خلق ارزش
شاید جملات زیر را زیاد شنیده باشید
>>انگیزه ای برای ادامه زندگی با این شرایط ندارم ( معنی: درحقیقت انگیزه ای برای تغییر شرایط ندارم )
>>مشکلی ندارم ، خوب به هرحال زندگی هست دیگه ( معنی: شرایط کنونی خوب نیست ، ولی از تغییر می ترسم )
بنابراين به نظر ميرسد کیفیت زندگی و یا همان چگونه زیستن سیر رو به رشد زیادی را طی نکرده . اما نبايد تنها همسران را گناهكار دانست. اين مشکل به ماهيت محيط امروزي باز ميگردد.
در این میان هنگام رويارويي با مشکلات زندگی از جمله
مالی: سررسيدهايي که به سرعت از راه ميرسند،
عاطفی: فشار مستمر براي از گوشه و کنار هرچيز زدن،
روزمرگی: تعيين هدفهاي کوتاه مدت بيمعني
زمان: فراهم نياوردن زمان و فضاي لازم براي درست انجام دادن کارها
ايجاد انگيزه قوي در افراد، يک معجزه است.
هنگامی که همسران وقت لازم براي انجام کار خوب را به یکدیگر نمی دهند و از همدیگر انتظار دارند ، با سرعت زیاد و عاری از هر خطا عمل کنند ، منابع مورد احتياجشان در اختيارشان قرار نميگيرد و هماهنگي مناسبي بين زندگي کاري و خانوادگي ایجاد نمی شود . لذا پشتیبانی همسران از یکدیگر در مسیر فعالیت هایشان که الزاما بی خطا هم نیست ، کمرنگ خواهد شد .
معمولا اینگونه افراد در زندگی پرسرعتشان ، اعتقاد دارند که از تمام مهارتهايشان در برقراری ارتباط استفاده ميکنند . حال آنکه بیشتر این افراد هنگامی که با نتیجه تصمیات عجولانه و رفتارهای کنترل نشده شان مواجه می شوند ، در مروری به کارها و رفتارهایشان ، وقتی به عقب باز می گردند، آرزو ميکنند که ای کاش مهارتهاي بيشتري کسب کرده بودند و تبادل نظر بيشتري با خبرگان و مشاوران خانواده انجام می دادند.
بنابراين، همسران نمی توانند صرفا با اکتفا به دانش خود در بدو ازدواج و آرمانها و ایده ال هایی که در ذهنشان دارند، همه مشکلات را مدیریت نمایند و یا اینکه هر زوج ، طرف مقابل خود را دواي هر دردي بداند.
این قضیه در حالي است که بسياري از مسائل پيش آمده در سطح اختیارات و وظایف آنها نبوده و به ایشان مربوط نميشود، از جمله تحت کنترل درآوردن رفتار سایرین در ارتباطها به گونه ای که مد نظر ما باشد و یا برعهده گرفتن مسئولیت سخنان و طرز برخورد یکی از اقواممان با همسرمان.
مديريت آهسته در جستجوي ديدگاههاي ديگري است که روي توسعه مفاهيم شناخت زندگی و سازماندهي روابط بین همسران تمرکز دارد.
مديريت آهسته هم به هر زوج به صورت یک شخص مستقل توجه دارد و هم با هدف حمايت از بهدست آوردن کيفيت حقيقي یک زندگی رو به رشد ، کارها و روابط روزمره را سازماندهي ميكند.
مديريت آهسته اين پرسش را مطرح ميکند که: در شرايطي که فلسفه زندگی و زنده بودن، خلق ارزش است و اين موضوعي نيست که به سرعت اتفاق بيفتد، آيا همسران در بروز عکس العمل، حق دارند به هر بهايي سريع باشند؟
در حال حاضر واژه ارزش اهميت واقعي خود را از دست داده است.
نوآوري، ترکيبي از خلاقيت و دانش است که خلق ارزش را جستجو ميکند.
براي آنكه خلق ارزش دوباره هدف اصلي زندگی شود، بايد آهستهتر حرکت کرد.
باید با توجه به مسئوليتهاي که به واسطه ازدواج پذیرفته ایم ، با پایداری بیشتری عمل کنیم ، آینده نگر تر باشیم ، ارزش زندگی را فدای لذت زودگذر ارزان نکنیم ، پذیرش رنج ها را در زندگی داشته باشیم
و اين چالشي واقعي براي یک زندگی حرفه ای است.
ما بايد توجهمان را معطوف به خلق ارزش کنيم. خلق ارزش براي همه و نه برای عدهاي معدود.
