به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 38

Threaded View

  1. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 خرداد 92 [ 22:13]
    تاریخ عضویت
    1390-9-13
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    1,308
    سطح
    20
    Points: 1,308, Level: 20
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    35

    تشکرشده 36 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: به رابطه با کسی که میگه به یکی دیگه تعهد داره ادامه بدم؟

    سلام دوباره دارم خدمت همه دوستای عزیزم
    امیدوارم که همتون خوب و سلامت باشید و سال خوبی هم در پیش داشته باشید.
    ممکنه به من بخندید که چرا پس از این مدت نسبتاً طولانی هنوز ذهنم درگیره. ولی به خدا کار دله و زمان نمی‌شناسه.
    همون‌جور که ممکنه دوستان در جریان باشن، الان اوایل ماه پنجم خدمتم را دارم می‌گذرونم و به خواست خدا حدود 4 ماه دیگه خدمتم تمومه. تو این مدت انصافاً سختی زیادی متحمل شدم (اعم از بیخوابی و تحمل سرمای کشنده زمستون در زمان پست و ... که البته برا مرد شدن تو زمان خدمت، اجتناب ناپذیره) اما یک لحظه هم یاد اون از ذهنم پاک نشده و بیشتر روزها و شب‌ها اشک امونم نمی‌داده که چرا باید تو سن 25 سالگی، اینجور اتفاقی برام بیفته بطوریکه حس می‌کنم دلم 50 سال پیرتر شده.
    پریشب که خونه بودم داشتم تو نت دنبال مقالات مرتبط با موضوع مورد علاقم تو یک کنفرانس می‌گشتم که چشمم به مقاله خانم خورد. باور نمی‌کنید چه حالی شدم وقتی دیدم بدون اینکه هیچ نامی از من حتی در بخش Acknowledgement مقاله اومده باشه، اسم دوست پسر جدیدش را تو مقاله‌ای گذاشته که تو اوج پر کاری و کمبود زمان، چندین ماه از جون و دل مایه گذاشتم و تو ارزیابی روشش بهش کمک کردم.
    خدا می‌دونه که محتاج به این چیزا نیستم چونکه به خواست خدا رزومه کاری و پژوهشی خوبی دارم و همین هفته پیش هم Acceptance مقاله ژورنالم (یکی از ژورنال‌های معتبر تو زمینه کاری من) اومد.
    اون چیزی که قلبم را شدیداً به درد آورد، شقاوت این خانم بود. صرفنظر از هر گونه رابطه احساسی که بین ما بود، این کارش به نظر من دور از انسانیت بود.
    من آدمی هستم که حتی نمی‌تونم ببینم یک خار به پای دشمنم فرو بره (به خدا تعریف از خود نیست. واقعاً اینطوریم. به قول فرنگی‌ها people-pleaser). ولی الان دلم به شدتی شکسته که فقط از خدا یک چیز می‌خوام. اینکه یک روز فقط ذره‌ای از اشک‌هایی که از چشمام گرفت را خدا تو زندگی مشترکش از چشماش بگیره.
    ببخشید دوستان که سرتون را درد آوردم، ولی من همه شما را با اینکه هیچوقت ندیدم، جزو دایره دوستان صمیمی خودم حساب می‌کنم که با درد دل کردن باهاشون دلم سبک می‌شه.

  2. کاربر روبرو از پست مفید parsi1134 تشکرکرده است .

    parsi1134 (دوشنبه 11 اردیبهشت 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تعلل در ازدواج به خاطر اتکای خانواده به من
    توسط mohamad.reza164 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 فروردین 94, 19:28
  2. احساس تعلق نداشتن به شهر محل زندگی
    توسط zolal در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: دوشنبه 07 مهر 93, 21:15
  3. تملك يا تعلق....؟
    توسط parnian1 در انجمن داستان و حکایت آموزنده
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 بهمن 88, 06:25
  4. پاسخ ها: 66
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 اردیبهشت 88, 14:02
  5. مزاحم خیابانی (مرد 38 -40 ساله)تعقیبمون میکنه
    توسط parandeh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: چهارشنبه 30 بهمن 87, 01:24

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.