RE: خداحافظی با تالار همدردی
سلام آتنا جان
راستش وقتی این تایپیک شمارو خوندم خیلی یکه خوردم. باورم نمی شد که فعالترین و مهربونترین دوست همدردی، دوست خودم و دوست بقیه بچه ها بخواد از اینجا بره و اینقدر زود ناامید بشه از همه چیز. مشکلات، بحثها، دعواها ودلخوریها ممکنه تو هر جمع دوستانه ای پیش بیاد ولی مطمئننا چنین وضعی دائمی نیست دوست خوبم و همه چیز مدام در حال تغییر وتحوله و چه بسا که این تغییرات وتحولات میتونه یه شروع جدید برای این سایت و اعضای اون باشه و به عبارتی باید اونو به فال نیک گرفت. در این بین همت و یاری و تجربه های دوستان قدیمی هم میتونه مفید و راهگشا باشه و مسلما دوری وکناره گیری اونها مشکلی رو حل نمی کنه بلکه باید برعکس همواره حضور داشت و فعالیت نمود وامیدواری داد و به عبارتی باید به گونه ای راه حل ارائه بدیم و نه اینکه بخوایم صورت مسئله رو پاک کنیم وازش فرار کنیم.
در هر حال امیدوارم این خداحافظی شما زیاد جدی و قطعی نباشه و به قول دوستمون بیشتر شبیه دردل باشه تا خداحافظی.
منتظرت هستیم آتنای عزیز
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
علاقه مندی ها (Bookmarks)