سلام. الماس جان شاید من نتونم درک کنم توی چه شریطی هستی اما کسایی رو دیدم که شرایط مشابه با شما رو داشتن...
چون توی شرایط بدی هستی فکر میکنی بهترین راه برای فرار از این وضعیت ازدواج یا ارتباط با جنس مخالف
باور کن تا موقعی که برای فرار از مشکلات به این و اون متوسل بشی وضعیت همین طور بدتر میشه
مگه این بنده های خدا چی میخوان بهت بدن که خدا نمیتونه؟! تلاش کن باور کن خدا بهترشو بهت میده
باید به توانایی خوت ایمان داشته باشی ...باید اول از همه برای خودت ارزش قائل بشی
باید کاری کنی که دیگران ارزوی رسیدن بهت رو داشته باشن
..
اون دختری که توی وضعیت شما بود مجبور بود کار کنه که خرج اعتیاد پدرش و بده ..که پدرش جلوی مردم ابرو ریزی نکنه
درس خوند تلاش کرد یه دانشگاه خوب قبول شد ..توی درسش ان قدر موفق بود که بورسیه هم شد ..سرکار هم رفت ..ازدواج هم کرد (البته ان قدر سرش شلوغ بودو از داشته هاش راضی نمیخواست ازدواج کنه میگفت دست و پا گیره ..)
الان به جایی رسیده که دیگران حسرت رسیدن بهش رو میخورن ..
این انگیزه ای که شما یا کسایی که وضعیت مشابه رو دارن خیلی بیشتر از بقیست همین هم باعث میشه زودتر و بیشتر از بقیه پیشرفت کنی
باور کن دست اوردهای بزرگ و ادمهای بزرگ از دل سختیها بیرون میان
راه سختی در پیش داری اما وقتی به نتیجش فکر کنی میبینی ارزشش رو داره عزیزم
...
من جای شما بودم دیگه اس ام اس های مادرم رو نمی خوندم که ذهنم رو درگیر نکنم تا بتونم برای پیشرفت خودم بهتر تلاش کنم![]()







)

علاقه مندی ها (Bookmarks)