تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همت كن و بگو ماهی ها، حوضشان بی آب است
رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید، عكس تنهایی خود را در آب
آب در حوض نبود.
ماهیان می گفتند:
هیچ تقصیر درختان نیست.
ظهر دم كرده تابستان بود،
پسر روشن آب، لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید، آمد او را به هوام برد كه برد.








پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)