سلام دختر مهربون
نمیدونم من فکر اشتباه می کنم یا دیگر نظرات خیلی احساسی هست.
فکر می کنم جایگاه پدر را نشون دادن و اینکه قدر ایشون رو بدونن یک واقعیت هست که از نظر احساسی آدم رو می تونه قانع کنه ولی جنبه عملی نداره. اینکه پدر هستن و خودشون و مقامشون خیلی عزیز، ولی برخی رفتارهاشون باعث میشه که سالها حداقل آزادی یک فرزند از او گرفته بشه. من با پوست و گوشت و استخونم درک می کنم که دختر مهربون چی میگن. یعنی درمقابل این مسئله، تنها راه حل قانع کردن خودمون با یادآوری جایگاه پدر و مادر است؟
نه، این راهکار نیست، این یک کلاه عاطفی گذاشتن روی مسئله است و تاوان این کار از دست رفتن حداقل های آزادی، لذت های زندگی، از دست دادن عمر، فرسایش روحی، گرفتاری های فکری روزانه و ... خیلی مسائل دیگر است.
از کارشناس های محترم تقاضا دارم که به مایی که در این شرایط هستیم یک راهکار واقعا عملی یاد بدن تا حتی ذره ای از زیر بار این فشارها رها شیم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)