با تشکر از کلیه دوستان که مرا راهنمایی کردند.ولی سئوالی کرده بودند که شما مردی هستی یا زن .من مرد هستم .البته با ید بگویم کلمه خانه نشین صحیح نمی باشد من علاوه بر کار اداری ٰکار پاره وقتی هم دارمٰ ضمنا مطالعه و حتی در خانه زبان نیز کار میکنم و از حداکثر وقتم استفاده میکنم.در مورد اینکه همسرم را با خودم ببرم بارها به ایشان گفتم ولی مسئله بچه ها را مطرح میکند و لی معلوم است از پیاده روری و خستگی کوهنوردی خوششان نمی آید.در پاسخ به سئوال آیا به ایشان (یعنی همسرم)حق میدهید که شما را تنها بگذارند(2 یا 3 روز) جواب مثبت است .به همسرم گفته ام شما هم هرچند روز میخواهی با دوستانتان سفر بروید(سفر زیارتی یا تفریحی) و من بچه ها را نگه میدارم ولی باز هم بهونه کجا برم و نمی خوام ...میاره.البته ایشان تا حالا 3 بار سفر تفریحی یک روزه داشته ضمن اینکه نزدیک به یک ماه در شهرستان پیش مادرش بوده و یکی از بچه پیش من بوده ولی هیچوقت به ایشان نگفتم نرو احساس میکنم برای راحتی ایشان وظیفه ام را انجام داده ا م.ولی متاسفانه با زیرکی زنانه اش سفر های مربوط به خودش را توجیه میکند.بنظر من دوست خوب melisaaتنها کسی است که با من تقریبا هم عقیده است.بهر حال سعی میکنم با حوصله و انجام کارهای عملی به ایشان بفهمانم ٰاین سفرها با ایشان یا بدو ن ایشان برای من مثل دارو است .بهتر است قبل ا ز مجبور شدن به خوردن داروهای شیمیایی از داروهای طبیعی استفاده کنیم.چند روز پیش هم علی رغم گرمای زیادتنهای تنها حدود هفت ساعت اطراف شهرمان پیاده روی کردم و به ایشان نشان دادم من نیاز به پیاده روی دارم تا بتوانم به کارم و زندگیم بهتر برسم.من خودم معتقدم درست است ما 2 نفر عقد زناشوئی بستیم و باید پس از انجام وظایفمان نسبت به هم و نسبت به خانواده همدیگر را درک کنیم و شرایط (بخشی از زندگی را برای خودمان نگه داریم)را رعایت کنیم.باز هم از دوستان تشکر میکنم و اگر موفق شدم حتما خبر میدهم.راستی تا حالا نزدیک به 2 ماه است با گروه نرفته ام و سعی کردم برنامه ریزی برای 2 ماه یکبار کنم تا حساسیت کم شود ولی پیاده روی تکی را اصلا ترک نمی کنم.