سلام برادر گرامی
گفتنی ها رو دوستان گفتند
فقط میخواستم بگم چه حس انزجاری از این جملتون بهم دست داد:
چون باید شریک تصادفی زندگیم رو با خودم میبردم و دیگه نمیصرفید از هیچ نظر.
واقعا واسه شریک تصادفی( البته به قول خودتون ) متاسفم....شما چطور تونستین اینجور روح و عشق یه زن رو به بازی بگیرین
نگین فشار خانواده که نمیتونه این باشه.....
من خودم سنتی ازدواج نکردم و با کلی عشق و علاقه شروع کردیم اما اونایی روهم که سنتی شروع کردن زندگی های پرشور وحرارتی دارن...بعد از یکی دو بار دیدن تو مجلس خواستگاری اگه احساس کنن همدیگه رو نمیتونن دوس داشته باشن منصرف میشن
همسر شما از کجا باید میفهمید که شما قدرت تصمیم گیری ندارین و به خاطر پدرتون.....؟
حتما از حرفام ناراحت میشین اما من 1000 برابرشو از فقط یه جملتون دلم شکست...
هی تکرار کردین که همسرتون ساده هست و پر نیست و....شما احساس یه زن رو نمیتونین بفهمین وببینین
اون زن ساده نیست....پر از عشق و احساس و یه عالمه حس قشنگه که شما از دیدنش عاجزید و با هر کی غیر ایشون هم ازدواج کنید اوضاع همینه








علاقه مندی ها (Bookmarks)