به حرفهای خانواده ات اهمیت بده و توجه کن. شما با اون فرهنگ و تفکر بزرگ شدی و در ضمیر ناخودآگاهت اون تفکر قویتر عمل می کنه. الان می گی اشکالی نداره، همین که به قول خودت" اون خانوم را به دست آوردی"، افکار منفی یکی یکی شروع می شن. کجا رفته بود؟ کی رفته بود؟ دستش را گرفته؟ عشق اولش بوده؟ یعنی یادش رفته و ... هزار تا از این افکار منفی.
زندگی رامین زمانی را بخوان. جایی که نوشته من چند اشتباه کردم. یکی از اشتباهاتم این بود که به حرف خانواده ام توجهی نکردم و با دختری ازدواج کردم که قبلا نامزد داشته.
تاپیک های مشابه را ببین.
انگار شما از یک طرف دلت می خواد با این دختر ازدواج کنی و از طرفی نتونستی این مساله را برای خودت حل کنی. به نظرم بعد از ازدواج این افکار برایت پررنگ تر می شود. چون هم زمینه اش را داری و هم الان خیلی مطمئن نیستی.
مساله دیگر این که اگر می خواهی این کار را بکنی باید اینقد برایت حل شده باشد که اگر همسر برادرت یا کس دیگری از این موضوع مطلع شد محکم و قاطع از تصمیمت دفاع کنی. مگر شما یا این دختر خانم خلافی مرتکب شده اید که از اینکه دیگران بفهمند می ترسید. لازم نیست به دیگران بگویی و همه جا جار بزنی. اما این آمادگی را هم داشته باش که اگر کسی گفت محکم از خودت، همسرت و تصمیمت دفاع کنی. نه اینکه احساس شرمساری کنی.
در مجموع خیلی شک داری.








علاقه مندی ها (Bookmarks)