اگه بخوام قلبا به این سوال پاسخ بدم خوب من ذاتاً دوس دارم خانم چند سال عزم کوچک تر باشه. شاید غلط باش این تفکّر اما حس میکنم خیلی بیشتر جذبِ یه دخترِ ۲۰ سال میشم تا ۲۵ ساله. اصلا از اول هم من قصدم ازدواج نبود اما خانم اینقدر علاقه نشون داد که من هم احساسی شدم...نوشته اصلی توسط arch_girl87
اصلا خیلی من به زیبائی حساس نیستم. ایشون به نظر من زیباست. البته همونطور که گفتم الان دیگه مشکل اینا نیست. قابل عقد خانمِ من خیلی اختلافهای که با من داشت رو نادیده گرفت اما الان اونا رو داره میبینه. من دیگه الان دلم به جدائی نیست چون دیگه انرژی واسه یه ازدواجِ دیگه رو ندارم. اما خانم میگه ما هنوز وقت داریم و بیا یه بار دیگه انتخاب کنیم.
شاید دوستانِ همدردی از من دلخور باشند که با وجود این همه صحبت چرا باز داره به جدایی میکشه. باور کنید من طرفِ خودم رو اصلاح کردم. فقط همون اوایل بود که اون فکر هام رو بهش میگفتم. تازه واسه همون گفتنها ، کلی آبروم رفت. چون خانم به همه گفت که من چی بهش میگفتم.
من از جدائی میترسم اما از جدائی بعد از عروسی بیشتر میترسم. خانمِ من خیلی خوب بود اما وقتی نگاه میکنم اکثر خانمها خوبن. تو همین تالار، وقتی بعضی تاپیکها رو میخونم میگم وای چه شوهر سنگدلی ! آدم به گریه میافته. اما خانم هنوز دنبال این هست که با محبت قضیه رو درست کنه. خانمِ من با وجود اون همه خوبی که از من دید (فقط همین عیب رو داشتم که اوایل مقایسه میکردمش ) بعدن که کلی ازش عذر خواهی کرده بودم و همه چی داشت فراموش میشد، با یه دعوا همه چی رو به خانوادهها گفت. تازه من همون موقع هم واسه هر دفعه که دلخور میشد شاید ۳ ساعت ازش دلجوئی میکردم. اینجا تو تاپیکها میخوندم که شوهرها بعد ازدواج پول نمیدان ، من همون اول روز بدِ عقد، بیشتر از ۱ میلیون ریختم حسابش. کادو واسعش لپتاپ گرفتم . واسه هدیه تولدش چقد وقت گذاشتم. خوب شاید اون ویژگیِ بد رو داشتم که تو دلم مقایسه میکردم و حالا اوایل هم گفتم بهش فکر هام رو، اما به نظر شما نمیتونست این یه عیب رو تحمل کنه؟ من نمیخوام از خودم تعریف کنم اما گفتم شاید بد نباشه از خودم هم یه مقدار بگم. روزی شاید ۳ ساعت فقط بهش تلفن میکردم. تو اون ۳ ساعت کلی قربون صدقش میرفتم ولی خوب چه کنم که زبون یه چند تا حرفِ نه مربوط رو هم میزد دیگه. و خدا شاهد که چقد بهش میگفتم غلط کردم و عذر خواهی میکردم. خیلی وقتا واسه اینکه منو ببخشه، گریه میکردم که باور کنه پشیمونم.
من واقعا یه زمانی فکر میکردم خانمم خیلی خیلی دختر خوبیه و هیچ زنی تو دنیا اینجوری نیست از نظر اخلاق. اما وقتی تاپیکهای سایت رو میخونم میبینم که نه، خیلی از خانمها خوبن.دقیقا همین تفکّر، جدائی رو واسه من قابل تحمل میکنه. به این امید که خوب زیاد هست و ایشالا خدا یکی دیگه رو نصیبم میکنه.
یه نصیحت (اگه قابل باشم) به دوستانِ جوون تر : تصمیم به ازدواج تو سنِّ کم واسه آقایون درست نیست. صبر کنید تا به یه سنی برسید که ملاکهای ازدواجتون عوض ناشعه و ثابت بمونه. اگه یه زمانی هم تصمیم به ازدواج دارید تردیدهاتون رو جدی بگیرید. من قابل عقد به خواهرم گفتم که من نسبت به ظاهر خانم تردید دارم. هم چین به دلم نمیچسبه. ایشون گفتن آدی میشه. به یکی دیگه گفتم گفت زن و مرد باید مثل هم باشند خوب. مس خودته دیگه !!
حتما درست مشاوره کنید. ازدواجی که توش دلتون قرص و محکم نیست رو انجام ندید.
فکر نکنید که من با هیچ کی غیر این دختر نمیتونم زندگی کنم و ..... این حرفا زود گذر هست.
خلاصه وقتی ازدواج کنید که دلتون قرص و محکم هست و خوب مشاوره و فکر کرده باشید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)