سارا، حرفهاي ترانه عين حقيقته، بعضي از آقايون، وابستگي رو با عشق اشتباه مي گيرند.
باور كن از خوندن پست ترانه تنم لرزيد ............... آقايون موجودات عجيب و غريبي هستند!!!
من الان يك دخترم، و از ته دلم ميخوام كه با اين آقا ازدواج كنم اما اساس زندگي ام را بر او نگذاشتم يعني الان دارم به ادامه تحصيل و مهاجرت از ايران فكر ميكنم و حتي خودم رو براي ازدواج با فرد ديگري هم آماده كردم.
ولي
هميشه فكر ميكنم كه من جاي سارا بودم چيكار مي كردم؟؟؟
سارا، تو الان عاشقي و شايد جدال عقلت و احساست كمي زياد شده، به قول تمناي من، كمي از اين فضاي عاطفي كه بين خودت و آقا هست فاصله بگير و كمي به خودت فرصت استراحت بده تا بتوني درست تصميم بگيري............ در تصميم گيري هات احساسات الانت رو در نظر نگير و جدي به مشكلات احتمالي ازدواجت فكر كن.
سارا، واقعا نمي دونم اگه جاي تو بودم چه تصميمي مي گرفتم، با اينكه احساساتت مثل احساسات منه اما زندگي بر اساس تصميمات ما شكل مي گيرند.
موفق باشي عزيزم.![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)