سلام دوباره .
فعلا چيزي كه سريع و اجمالي نت برداشتم اينه :
saeeded اشاره به غار تنهايي كردن . متاسفانه يا خوشبختانه همينطوره . بايد روي خودم كار كنم تا بيشتر حرف بزنم .
راستش من هميشه سنگ صبور دوستهام بودم و هستم . اما هيچ كس ذره اي از مشكلات من نميدونه . هيچ وقت نتونستم خيلي با كسي دردودل كنم .
نميدونم شايد حس ميكنم من قويتر هستم . من تحمل كنم و به حرف بقيه دوستانم گوش كنم .
در مورد همسرمم هميشه ميگم اينهمه زحمت ميكشه ، چرا زماني كه من ناراحتم حرفي بزنم . چرا اون بنده خدا رو هم نگران كنم . تنهايي از پسش بر ميام . حتي زمانهايي كه از دستش ناراحتم خودم تنهايي حل ميكنم . انقدر توجيه ميكنم تا حل ميشه . دلم نمياد باري به دوشش اضافه كنم .
اما واقعا روند انرژي بري هست . شايد خودش با 1 جمله بتونه آرومم كنه ، اما من يك روز تلاش كنم تا آروم بشم .
rude boy من نگفتم حوصله ندارم . دنبال بهونه نبودم و نيستم . اگر بودم تاپيك نميزدم . من گفتم تو ذاتم نيست . خوب واقعا نيست . روي ميز توالت من بيشتر از يك آرايشگاه وسايل هست هر بار ميگم از امروز ، چند روز ادامه ميدم و بعد به راحتي فراموش ميشه . 6 ماه بعدش دوباره يادم ميوفته .اما چيزي كه برام لذت بخشه هيچ وقت فراموش نميكنم .
بهار 66 ميدوني چه حس عجيبيه ؟ يكي تو ترافيك تهران عمرش رو هدر كنه كه من ميخوام برم دكتر ؟؟؟
اما اينكه خودم رو رها كنم . چشم . سعيم رو ميكنم .
و اما آقا مهرداد خيلي كوچيك ناراحت شدم ، اما به دل نگرفتم . همين كه منت گذاشتيد و برام مطلب نوشتيد يك دنيا ميرزه . يك دنيا . بدون تعارف ميگم . من محيط اينجارو دوست دارم . انگار خواهر برادر آدم نظر ميدن .
واقعا مرد به show احتياج داره ؟ واقعا ؟ چه جالب .
خيلي بايد روي اين موضوع فكر كنم .
اما اينكه گفتم بگيد چند ساله و چي كاره هستيد منظورم اصلا اوني نبود كه تحليل كرديد .
شما خودتون زماني كه 18 ساله بوديد تفكر 25 سالگي يا 30 سالگيتون رو داشتيد ؟
اگه يه پسر 15 ساله اينجا نظر بدن (من دست تك تك عزيزاني كه لطف كردن و كامنت گذاشتن ميبوسم ) شايد نظرشون خيلي در راستاي بهبود زندگي من نباشه . چون ايشون سراسر احساس هستند . نوع شغل هم بپذيريد كه در نگرش آدمها اثر داره . اگر بهترين آدم دنيا به خواستگاري من ميومد كه همه شرايط ok بود اما مثلا ايشون صاحب بوتيك لباس زنونه بود ، من به خاطر اخلاق و روحيات خودم كه سرتاسر تاپيك بيان كردم مطمئنا ميدونستم كه توان اين زندگي و برخورد رو ندارم و جواب منفي ميدادم .
(قصد جسارت به هيچ صنفي رو ندارم ، بابت ايرادهاي خودم ميگم )
فقط و فقط ازين زاويه گفتم . اين كه بدونم شايد در دنياي عادي هم من با صاحب اون نظر اشتراك چنداني نداشته باشم . فقط همين .
باز هم از همتون ممنونم . منتظر پيغامهاتون هستم . دلتون شاد ، لبتون خندون ، تنتون سالم و محبوبتان در كنار .








علاقه مندی ها (Bookmarks)