سلام سوگل عزیز
نمی دونم در جریان مشکلات من با خانواده همسرم و خود همسرم هستی یا نه. شما درست می گی منم همین عقیده رو دارم که اگه همسرم پشتم باشه کسی نمی تونه دلخورم کنه.
اما شما می گی 7 سال خون دل خوردی، نمی گم یه طرفه باشه اما امتحان کن. به خاطر همسرت، همون کسی که این 7 سال رو به خاطرش تحمل کردی، سعی کن خیلی محتاطانه جلو بری. اینو بدون تعصب جواب بده به نظرت اگه خواهر همسرت رو جای دیگه ای می دیدی، باهاش دوست نمی شدی؟ اگه جوابت مثبته سعی کن رابطه بهتری باهاش ایجاد کنی اگه هم منفیه باید از یه راه دیگه وارد بشی که بدترین راهش گله کردن از اون پیش همسرته.
می تونی از همسرت دوستانه کمک بخوای، بهش بگو که دوست داری رابطه خوبی با خواهرش داشته باشی اما نمی دونی چطوری، (فقط مواظب باش که خودتو کوچیک نکنی).
همسرت رومجبور نکن بین تو و خانواده اش یکی رو انتخاب کنه، اگه خودت مجبور به این کار بشی، (کاری به نتیجه اش نداریم) چه احساسی پیدا می کنی؟
شما 6 سال از اون بزرگترین پس خیلی سنجیده تر رفتار کنید. طوری باهاش برخورد کنید که مثل یک خواهر بزرگتر به شما نگاه کنه.
می دونم انجام خیلی کارها سخته، اما زندگی و عشقتون خیلی بیشتر ارزش داره.
امیدوارم موفق باشید![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)