
نوشته اصلی توسط
agirl
ممنون از تو داوود.ت .قبلا دو جا رفتم برای کار برنامه نویسی البته رایگان اونجا کارشون خیلی سخت بود و سرشونهم خیلی شلوغ بود من با انگیزه رفتم و دوره ای برنامه نویسی رو هم تموم کرده بودم اونجا خیلی اوایل بهم کنایه می زدن اما من اهمیتی نمی دادم کار می کردم و چیزهاییکه بلد نبودم سرچ می کردم اماهم تو شرکت هم توی خونه که میامدم اما اونها اصلا کمکی بهم نمی کردن و راهنمایی بهم برای برنامه ها نم یکردن انگار دوست داشتن من از انجا برم و خودشون کار ها رو ادامه پبدن انگار من می خواستم جای اونها رو بیگیرم سختی کار منو از پا انداخت فکر میکنم باید دنبال یه کار ساده تر بگردم برنامه نویسی کار شیرینه اما باید خیلی تلاش کنی من اینو تو خودم نمی بینم فکر میکنم از تنبلی باشه؟ یا شاید هم خودم و شناختم .؟خلاصه تو اون زمینه که نتونستم کاره ای بشم الان هم تصمیم گرفتن خودم طراحی سایت کنم و جایی نرم سرکار اما همونم ارتباط با دیگران رو می خواد من فکر میکنم به غیرا ز کار باید ارتباطاتم رو هم قوی کنم اما همیشه یه ترسی از محل کار و همکار مرد و حتی همکار زن دارم اصلا فکرکنم بد بینم و مغرور و بدون پشتکار.همیشه فکر می کنم برنامه ای که می نویستم خراب می شه و مشتری ازم می خواد درستش کنم اما من بلد نیستم درستش کنم یا فکر می کنم سایتم خراب می شه و من بلد نیستم درستش کنم همیشه فکر می کنم کد هاییکه می نویسم اشتباهه و دیگران یه جوربهتر از من می نویسن.
علاقه مندی ها (Bookmarks)