سلام ببخشید مجبورم این تاپیک رو ادامه بدم چون یه مشکل جدید دارم .راستش دوستم دیوونه شده زده به سرش این 2 ماهی که گذشت اینقد ناراحت بود چند باری باش حرف زدم بش اس دادم که اگه اصلاح بشی خانوادمم تورو قبول دارنو این حرفا ولی چون میدونستم اصلاح نمیشه باش قطع رابطه کردم ولی خیلی دلم براش میوخت چند روز پیش باز زنگ زد بش حرف زدم بش دلگرمی دادم ولی وقتی گفتم دیگه بم زنگ نزن دیوونه شد گفت آبروتو میبرم تمام اس لین چند وقتو میارم نشونه برادرات میدم که بفهمن باز باهم حرف زدی دیروزم اومد محله کارم که به قوله خودشابروریزی کنه ولی چون شلوغ بود فقط پرسه میزد چون پدرمم اینجا ار میکنه دیدش فهمید اومده واسه مزاحمت منم گفتم نمیدونم ولی یه شکایت بر ضدش تشکیل داده که گفته این اقا به زور دخترمو برده والانم داره مزاحمت میکنه ولی خیلی میترسم بیاد اسمسارو بشون نشون بده بگه خودش بام حرف زده باز ابروم بره و از طرفین منم مقصرم دلم نمیخواد واسش دردسر شه اگرچه اون خیلی واسه من دردسر درست کرده.چیکار کنم به پدرم بگمازش شکایت نکنه یا ؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)