
نوشته اصلی توسط
بهار رهنورد
الان بي نهايت از انتخابم راضيم و زندگيم رو دوست دارم .
من از بچگيم تقريبا متفاوت از بچه هاي هم سن و سالم بودم . اما دخترونه هم نبودم . من از بچگيم عاقل بودم . بزرگتر از سنم رفتار كردم .
4 سالم بود كه خوندن و نوشتن ياد گرفتم و 5 سالگي كلي شهر سهراب ، حافظ و متون سعدي حفظ بودم . همه تفريحم شعر خوندن و نگاه ستاره ها از تلسكوپم بود و اينكه حتما هر روز روزنامه و كتاب بخونم .
اما به ياد ندارم يك روز مثل بقيه دخترها بوده باشم . من حتي بلد نيستم آرايش كنم .
آدم با انرژي هستم . اما مثل خيلي دخترها شر و شيطون نيستم . هنوزم با خريد يه كتاب خيلي بيشتر ذوق ميكنم تا يه لباس .
همسرمم خيلي شبيه خودمه . ما محبت كردن رو خيلي خوب بلديم .
همسرم الويت اول زندگي من هستند .
اين روزها كه دنبال خونه هستيم من بيشتر از همسرم به املاك سر ميزنم و دوندگي ميكنم چون وقت من آزادتره .
الان توي زندگيم هيچ ايرادي نمي بينم .
با توجه به اينكه شخصيتا آدم طنازي نيستم و هميشه هم اين تفاوت رو بين خودم و هم جنسها و هم سنهام ديدم و اونها هم اعتراف كردن .
علاقه مندی ها (Bookmarks)