بدانیم که «در جهان آهسته، هدررفتن و زيان كمتري وجود دارد و زمان، قدرت ابتکار بيشتري را براي استفاده از منابع در اختيار قرار ميدهد»
نتیجه گیری
همانگونه كه پيشتر اشاره شد، نبايد تصور کرد که تعلق داشتن به جنبش آهستگي به معني هميشه آهسته بودن است و کار کمتر.
نقطه شروعي که بسياري از افراد براي رسيدن به زندگي متعادل در جستجويش هستند، باعث بهرهوري کمتر نميشود .
معمولا فشار بالایی از احساسات و اضطراب و استرس ، و ساعت هاي طولاني درگیر یک قضیه بودن ، اغلب با کارايي اشتباه گرفته ميشود، و این درحالی است که اگر از بیرون به زندگی نگاه کنیم در می بابیم زمان زيادي را بيهوده هدر داده ایم.
بهترين روش برای استفاده از مدیریت آهستگی در زندگی و حل مسائل اين است که به صندليتان تکيه دهيد و پاهايتان را روي ميز بگذاريد_ (کاري که آلبرت اينشتين ميکرد) و با ايجاد یک آرامش درونی به استقبال خلاقيتهاي جديد بروید.
اکنون بسياري از شرکتهاي امريکايي از کارکنان خود ميخواهند که 15 درصد زمان کاري خود را به تجديد قوا و استراحت اختصاص دهند؛ چرا ما این اصل را در زندگی خود پیاده نکنیم؟!
سياستي که به نظر ميرسد موفق بوده است و شمار خلاقيت در توليد را افزايش داده است .
مثالي در اين باره ميتواند جالب باشد:
2سال پيش، نيويورک تايمز در گزارش خود در مورد شرکت پرايس واترهاوس کوپرز که به حسابرسي خوب مشهور است، آورده بود: مالکان اين شرکت تصميم گرفتهاند شعبههايشان را در سرتاسر امريکا دو بار در سال براي اطمينان به استراحت دادن به کارکنان خود، تعطيل کنند. 10روز در کريسمس و 5 روز از 4 جولاي. و اين در حالي است که شرکت در طول سال نيز به کارکناني که از فرصتهاي مرخصيشان استفاده نکردهاند، پيامهاي الکترونيکي براي يادآوري ميفرستد. يک عضو ارشد اين سازمان ميگويد: «ما ميخواهيم محيطي ايجاد کنيم که افراد بتوانند بدون نگراني از قرار ملاقاتها، کنفرانسها و يا جواب دادن به ايميل با آسودگي استراحت کنند». تعجبي ندارد که بهرهوري شرکت از زمان اجراي اين ايده نوآورانه، بالاتر رفته باشد .
در نهایت
بدون نگرانی از اینکه اگر در زمان حال ، پاسخی ارائه ندهم و عکس العملی نشان ندهم ، بازنده محسوب می شوم
بدون ایجاد احساس ناراحتی و استرس از اینکه اگر این نیازم در زمان حال پاسخ داده نشو ، محکوم به شکست خواهم بود
با ایجاد محیطی آرام بدون نگرانی از پیشامدها و سایر دغدغه های زندگی ، به آسودگی به خود استراحت دهید و اجازه دهید ، با گذر زمان و توجه به ارزش واقعی رابطه زناشویی ، فرصت لازم جهت رشد و بالندگی فردی و جمعی در زندگی تان ایجاد شود .
==============
منبع :
پست اول) سایت فکر نو
پست های بعدی) اقتباس از ترجمه مقاله "فرصت نیست، شتاب مکن" با بررسی مدیریت یک شرکت و تعمیم آن به زندگی زناشویی (با ویرایش و تغییرات زیاد )
بالهای صداقت








هنگامی که همسران وقت لازم براي انجام کار خوب را به یکدیگر نمی دهند و از همدیگر انتظار دارند ، با سرعت زیاد و عاری از هر خطا عمل کنند ، منابع مورد احتياجشان در اختيارشان قرار نميگيرد و هماهنگي مناسبي بين زندگي کاري و خانوادگي ایجاد نمی شود . لذا پشتیبانی همسران از یکدیگر در مسیر فعالیت هایشان که الزاما بی خطا هم نیست ، کمرنگ خواهد شد .
بنابراين، همسران نمی توانند صرفا با اکتفا به دانش خود در بدو ازدواج و آرمانها و ایده ال هایی که در ذهنشان دارند، همه مشکلات را مدیریت نمایند و یا اینکه هر زوج ، طرف مقابل خود را دواي هر دردي بداند.

پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)