ممنون بابت پاسخ ها

در جواب دوست عزیز که پرسیدن آیا این تفاوت‌ها جدی هست بله مساله‌های جدی هست که نه من می‌تونم باهاشون کنار بیام نه فکر می‌کنم اون بتونه با بعضی‌ چیز‌های من کنار بیاد

در مورد صحبت دوست عزیزمون شهراد دقیقا مشکله من همینه.بذرید یه کم بیشتر توضیح بدم.ببینید ما اینجا هممون دور از خانواده هستیم و جامعه ایرانی‌‌های اینجا جالب نیست.این شده که یه جامعه ۵ ۶ نفر هستیم که خیلی‌ با هم نزدیکیم و توی مورد مختلف هوای هم دیگه رو داریم.در مورد من و این خانوم هم توی این چند ماه فکر کنم خیلی‌ به من اعتماد کرده و خلاصه من رو مثل برادر خودش میدون.(حواستون نره تو رابطه‌های ایران که همه ادعای برادری و خواهری داشتن اما...!)

من خودم خیلی‌ دوست دارم ربطم باهاش اینطوری باشه و یه جورایی مثل یه دوست مورد اعتماد و نزدیک باشم.چون دختر عقل و پختهای هست و توی خیلی‌ چیزا باش مشورت می‌کنم.کلا از اون تیپ افرادی هست که من خیلی‌ دوست دارم معاشرت داشته باشم اما از طرفی‌ واقعا تکلیف خودمو نمیدونم.بعضی‌ وقتها فکر می‌کنم هنوز دوسش دارم و دارم خودم گول میزنم که می‌خوام به خودم بقبولونم که به چشم یه خواهر بش نگاه می‌کنم.اما از یه طرف هم واقعا مطمئن هستم دختری که من واسه یه رابطهٔ جدی می‌خوام نیست و به درد هم نمیخوریم

کلا مشکلم اینه که نمیدونم چه احساسی‌ بش دارم و باید ببینمش یا نبینمش؟