عزيزم
به يقين ميگم اين اقا اهل ازدواج نبود و حتا اگه باهاش ازدواج ميكردي به مشكلات زيادي برميخوردي كه ممكن بود زندگيتو به هم بريزه
اين ادم به جاي شخصيت دادن به تو و به جاي ارزش گذاشتن روي تو از همين ابتدا با زرنگي تمام تورو تحت سلطه خودش قرار داده
به اصطلاح ميخواسته تورو اونجور كه ميخواد تربيت كنه ,از تو يه ادمي ساخته كه دايم من بدم ,من اشتباه ميكنم,من كمم,اون خوبه ,اون ... ميگي و حتا به حرفايي كه زيركانه رفته تو وجودت اعتقاد هم داري
ادمي كه اهل خونواده باشي ميره دنبال ساختن زندگيش واسش بهونه نمياره
اين ادم اصلا به درد ازدواج با تو نميخورد چون امروز نه فردا همينكارو باهات ميكردو يه جور ديگه عذابت ميداد,همين حس عذاب وجداني كه بيخود داده به تو
همين حس گناهكار بودن
همين كه بخاطر تو من مريض شدم,بخاطر تو...توي بد...
اعتماد به نفستو ازت گرفته و حالا شايد منتظره برگردي و يه پوءن ديگه بهش بدي
اين ادم حق مالكيت روي تو احساس ميكرده كه باهات اين رفتارو ميكرده
نه عزيزم,اين لطف خدا بود كه با يه اشتباه تو اون خود واقعيشو نشون داد,لطفا اشتباه دوم رو نكن كه به قيمت زندگيت تموم ميشه
من عين اين ادمو ديدم و از نزديك لمسش كردم ,با تمام وجود,از ياد رفته عزيز اين ادم كاري ميكرد باهات كه براي هميشه از ياد خودت بري
صبر كن عزيزم و بدون خدا بهترينارو واست بيش مياره
فقط صبر كن و تحمل كن
من صبر نكردم و چوبشو خوردم تو نكن,اين تاوان نيست كه تو داري ميدي پاداش زندگيته









علاقه مندی ها (Bookmarks)