کامروا جان امیدوارم خدا همیشه یاری بخش شما باشه و تو زندگیتون به مشکل خاصی بر نخورید.
ملیسا جان من هم به همین فکر کردم که روزی که می خوام باهاش صحبت کنم، در مورد اهمیت تصمیم گیری برای ازدواج و این که رابطه ما الان خیلی احساسیه و تصمیم گیری هامون قطعا منطقی نخواهد بود هم حرف بزنم. امیدوارم قلباً این قضیه رو بپذیره. چون حتی اگه من نسبت به اون سرد هم نمی شدم به نظرم برای تصمیم گیری ازدواج این دوره زمانی برامون لازم بود. چون زمانی که به من گفت که تمایل داره باهام ازدواج کنه و بعد از جور شدن شرایطش بیاد خواستگاری ما هر دو در اوج احساسات بودیم و قطعاً هیچکدوممون منطقی به این مسئله فکر نکردیم.
علت این که تصمیم به 6 ماه دوری گرفتم دقیقا همینه که مطمئن نیستم که دیگه نمی خوامش و میخوام تو این مدت با خودم روراست باشم و ببینم واقعا ته دلم چیه. وگرنه اگه مطمئن بودم که نمی خوامش، اینقدر این پا و اون پا نمی کردم. فکر می کنم تو این مدت جدایی به خاطر تردید هایی که تو اصل قضیه ازدواج دارم باید به یک مشاور رجوع کنم تا کمکم کنه بتونم با توجه به شخصیتی که دارم معیارهای ازدواجمو تعیین کنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)