تمنا جان منم از شما تشکر می کنم
حالا خبر جدید
دیروز عموم با پدر شوهرم صحبت کرده شوهرم نیومده بوده
عموم میگه بعد از یک ساعت و نیم صحبت پدر شوهرم برمی گرده می گه که حالا چیکار کنیم
عموم هم در جوابش میگه هیچی اگه نیت شما جدایی هست چطور با شادی و خوش رفتاری اومدین دخترمونو بردین همونطوری هم حق وحقوقشو بدین تا اینا جدا بشن گفته چرا با دعوا می خوایین جدایی باشه
با این حرف عموم پدرشوهرم گریه می کنه که نه من عروسمو دوست دارم
کی دوست داره بچه اش طلاق بگیره
من دیگه نمی تونم دنبال زن باشم واسه پسرم من نمی تونم دیگه همچین عروسی داشته باشم
بعد از این حرفا عموم گفته خب شما اگه نمی خوای جدایی باشه پس برو پسرتو نصیحت کن منم دخترمونو نصیحت می کنم و اینا رو اشتی بدیم
حالا یه مشکل :
عموم یادش رفته که بگه شما تو اون خونه زندگی می کنید و قراره همیشه اونجا باشید؟
حالا امروز عموم در این موردم صحبت می کنه
اگه قبول کنند که اونا وسایلشونو ببرن مارو اشتی میدن
دوستان تو رو خدا دعا کنید که این مشکلم حل بشه و برگردم سر خونه زندگیم
دیشب عموم و حتی پدرم خیلی نصیحتم کردن که رفتی دیگه احترام شوهرت پدرشوهرت و مادرشوهرتو نگه دار تا شوهرت دوست داشته باشه
منم از این به بعد می خوام بیشتر از قبل احترام بذارم و حتی اگه به من بدی هم کردن به روی شوهرم نزنم








علاقه مندی ها (Bookmarks)