به نظره من، از هیچ خاطره ای نباید فرار کرد!
سعی کن ازش عبرت بگیری! این خاطرات خیلی گران بها هستن، تجربه ی تو هستن، با ارزش ترین سرمایه زندگیت که همون عمرت هست رو دادی و اینا رو بدست آوردی، حالا بدون هیچ استفاده یی می خوای بندازی دور؟؟؟؟؟؟؟
- اول از همه که خودت رو خیلی دوست داشت باش و اصلاً خودت رو سرزنش نکن! بدون که یه چیزایی رو نمی دونستی که این اتفاقات برات افتاده، هیچ کس هم به خاطره ندونستن، فرده دیگه ای رو سرزنش نمی کنه!
- این رو بدون که هر اتفاقی برای ما میوفته، برا اینه که یه چیزی رو یاد بگیریم و اگه اون درسی رو که باید یاد بگیری رو این جا یاد نگیری، یه موقعیت دیگه پیش می یاد که یاد بگیری و این سلسه همچنان ادامه داره تا تو درست رو یاد بگیری و وقتی اون رو فول شدی، اون وقت که زندگی می ره سراغ آموزش درس بعدی!
- به این فکر کن که اون وقت ها چه خصوصیاتی نداشتی که باعث شد نتونی تو اون شرایط دوام بیاری و اون اتفاقات برات بیوفته! یا این که تو چه قسمت هایی ضعیف هستی و باید تقویت بشه! این جوری دیگه از اون موقعیت نمی ترسی، چرا که فهمیدی عیب کار کجا بوده و برطرفش کردی و می دونی اگه دوباره تو اون موقعیت گیر کنی، سربلند بیرون می یای!
- سعی کن ازش درس بگیری و خودت رو بزرگ کنی، این جوری دیگه اون خاطرات تلخ نمی شه! بلکه به عنوان یه پله به سوی بزرگ شدن بهش نگاه می شه! به عنوان یه برگه برنده تو آستینت نگه می داری و یه جای مناسب رو می کنی!
این درس ها رو زندگی به همه یاد می ده، ولی شرایط و موقعیت و زمانش متفاوته!
پس نترس و فرار نکن! باهاش رو برو شو!
تو قبلاً موفق شدی و خودت رو نجات دادی، فقط ترسش مونده دوسته من!![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)