به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 54

Threaded View

  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 آذر 91 [ 14:54]
    تاریخ عضویت
    1390-10-19
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    1,391
    سطح
    20
    Points: 1,391, Level: 20
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    611

    تشکرشده 614 در 130 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نسبت به شوهرم سرد شدم (عنوان قبلی: با همسرم مشکل دارم)

    نقل قول نوشته اصلی توسط افتخار
    نمی دونم به چه نتیجه ای می خواید برسید. همیشه یه جوری شروع شده یا پدر مادرم یه چیزی گفتن که به ایشون برخورده و ایراد گرفته و گیر داده که منظورشون این بود و فلان و بهمان یا من یه چیزی گفتم و اون شروع کرده. بحث من بحث واکنشه. توی زندگی ماها خیلیا ممکنه چیزی بگن که به ما بربخوره یا ناراحت شیم. اما دلیل نمیشه واکنشای دیوانه وار نشون بدیم. که اینم جزو شخصیت آدماس. برادرشم همینطوریه. اصلا این مساله یه جورایی ارثیه تو خونوادشون. من دختر خیلی آروم و نرمی نیستم. اونم که اینطوریه. اصلا بحث من نیست که فقط. تو رانندگی به مردم فحش می ده. با مادرش سر مسائل مختلف دعوا می کنه و بد حرف می زنه. شما می گی تو خودتو عوض کن. گیریم کردم. مامانشم خودشو عوض کنه. شوهر من حرمت شناس نیست. با مادرش دعوا میکنه و دلشو می شکنه بعد می ره منت کشی و از دلش در میاره. ای که نشد کار. فردا با بچش چجوری برخورد می کنه. اینطوری که نمیشه. آدم باید تودار باشه کنترل کنه خودشو تو عصبانیت. باشه عصبی بشه داد بزنه. اما نه رابرا زنشو تهدید به این کنه که میرم پدرتو با لگد می زنم. یا می کشمشون. یا اگه رازی از خونواده من می دونه تهدیدم می کنه که نذار دهنم وابشه اینون بگم اونو بگم. می ترسم ازش. از آبروم. از اینکه بلایی سر خونوادم بیاره. وقتی عصبانیه به جنون می رسه. کم شنیدیم اختلافای پدر و دامادو که حتی کار به قتل کشیده؟ من هیچ توقعی ندارم اما دوست دارم همسرم نرمال باشه. زندگی هزار جور پستی بلندی داره و اتفاقای از این بدتر. اون باید مرد زندگی من باشه. تکیه گاهم باشه نه ضعف خونوادمو به روم بیاره به روی من که هیچی به روی پدرمم بیاره و بهش بگه. این مردونگی نیست. بخدا نیست.
    افتخار،
    دنیا بر اساس عمل و عکس العمل شکل گرفته.
    یعنی تو یه کاری میکنی و من در جوابش یه کاری میکنم. ولی تفکر آدم ها، تربیت شون، آستانه ی تحملشون و هزار تا چیز جور وا جور دیگه توی این جوابی که به تو میدن اثر میذاره و هر کسی یه رفتاری از خودش نشون میده.
    خاطرات گذشته (چه خوب/ چه بد) هم میتونه توی عکس العمل ها اثر داشته باشه. به طوری که به مرز جنون میرسونه اون ها رو.
    اگه کسی بازوتو فشار بده، ناراحت نمیشی ولی اگه زخم باشه احساس درد میکنه و اگه زخمش چرکی شده باشه داد و هوار هم راه میندازی و عصبانی هم میشی.
    من نمی خوام بگم رفتار همسرت درسته. ولی این آدم به هر دلیلی یه زخم داره که ظاهرا چرکی هم شده و تو سعی میکنی نوازشش کنی، غافل از اینکه دردش میگیره.
    خیلی نمیشه امید داشت همسرت از این رو به اون رو بشه و یه هو 100% تغییر کنه. ولی میشه انگولکش نکرد تا دادش در نیاد.
    تو خودت تنها برو خونه ی پدریت و هیچ بحثی هم راجع به خونواده ات با همسرت نکن. اگه گفت ناراحتم ازشون بگو درکت میکنم. همین.
    مطمئن باش کم کم حساسیت اون هم کم میشه.
    توی مواردی که خونواده ات و همسرت با هم ارتباط دارن (مثل این ملک و . . .) اصلا دخالت نکن. نظر نده. ولش کن بزار خودشون توی سر و کله ی هم بزنن.

  2. کاربر روبرو از پست مفید hamdardi1390 تشکرکرده است .

    hamdardi1390 (سه شنبه 06 تیر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.