود زود میگ میگی وابسته میشم.کمکم کنید
    توسط gheryeh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 20 خرداد 92, 15:29
  3. من آدم حساس و زودرنجی شدم چی کار کنم؟
    توسط saharnaz در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 شهریور 90, 17:34
  4. زود رنج کیست و زود رنجی چیست؟
    توسط keyvan در انجمن آگاهی ها، مهارتها و روشها
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 13 اردیبهشت 88, 15:41

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.